کد خبر: 846735
تاریخ انتشار: ۲۸ فروردين ۱۳۹۶ - ۲۰:۳۱
چرا اسحاق جهانگيري به جاي نامزد متبوع اصلاح‌طلبان به عنوان ضربه‌گير معرفي شد؟
استراتژي جريان انقلابي در دوازدهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري مورد اقبال جريان رقيب آن نيز البته به شکل بدلی قرار گرفته است و آنها را براين داشته تا با معرفي بيش از يك نامزد انتخاباتي در صحنه رقابت‌هاي انتخاباتي حاضر و همسو و هماهنگ با نامزد اختصاصي به توجيه كم كاري‌هاي صورت گرفته بپردازند و افكار عمومي را به اين باور و نتيجه برسانند كه دولت اخير بايد چهار سال ديگر نيز مسند امور را در دست داشته باشد.
 نويسنده: محمد اسماعيلي
 
استراتژي جريان انقلابي در دوازدهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري مورد اقبال جريان رقيب آن نيز البته به شکل بدلی قرار گرفته است و آنها را براين داشته تا با معرفي بيش از يك نامزد انتخاباتي در صحنه رقابت‌هاي انتخاباتي حاضر و همسو و هماهنگ با نامزد اختصاصي به توجيه كم كاري‌هاي صورت گرفته بپردازند و افكار عمومي را به اين باور و نتيجه برسانند كه دولت اخير بايد چهار سال ديگر نيز مسند امور را در دست داشته باشد.
«ماهيت» و «فرآيند» اين نوع کپي‌برداري کاملاً با نسخه اصلي متفاوت و حتي متناقض است، چراکه جريان مؤمن و انقلابي در يک فرآيند کاملاً دموکراتيک(به‌واسطه آراي 3 هزار نفر از اعضاي مجمع ملي جمنا) به انتخاب بيش از يک نفر در عرصه رقابت‌هاي انتخاباتي رسيده در حالي که انتخاب نامزد پوششي بدون کمترين سازوکار تشکيلاتي و مردمي صورت گرفته است. اضافه بر اين، انتخاب چند نامزد توسط جريان انقلابي از بالا به پايين نبوده و برعکس از پايين به بالا بوده در حالي که انتخاب ضربه‌گير دستوري و شبانه بوده است. ديگر آنکه هدف نامزدهاي جبهه انقلاب تبيين گفتمان انقلاب اسلامي و بازگرداندن شجاعت توأم با انقلابي‌گري در عرصه خدمتگزاري به مردم است؛ خصيصه‌اي که به نظر مي‌رسد در مقابل نيست و به جاي آن استمرار قدرت به هر شکل ممکن جايگزين آن است. به‌كارگيري چنين استراتژي‌اي توسط جريان مومن و انقلابي چند دليل متفاوت مي‌تواند داشته باشد؛ نخست آنكه در انتخابات سال92، اعضاي ائتلاف موسوم به2+1(قاليباف، حدادعادل و ولايتي) طبق قرار معهود عمل نكرده و جبهه نيروهاي انقلاب نتوانستند يك نامزد نهايي را در صحنه رقابت‌ها شاهد باشند و سعيد جليلي نيز حاضر نشد به نفع فرد ديگري كناره‌گيري كند و به همين دليل در انتخابات اخير تلاش شد تا با تعريف يك سازوكار مناسب به صورت ارادي سه نامزد در صحنه رقابت شركت و دو نفر از آنها بر اساس تكليف از پيش تعيين شده صحنه را به نفع ديگري ترك و آراي خود را به سبد آراي نامزد نهايي منتقل كنند. دوم آنكه تعريف چنين سازوكاري علاوه بر ملزم كردن نامزدها به كناره‌گيري مي‌تواند اثبات کند که حیات سیاسی این جریان به یک یا دو چهره خاص وابسته نیست و افراد كنار رفته مي‌توانند با تجربه‌اندوزي، مقبوليت خود را در آينده افزايش دهند. سوم آنكه جريان انقلابي براي بازگو كردن منطقي، منصفانه و كارشناسانه ضعف‌هاي دولت حاكم در عرصه‌هاي مختلف اقتصادي، سياسي نيازمند حضور افراد كارشناسي (در هر كدام از حوزه‌هاي مورد اشاره است) در صحنه رقابت هاست كه بتوانند ناتواني را مستنداً به جامعه منتقل كند. چهارم آنكه براي اثبات ادعاهاي بعضاً غيرواقعي درباره دستاوردهاي دولت بهتر آن بود تا چند فرد مطلع از زاويه‌هاي مختلف و براساس اطلاعات متقن، ذهن مردم را به سمت صحيح هدايت و از مشكلات اصلي كشور و علت‌العلل آن آگاه سازند. پنجم آنكه اتخاذ چنين استراتژي‌اي، قدرت اثرگذاري حيلتي به نام فرافكني را كاهش داده و ادعاهايي مبني بر ناتواني جبهه انقلاب براي مديريت كشور را خنثي و مي‌تواند زمينه اقبال عمومي به نامزد نهايي اين جريان را نيز افزايش دهد.
 
    جعل استراتژي
جريان رقيب جبهه انقلابي با پي بردن به اين اهداف و همچنين براي فرار از «مقام پاسخگويي» و «اتهام‌افكني» به نامزدهاي رقيب ماه‌هاست كه اصل جعل از اين استراتژي را مورد توجه قرار داده و با طرح مسئله‌اي به نام «ضربه‌گير نامزد نهايي» از رئيس‌جمهوري دولت يازدهم مي‌خواهد تا نسبت به ثبت‌نام ضربه‌گير در مقابل سيل انتقادات دلسوزانه و كارشناسانه نرمش نشان دهد. اين در حالي بود كه رئيس‌جمهور در مقابل چنين پيشنهادي مخالفت توأم با مقاومت داشته و در نهايت در روزهاي منتهي به ثبت‌نام نامزدهاي انتخاباتي در وزارت كشور، اصل مسئله را پذيرفته و ماهيت آن را مورد تغييرات جدي قرار مي‌دهد.
 
   چرا جعل؟
هر چند دلايل اصلي مخالفت حسن روحاني با نامزد پوششي(ضربه‌گير) را شايد بتوان در خلال اظهارات محرمانه اسحاق جهانگيري درباره ضعف‌هاي روحاني (كه بعداً توسط معاون اول رئيس‌جمهوري تكذيب شد) جست‌وجو كرد اما با اين حال علت‌هاي ديگري را نيز مي‌توان دراين باره مورد توجه قرار داد از جمله اينكه جريان تجديدنظرطلب اهداف پشت پرده‌اي را نيز دنبال مي‌كردند:
- تهديد نرم و محترمانه حسن روحاني و مقدمه‌سازي براي امتياز‌گيري از وي در قالب سند زدن چند وزارتخانه مهم نظير وزارت علوم، آموزش و حتي وزارت خارجه در دولت آينده به نام اين جريان
- وجاهت بخشيدن به تشكيلات حزبي با انتقال اين پيام كه این جريان با «كسي عقد اخوت نبسته» و احتمال عبور از حسن روحاني نيز هست.
- آبديده كردن نامزد انتخاباتي 1400 خود با تجربه‌اندوزي كه در انتخابات 96 براي وي به‌وجود خواهد آمد.
 
  چرا اسحاق جهانگيري؟
مجموع اين دلايل باعث شد تا حسن روحاني اسحاق جهانگيري را به عنوان نامزد پوششي خود انتخاب كند (مسئله‌اي كه با برخورد عصبي و پرخاشگرايانه روزنامه‌هاي زنجيره‌اي نيز مواجه شد)، به عنوان نمونه روزنامه آفتاب يزد روز پس از ثبت‌نام جهانگيري در انتخابات تيتر كنايي « با تصميم شبانه روحاني كانديداي پوششي (جهانگيري) آمد»را برجسته كرده و ساير روزنامه‌هاي اين جريان به تصريح و تلويح نسبت به چنين پيشامدي اظهار گلايه مي‌كنند. اما از جمله دلايل انتخاب اسحاق جهانگيري به عنوان نامزد پوششي آن است كه اعتماد خاص رئيس‌جمهور به معاون اول خود باعث شده كه حسن روحاني حداقل از اين نظر خاطر جمع باشد كه اسحاق جهانگيري با اشاره او پس از مناظرات انتخاباتي صحنه رقابت را ترك خواهد كرد و به همين دليل يك تهديد انتخاباتي پنهان براي وي به شمار نمي‌آيد.
ديگر آنكه نامزد شدن اسحاق جهانگيري چالش‌هاي نامزدهاي اختصاصي جماعت تجديدنظرطلب با حاكميت را نداشته و به‌راحتي از فيلتر شوراي نگهبان رد و در صحنه رقابت‌ها مي‌تواند شركتي فعال داشته باشد، مضاف اينكه با توجه به آنكه اسحاق جهانگيري 44ماه معاون اول رئيس‌جمهور بوده از كم‌كاري‌هاي دولت آگاه بوده و مي‌تواند مانع از ورود رقبا به آن حوزه «در حد وسع شده» و براي آن توجيهات پوپوليستي بياورد. از سوي ديگر در جايي كه رئيس‌جمهوري محترم شايد نتواند آمار و ارقام اقتصادي را مطرح كند، معاون اول وي به خوبي مي‌تواند در اين حوزه مانور دهد و آراي عمومي را به سمت دولت جلب كند.
 
   رئيس‌جمهور نمي‌تواند از خود دفاع كند!
جماعت تجديدنظرطلب در شرايطي كه خواهان امتياز‌گيري از حسن روحاني به واسطه معرفي ضربه‌گير در انتخابات هستند اما در عين حال اصل معرفي نامزد پوششي را تحت هر شرايطي نيز يك ضرورت دانسته‌اند، به عنوان نمونه احمد مازني نماينده مردم تهران و عضو فراكسيون اميد مجلس در گفت‌وگويي در همين رابطه با تأكيد براينكه «روحاني نمي‌تواند يك تنه از دولت دفاع كند»، بيان مي‌كند: وقتي آنها (رقباي روحاني) اين كار را مي‌كنند چرا آقاي روحاني اين كار را نكند؟! تا يك مقطع اين استنباط مي‌شد كه آقاي روحاني مي‌تواند يك تنه وارد اين فضا شود اما ظاهراً براي اينكه اين آرايش، آرايش درستي باشد و همچنين براي پاسخگويي به انتقادها نسبت به عملكرد دولت يازدهم آقاي جهانگيري هم در قامت يك نامزد و به منظور شركت در مناظره‌ها وارد صحنه شدند.
محمد ارشدي مسئول ستاد مردمي روحاني در كشور در انتخابات 92 نيز تأكيد مي‌كند كه «روحاني نمي‌تواند رئيس‌جمهور بعدي باشد»: آقاي روحاني تلاش خود را انجام داد و زحمت هم كشيد اما شخص روحاني به تنهايي نمي‌تواند از اين رو به نظر مي‌رسد دولت و كابينه يازدهم پشتيباني قوي براي روحاني نبوده و نيست.  از همه مهم‌تر آنكه محمد هاشمي برادر مرحوم هاشمي‌رفسنجاني نيز روز گذشته در پاسخ به اين سؤال كه گزينه‌نهايي با كدام مكانيسم انتخاب خواهد شد؟ آيا قرار است براساس نظرسنجي‌ها گزينه نهايي مشخص شود؟ تصريح كرد: بستگي به عرصه رقابت و صحنه انتخابات دارد، عوامل مختلفي مي‌تواند باشد و فقط نظرسنجي نيست. اظهارات هاشمي زماني كه پاسخ سؤالي مبني بر اينكه آيا ممكن است شما گزينه نهايي باشيد و آقايان روحاني و جهانگيري به نفع شما انصراف بدهند؟ تأكيد كرد: هر احتمالي ممكن است، من نمي‌گويم اين‌طور كه شما مي‌گويد مي‌شود، اما مي‌گويم كه مبناي ما رقابت درون جناحي نيست، جالب‌تر مي‌شود و اين احتمال را مطرح مي‌كند كه وي به فرض تأييد صلاحيت توسط شوراي نگهبان تا پايان رقابت‌ها در صحنه باقي خواهد ماند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار