نویسنده: بیژن یانچشمه
سالهاست با وجود سازمان مديريت بحران و بخشهاي متولي با كوچكترين بارش باران در مسير خود همه چيز را مي برد و كسي هم پاسخگو نيست. متأسفانه در سالهاي متمادي به دليل نبود ساز و كار مناسب بسياري از فضاهاي سبز بكر و درختان در حوزههاي آبخيز از بين رفته است و همين امر سبب شده است باراني كه ميتواند نعمت به حساب آيد، تبديل به زحمت شده آن هم به دست ندانمكاري عدهاي كه هيچ توجهي به اكوسيستمهاي حساس محيط زيست ندارند.
متأسفانه به رغم هشدارهاي سازمان هواشناسي و آن هم در فصل بهار كه فصل بارش بارانهاي سيل آسا است، به دليل نبود سيلابگير و كنترل سيلاب حوادث جاني و مالي بسياري بر جا ميماند.
هنوز سيل كن و شیراز و... فراموش نشده است كه سيل استانهاي شمال غربي كشور را درنورديده است، چند استان و شهرهاي آن تاكنون 30 كشته و حدود 37 مفقود را بر جاي گذاشته است. قصه سيل و سيلاب در حالي تكرار ميشود كه هيچ مسئول و سازمان و يا دستگاه متولي حاضر به پاسخگويي اين حوادث نيست.
هر چند بخش زيادي از اين حوادث به نوع نگاه مردم گره خورده است، چرا با وجود هشدار باز هم مردم در مسيرهاي سيلابگيري قرار ميگيرند و حوادث بسيار سنگين جاني و مالي بر جا ميماند.
در حقيقت هنوز ساختار مديريت بحران در كشور ما كه داراي استعداد بيشتر حوادث طبيعي و غيرمترقبه است، شكل منسجمي به خود نگرفته است و اين ساختار از مديريت لوكس، آسيب بسياري ميبيند اگر ساختار و چارچوب مديريت بحران در كشور پيادهسازي شود ميتواند در هر مرحله چه قبل، حين و بعد از حادثه را تحت كنترل درآورده و از پراكندگي عمل كرده در اين حوزه جلوگيري به عمل آورد.
نبود مديريت يكپارچه بحران در كشور به رغم وجود استعدادهاي فراوان و نيروهاي متخصص و كارآمد نشان ميدهد كه مديريت دولتی كشور دچار چند پارگي شده است كه سيل و سيلاب هر از گاهي سيلي محكمي به اين بي تدبيري مي زند. اگرچه حادثه پلاسكو 26 كشته برجا گذاشت، سيل اخير در استانهاي شمال شرقي كشور دو برابر اين حادثه كشته و مفقود به سيلاب سپرده تا مسئولان به خود بيايند.
متأسفانه مديريت استانداريها و فرمانداريها در اينگونه موارد يعني زمان وقوع حوادث فقط تشريفاتي است؛ چرا كه اين بخشهاي دولتي ميتوانند با توجه به اختيارات خود اقدامات بسياري را به انجام برسانند تا از ميزان حوادث و خسارتهاي جاني و مالي كاسته شود، اما تدبيري در اين خصوص وجود نداشته و ندارد كه سيل و سيلاب هر دفعه همه چيز را با خود ميبرد.
آنچه در تكرار قصه اينگونه حوادث جاي تأسف دارد، آن است كه اينگونه حوادث همچنان در بازههاي زماني متناوب تكرار ميشود و مسئولان مربوطه فقط در حاشيه آن را تماشا ميكنند. اينكه مسئولان در مصاحبه با رسانهها و صدا و سيما از اقدامات خود بعد از حوادث دفاع ميكنند، خود نقطه ضعفي است از عملكرد آنان؛ چرا كه وقتي نتوانستهاند به مهار و كاستن حوادث كمكي بكنند حالا با واسطه قرار دادن رسانهها و بولد كردن اقدامات صورت گرفته درصدد هستند خلأ و كاستيهاي خود را بپوشانند. به هر صورت سيل سيلابي، خانوادههاي بسياري را داغدار كرده است و اينكه مقصر و يا مقصران اصلي حادثه چه كساني هستند باز هم در هالهاي از ابهام باقي خواهد ماند و دستگاههاي مسئول هم فقط مانوري ميدهند و در روزهايي كه خبرهاي حادثه بسيار داغ است و بعد از آن همه چيز حتي مديريت بحران به دست فراموشي سپرده ميشود تا باز هم اين قصه دردناك تكرار شود. بايد از مسئولان مستقيم و غيرمستقيم خواست تا پاسخي قانعكننده در اين مورد به افكار عمومي بدهند. چه آنان كه در رأس قدرت هستند و چه لايحههاي پايينتر بايد به عذر تقصير خود اعتراف كنند.