کد خبر: 847633
تاریخ انتشار: ۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۲۱:۱۰
بررسي نگاه محمدتقي شريعتي پيرامون عدالت
محمدتقي شريعتي مزيناني، پدر دكتر علي شريعتي از روشنفكران مذهبي عصر مشروطه بود.
محمدتقي شريعتي مزيناني، پدر دكتر علي شريعتي از روشنفكران مذهبي عصر مشروطه بود. او كه دروس حوزوي را در مدارس علميه مشهد گذرانده بود، پس از مدتي رسالت انقلابي خود را در تربيت و هدايت فكري جوانان ديد و در ميان آنان به تبليغ مشغول شد. وي همچنين با برداشت خود از دين كتاب تفسير نوين را به نگارش درآورد تا تفسيري مطابق با شرايط روز ارائه كرده باشد.  در گفت‌‌و‌گويي با سيد‌جواد ميري برخي از وجوه انديشه اين روشنفكر در حوزه عدالت اجتماعي برحسب تفسير نوين به بهانه سالروز درگذشت وي در واپسين روز فروردين بررسي شده است.
 
ميري معتقد است دغدغه‌هاي صاحب تفسير نوين عدالت اجتماعي و اصلاح ديني بود و او در برابر جريان‌هاي ماركسيستي و مدرنيستي معتقد بود كه دين داراي يك روح مترقي است.
به گزارش «جوان» به نقل از ايكنا، سيد‌جواد ميري، عضو هيئت‌ علمي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي در پاسخ به اين پرسش كه با توجه به حيات فكري محمد‌تقي شريعتي در پهلوي اول و دوم، زيست جهان توليد تفسير نوين توسط محمدتقي شريعتي را چگونه زيست‌ جهاني مي‌دانيد، گفت: اگر اشتباه نكنم تولد محمد‌تقي شريعتي مصادف با انقلاب مشروطه است و او در سال۱۲۸۶متولد شده است.
 
ميري ادامه داد: اتفاق ديگري كه مقارن با زيست مرحوم تقي شريعتي بود، ظهور سيد‌احمد كسروي است. كسروي نقدهاي بسياري را در حوزه دين و مشخصاً تشيع مطرح مي‌كند و در كنار حزب توده و كسرويست‌ها و در زمينه مدرنيته، محمدتقي شريعتي يك‌تنه اقدام به تأسيس كانون نشر حقايق اسلامي مي‌كند كه به‌گونه‌اي‌ در برابر سخن حزب توده و كسروي است.
وي افزود: شريعتي به دنبال برابري بود، ايده عدالت اجتماعي و همچنين مسئله خرافه كه در گفتمان كسروي وجود داشت را مطرح مي‌كرد. محمدتقي شريعتي در كانون نشر حقايق اسلامي نمي‌گفت حزب توده تماماً نادرست است و همه حرف‌هايش غلط است و آن را تكفير كند. ازقضا او ايده‌ عدالت اجتماعي را كليدي اعلام مي‌كند و همچنين ايده اصلاح ديني در گفتمان كسروي را برمي‌گزيند و اين دو را پايه حركت خود قرار مي‌دهد.
 
عضو هيئت‌ علمي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي تصريح كرد: روح مترقي دين از نظر شريعتي به معناي يك ايده داراي دو رويكرد اساسي عدالت اجتماعي و اصلاح ديني است. رويكرد كلان كانون نشر حقايق اسلامي در اين دو خلاصه مي‌شود.
ميري در پاسخ به اين پرسش كه استاد محمدتقي شريعتي از چه راهي به اين رويكردها وارد مي‌شود؟ گفت: رويكرد كانون مبتني بر مسائل آموزشي و عقيدتي بود و نگاهي بسيار اصلاح‌طلبانه و نوگرايانه به دين داشت. كانون با اعتقاد به ريشه‌ها و اعمال عبادي مذهب شيعه به دنبال اين بود كه از مكتب شيعه به آن صورتي كه وجود داشت و به آن عمل مي‌شد راز زدايي و عوام‌زدايي كند. شريعتي معتقد بود به‌گونه‌اي چنانچه بعدها علامه محمدرضا حكيمي و استاد مطهري بيان كرده‌اند، به دليل ساختار روحانيت شيعه، عوام‌گرايي در آن ريشه دوانده است.
اين جامعه‌شناس ديني افزود: استاد محمد‌تقي شريعتي براي رسيدن به اين اهداف معتقد بود كانون بايد از آن تصورات و اعمال مذهبي سنتي كه باعث رخوت، سستي، خرافات و جبرگرايي مي‌شد، دوري كرده و نگاه انتقادي به آنها داشته باشد. شريعتي درعين‌حال يك سياستي را لحاظ مي‌كند كه حساسيت مراجع قدرتمند شيعه در مشهد را برنمي‌انگيزد.
 
وي ادامه داد: به زبان ديگر استاد محمدتقي شريعتي معتقد بود نيرويي كه صرف عزاداري براي ناگواري‌هاي گذشته مي‌شود، بايد براي از ميان برداشتن دشواري‌هاي كنوني، سمت‌وسوي ديگري بگيرد. به همين دليل آيين متداول روضه‌خواني كه در آن‌يك روحاني با برشمردن رنج‌هايي كه بر ائمه شيعه در زندگي دنيوي گذشته بود و بر اين اساس سعي مي‌كرد مردم را برانگيزد و حس اندوه و همدردي حضار را به همراه داشته باشد، در كانون انجام نمي‌شد و به‌جاي آن آقاي محمدتقي شريعتي كه پوشش غيرروحاني داشت مي‌آمد و در خصوص فلسفه و منطق و ساير مواردي كه براي رويارويي كمونيسم لازم بود، سخن مي‌گفت.
 
ميري با بيان اينكه كانون براي اينكه بتواند پايه‌هاي نظري خود را تقويت كند، دو كار بزرگ انجام داد، گفت: اين كارها در علي شريعتي هم ديده مي‌شود. تفسير قرآن و نهج‌البلاغه كارهايي است كه در آن زمان كاري نامعمول و بديع بود. به‌عبارت‌ديگر كتاب تفسير نوين كه موسسه تحقيقات و توسعه علوم انساني چاپ كرده است، به مسائل مستحدثه مي‌پردازد كه كمونيسم، كسرويسم و نهايتاً مدرنيته در جامعه ايران مطرح مي‌كنند.
 
وي تصريح كرد: بنيان اصلي اين تفسير مبتني بر اين ايده است كه دين يك روح متعالي مترقي دارد و براي اينكه ما بتوانيم اين روح را در دين و جامعه معاصر نشان دهيم، بايد به مسائل اجتماعي توجه كنيم و صرف توجه به مسائل اعتقادي‌، متافيزيك و زيبايي‌هاي مفهومي، نمي‌تواند آن اثري را كه لازم داريم براي اينكه دين نقش عمده‌اي ‌در جامعه انسان امروز بگذارد نشان دهد.
عضو هيئت‌ علمي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي در پاسخ به اين پرسش كه با توجه به اين‌كه مي‌دانيم سنت اسلامي سال‌ها به توليد دست‌ پرداخته است، مميزه رويكرد و روش محمدتقي شريعتي چيست؟ گفت: اينكه‌ بگوييم چون علي شريعتي به نظريات جديد پرداخته و محمدتقي شريعتي نپرداخته، بنابراين دو روش متفاوت دارند، نادرست است؛ زيرا ظروف زماني اين دو و پرسش‌ها و مسائل اينها متفاوت بوده و نمي‌توان گفت كه همان پرسش‌هايي كه براي محمدتقي شريعتي وجود داشته، براي علي شريعتي نيز مطرح بوده است.
 
ميري ادامه داد: ايده عدالت اجتماعي كه توسط ماركسيست‌ها مطرح مي‌شود و اسلام را در آن روزگار وارد اين مسئله مي‌كند، شايد امروز سخن از عدالت اجتماعي عادي باشد، اما 100 سال قبل سخن از عدالت اجتماعي چندان آسان نبود. هرچند يكي از اركان اساسي قرآن و حتي اسلام و تشيع عدل بوده است اما اين مفهوم در ذيل اسلام تاريخي به‌گونه‌اي شكل‌گرفته بود كه عدل اجتماعي تلقي نمي‌شود بلكه به‌عنوان امري الهي تلقي شده و اين معنا را دارد كه خداوند عادل است و وقتي ما از دنيا رفتيم مثلاً عدالت خود را بر ما جاري مي‌كند.
 
وي افزود: اينكه عدالت اجتماعي در ساختمان جامعه و ساختار سياسي، فرهنگ و اجتماعي جامعه، چه نقشي دارد و چگونه بايد در زندگي روزمره خود، آن را متجلي كنيم و در مناسبات قدرت مفهوم‌سازي شود، 100 سال پيش‌بين علما و عرفا و بسياري از كساني كه اهل علم و «عالم» بودند متداول و رايج نبود.
 
ميري ادامه داد: اگر كسي در آن روزگار بيايد و در مورد عدالت اجتماعي سخن بگويد و نهج‌البلاغه و قرآن را به‌گونه‌اي تقرير و تفسير كند كه عدالت اجتماعي يكي از ابعاد مهم و كليدي آن تلقي شود، كاري پيشرو و مترقي انجام داده است كما اينكه نياز بشر به عدالت اجتماعي يكي از پرسش‌هاي بسيار كليدي است و امروز هم بسيار مهم است، اما در آن زمان كساني كه اين بحث را مطرح مي‌كردند، انگ بابي و بهايي بودن مي‌خوردند.
 
وي افزود:‌كساني كه تاريخ دين و تشيع در ايران را موردتوجه قرار داده‌اند، به فراست دريافته‌اند كه درروند تكوين شيعه در جامعه اسلامي و ايران، آرام‌آرام ايده‌هاي مترقي تشيع، آميخته با تفاسير و تلقياتي مي‌شود كه ديگر سخن از رهايي‌بخشي و مطالبه‌گري و باز بودن باب اجتهاد نمي‌زنند. باز بودن باب اجتهاد به اين معناست كه نه‌تنها در مسائل فقهي بايد باب اجتهاد را باز بدانيم بلكه انسان به‌عنوان موجودي متفكر در برابر مسائل مستحدثه با يك نگاه پويا، شاداب و كنجكاو به بررسي بپردازد. در آن روزگار بسياري از مسائل كه ما امروز خرافات مي‌دانيم بديهي دانسته مي‌شد.
 
ميري تصريح كرد: شريعتي اينجا نقدهايي كه كسروي به يك طرز تلقي از دين تشيع و تصوف مطرح مي‌كند و مربوط به خرافات است را رد نمي‌كند اما رويكردش با او متفاوت است و از همين منظر با نگاهي معاصرتي و نه مدرنيستي، نسبت به تراث سنت و تجدد انسان مسلمان و شيعي را نشان مي‌دهد و از اين‌روست كه به قرآن و نهج‌البلاغه رجوع مي‌كند.
 
ميري در پايان گفت: ما اگر بتوانيم يك بازخواني از رويكرد و جايگاه مفهوم‌سازي استاد محمدتقي شريعتي از مسائل مستحدثه داشته باشيم، روحيه وي و دستگاه فكري‌اش قابل احياست و آن روحيه مبتني بر اين است كه اساساً ما براي فهم امور، نيازمند تدبير هستيم. واگذاري امور به جبرگرايي و واگرايي، خرافه‌پرستي و اينكه اساساً همه امور را تقليل دهيم به امر مجهول و آن را چنان بپنداريم كه غيبي است راهكار نيست. درحالي‌كه وقتي خود قرآن مي‌خواهد امر غيبي را مطرح ‌كند، در دايره تدبير آن را مطرح مي‌كند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها