
جواد محرمي
دبير جشنواره جهاني فيلم فجر در نشست خبري اين رويداد از رابطه سينما با منافع ملي سخن گفته است. اعتراف هر چند كوتاه و حاشيهاي رضا ميركريمي به اين واقعيت را ميتوان قدري به فال نيك گرفت. همين كه يك مدير دولتي و يك كارگردان سينماي دولتي حاضر ميشود بر خلاف نظر جريان روشنفكري در سينما به اين حقيقت اعتراف كند مايه اميدواري است. هر چند شاعر ميفرمايد: «واعظان كين جلوه در محراب و منبر ميكنند، چون به خلوت ميروند آن كار ديگر ميكنند.» متأسفانه سال گذشته و در جريان برگزاري اين رويداد حتي يك پرچم ايران هم در مجموعه چهارسو ديده نميشد اما كشور فرانسه، هم سفيرش حضور پررنگي داشت و هم نشاني از پرچمش يافت ميشد.
رضا ميركريمي، دبير جشنواره جهاني فيلم فجر در اين رابطه گفته: «حتماً اهداف فرهنگي و هنري در برگزاري اين جشنواره در اولويت است اما بيشك ريشه آنها بايد در منافع ملي ما باشد البته هر جاي دنيا اين رويه به همين شكل است و هيچ رويدادي برگزار نميشود مگر اينكه اهداف و منافع آن كشور را سرلوحه خود قرار دهند.»
اينكه دبير جشنواره حاضر شده در يك تريبون رسمي اعتراف كند كه سينما در همه دنيا مطابق با اهداف فرهنگي و هنري كه ريشه در منافع ملي دارد پيش ميرود خبر خوبي است. هر چند كارنامه سينمايي ميركريمي در اين سالها نشان ميدهد كه اين كارگردان بيشتر به موضوعات و مضاميني دلبستگي دارد كه سرگرداني و حيراني از آن به مخاطب مخابره ميشود و مؤلفههايي چون قهرمان، اميد، مخاطب عام، عشق و كليدواژههايي از اين دست كه براي يك سينماي مدعي همراستايي با منافع ملي ضروري و غيرقابل انكار است در آثار او به شدت كمفروغ است.
ارتباط وثيق منافع ملي با سينما موضوعي است كه همواره از سوي جريان روشنفكري در سينما رد شده است و با بياعتنايي مواجه شده است. جالب است كه ردكنندگان اين موضوع همواره از رانتها و بودجههاي عمومي و دولتي براي توليد آثار خستهكننده و بيرمق خود استفاده كردهاند. در بهترين حالت مروجان روشنفكري به اين قائل بودهاند كه سينما نبايد در عرض با منافع ملي تعريف شود. گوش شنوايي هم براي صداهايي كه بيوقفه و در تريبونهاي مختلف بر لزوم خدمت سينما به منافع ملي تأكيد دارند وجود ندارد. سينما براي شبه روشنفكران ايراني همواره در سطحي نازل و به عنوان وسيلهاي براي مبارزه با جريان حاكم قلمداد شده است.
نكته ديگر درباره سخنان ميركريمي و محك اينكه چقدر اين سخنان با عمل انطباق دارد را ميتوان با رجوع به خود جشنواره جهاني فجر تا حدي بررسي كرد. ميركريمي سال گذشته نيز دبيري اين رويداد را بر عهده داشت و برگزاري آن بار ديگر از سوي حجتالله ايوبي به او هبه شد. يك نويسنده و روزنامهنگار سينمايي اخيراً و در واكنش به سخنان ميركريمي درباره منافع ملي در سينما نوشت: سپردن كرسي داوري به خانم «فاطمه معتمدآريا»، بعد از حضور در جمع داوران جشنواره غيرقانوني و ضدصنفي «عصر» در تركيه كه به رياست «اسماعيل ايزددوست»، رئيس شبكه (PNTV) (كه يد طولايي در پخش فيلمهاي ايراني بدون پرداخت حق رايت قانوني كه منجر به تضييع حقوق صنوف سينمايي ايران است، دارد) و رقيب «سعيد كريميان» - مدير مجموعه شبكههاي جم- برگزار شد، دهانكجي به همان منافع ملي و ضديت با اهداف فرهنگي، هنري و صنفي است. حضور دهها فيلم بدون پروانه نمايش - همچون «ملي و راههاي نرفتهاش»، «دلم ميخواد»، «خانه كاغذي» و... - در قالب بخش نمايشهاي بازار اين جشنواره كه طبعاً، نمايش آنها براساس قانون كشور، در يك جشنواره رسمي دولتي غيرقانوني محسوب ميشود، منافع ملي و اهداف فرهنگي و هنري كه قانون همين كشور براي صيانت از آنها وضع شده است را به خطر مياندازد.
فيلمهايي كه هيچگاه خبري از صدور پروانه نمايش براي آنها نبوده است و عملاً، به دلايلي مصلحتجويانه - همانطور كه وزير محترم ارشاد براي يكي از مراجع معظم تقليد گفتهاند- كنار گذاشته شده بودند. شايد هم اين رفتارها، اهداف فرهنگي و هنري را تأمين ميكند و منافع ملي را به خطر نمياندازد... اميدوارم از طرف آقا سيد رضاي ميركريمي به بياخلاقي متهم نشويم. ميگوييم، چون دوست داريم كشوري مقتدر و قانونمند در حوزه فرهنگ و هنر داشته باشيم كه معيار و ميزان، گرمي سلام و عليك آدمها با ما نباشد.