
نویسنده: بیژن یانچشمه
چند هفتهاي بيشتر به انتخابات شوراها باقي نمانده است و جنب و جوش براي دست يافتن به صندلي شورا از سوي نامزدها بالا گرفته است. اعضاي نامزد چند هفتهاي است كه به صورت غيررسمي به اعلام برنامههاي خود در شبكههاي مجازي و اجتماعي و جلسات مشغول شدهاند. جايي از شهر نيست كه صحبت از شورا و نامزدهاي آن خبري نباشد. همه از شهر و مشكلات آن ميگويند و ميخواهند از مسائل و معضلات شهري كاسته شود و هركس حرفي براي گفتن دارد.
همه شهروندان در اداره شهر سهيم هستند و طبق قانون حق رأي دارند بنابراين اين شهروندان هستند كه شهر را اداره ميكنند و بايد وكلاي خود را به شورا بفرستند تا از جانب آنان شهر را اداره كنند. اگر قرار است شهر رشد و ارتقا يابد بايد تك تك شهروندان با آگاهي و به دور از بازيهاي سياسي وارد عرصه اداره شهر شوند تا شهر در مسير رشد و ارتقا قرار بگيرد بر اين اساس به سراغ شهروندان رفتيم تا از نظرات و تجربيات آنها براي اداره شهر آگاه شويم و نظراتشان را براي ساير شهروندان منعكس كنيم. پرهيز از سياسيكاري و يارگيري سياسي، توجه به بحث تخصصي شورا، همراهي با اعضاي شوراهاي منتخب و افزايش مشاركت و اعتماد شهروندان به وكلاي خود از موضوعاتي است كه شهروندان بدان اشاره كردند كه اين مباحث را ميخوانيد.
حسيني دانشجوي الكترونيك ميگويد: در حال حاضر شهرهاي كشور از لحاظ هوشمندسازي بسيار عقبتر از ساير كشورهاي پيشرفته جهان هستند و گام برداشتن در اين مسير ميتواند علاوه بر كاهش ترافيك به شهر هوشمند هم كمك كند. او ميافزايد: اگر افراد متخصص به شوراي شهرها وارد نشوند و قرار باشد نگاه سنتي به شهر و شهروندان صورت بگيرد، مشكلات و معضلات شهري هرگز ريشهاي حل نخواهد شد.
بنابراين لازم است تا مردم در انتخابات خود دقت لازم را بكنند تا هر رأي براي حل جزئي از مسائل و مشكلات موجود باشد. وي ارتقا و پيشرفت شهرها را لازمه پيشرفت كشور عنوان كرده و ميگويد: هر چقدر هم كه نفت داشته باشيم و آن را صادر كنيم تا زماني كه نتوانيم مسير درست را براي پيشرفت كشور به كار ببريم درجا خواهيم زد، بنابراين ضروري است تا از توان و ظرفيت فكري و عملي و داخلي و جوانان مستعد براي رهايي از بار مسائل و مشكلات شهري استفاده شود.
در دو دوره اخير برخي هنرمندان و ورزشكاران نيز با استفاده از عناوين كسب كرده و شهرت خود پا به عرصه شورا گذاشتند تا بتوانند توان و ظرفيت كاري و تخصصي خود را براي شهر و شهروندان به كار ببرند. اما انتقادات و گلايهها به دليل ناكارآمدي و عملكرد سليقهاي برخي از اين افراد سبب شده است تا در سالهاي اخير انتقاد به حضور اين افراد به پرسش اساسي براي شهروندان تبديل شود.
به منظور آگاهي از نظرات شهروندان با دو نفر از آنها به گفتوگو نشستيم. احمد محمدي، استاد دانشگاه و فعال در زمينه تشكلهاي غيردولتي حضور افراد شاخص را براي شورا مهم ميداند ولي نه اينكه هر كس در شغلي عنواني را كسب كرد فكر كند ميتواند براي ساير شهروندان تصميمگيري كند را مدنظر قرار داده و ميگويد: در شرايط حاضر مسائل و مشكلات شهري و زندگي شهرنشيني بسيار پيچيده و سخت شده و لازم است تا هر لحظه براي مسائل و مشكلات تصميمات متناسب با آن گرفته شود بنابراين اگر قرار باشد براي شهر 10 ميليوني پايتخت، ورزشكاران و هنرمندان تصميمگيري كنند پس جاي ساير تخصصهاي مورد نياز چه ميشود؟
وي تأكيد ميكند: در اين بحث دو حالت پيش ميآيد يا اينكه اين افراد واقعاً بخواهند به همنوعان خود كمك بكنند كه بايد نوع نگاه و رفتار شورايي خود را منطبق با نيازهاي شهر سازند و روش ديگر آن است كه اجازه بدهند ساير تخصصهاي مورد نياز شهر و شهروندان از طريق افراد صاحبنظر و كارشناس صورت بگيرد و آنان به نوعي حكم مشاور و همراهكننده را داشته باشند.
او ميگويد: به تجربه ثابت شده است حضور اين افراد در كنار اعضاي متخصص ميتواند به راهبردي ساختن تصميمگيري و تصميمسازي كمك شاياني بكند بنابراين لازم است تا اين نوع نگاه به شهر و شهروندان در ميان افراد شاخص رشد و ارتقا يابد تا شاهد كاهش مسائل و مشكلات شهري از يك سو و شكوفايي و ارتقاي زندگي از سوي ديگر باشيم. اين فعال حوزه تشكلهاي مردمي با اشاره به فعاليتهاي مختلف گروههاي مردمي و داوطلب در شهر ميگويد: اگر قرار باشد همه در شورا حضور پيدا كنند پس چه كسي بايد امور را انجام دهد؟ استفاده از توان و پتانسيل گروههاي فعال در ميان شهروندان و اعضاي شورا است كه ميتوان به افزايش مشاركت و رضايتمندي مردم از خدمات از آن نام برد. امير غفاري مرد ميانسالي كه به گفته خودش 50 سال است در تهران زندگي ميكند ميگويد: در گذشته شهرها كوچك بودند و رسيدگي به آنها تقريباً آسانتر بود و مسائل و مشكلات ميان شهروندان در هر محله رصد و حل ميشد، اما حالا كه شهر وسعت چند ده هزار كيلومتري پيدا كرده است مديريت شهر و تصميمگيري براي حل مسائل و مشكلات آن نيز نيازمند عزم افرادي است كه بتوانند مسائل و مشكلات را رصد كرده و با ظرفيتهاي موجود و مطالبهگري از دستگاههاي دولتي به رشد و نمو شهري كمك كنند.
وي با اشاره به وجود آسيبهاي اجتماعي ميافزايد: متأسفانه در كنار مسائل و مشكلات شهري، آسيبهاي اجتماعي در بسياري از محلات افزايش يافته است. اگر شهرداري پاركي را ميسازد تا شهروندان استفاده كنند به دليل افزايش انواع و اقسام آسيب، اين پارك محلي براي تجمع و رفت و آمد افراد ولگرد و معتاد شده است و همين امر سبب شده شهروندان به همراه خانواده نتوانند از فضاهاي شهري استفاده مناسبي بكنند.
او تأكيد ميكند كه براي حل اين مشكل بايد افراد صاحب تخصص و داراي توان تصميمگيري بالا وارد شوراي شهر شوند تا بتوانند از بار مسائل و مشكلات شهري بكاهند وگرنه اگر به صندليهاي شورا به عنوان يك شغل نگاه شود پس مسئله سود و منفعت شخصي و حزبي و جناحي در آن به كار صادقانه ارجح ميشود و شهر درجا خواهد زد و هرگز از كلاف پيچيده مشكلات رها نخواهد شد.
شورا بايد پله ترقي شهر باشد نه فرد
متأسفانه با رصد عملكرد شورا و برخي اعضا ديده شده است كه شورا را عدهاي براي ترقي و پيشرفت شخصي و رسیدن به آرزوهاي خود انتخاب كردهاند و با رأي شهروندان در حال طي پلههاي ترقي هستند و همين امر سبب شده است تا چالشهاي شورا پس از چهار دوره همچنان باقي بماند و نگاه به شورا سليقهاي باشد. در اين زمينه رضا جنتي كارشناس مسائل شهري معتقد است افرادي بايد به شورا پا بگذارند كه نياز به كسب قدرت و محبوبيت نداشته باشند چرا كه اين دو مؤلفه يعني قدرت و محبوبيت ميتواند با امكانات و ظرفيتهاي شورا زمينه فساد و تخلفات را در شهر رشد دهد. وي با اشاره به نگاه سنتي به شورا به عنوان افراد ريش سفيد ميگويد: در شرايط كنوني نگاه سنتي به اعضاي شورا به عنوان افراد ريش سفيد تغيير كرده و افراد براي كسب قدرت و محبوبيت وارد شورا ميشوند. اين در حالي است كه خدمت در شوراي شهر بايد خدمت صادقانه باشد تا هم شهر و شهروندان رشد كنند و نيازهايشان برطرف شود و هم زمينه رشد جايگاه شورا فراهم شود. اين ممكن نيست مگر آنكه تك تك شهروندان نگاهشان به اعضاي شورا تغيير كند.
وي ميافزايد: هر يك از افراد كه از سوي شهروندان براي شورا انتخاب ميشوند علاوه بر وعدههاي انتخاباتي خود داراي تخصصهايي هستند كه به صورت خرد است و لازم است تا با حضور در شورا نگاهها به مسائل و رفع آن جمعي و شورايي شود. وجود اختلاف نظر امري طبيعي ميان اعضاي شورا است اما اين اختلاف اگر به ضرر شهر و شهروندان باشد كه ديگر امر مطلوبي نخواهد بود و دقيقاً حركت در مسير خلاف است كه به جاي ارتقاي زندگي شهري و شهرنشيني به معضلي تبديل خواهد شد تا عدهاي هم براي حل اختلاف آنان به كار گرفته شوند.
نگاههاي سياسي، شورا را سياسي كرده است
مهناز اكبري دانشجوي رشته مديريت ميگويد: سياسيكاري و سياستبازي در شوراي شهر به امري عادي تبديل شده است و هر دو كفه ترازوي شورا را متأسفانه با اين مؤلفه بايد رصد كرد. تأثيرپذيري و تأثيرگذاري به تك تك افراد شورا و همچنين كل اعضا در دورههاي اخير بهرغم شعارهاي اعضا مبني بر دوري از سياسيكاري و سياستبازي سبب شده است تا پتانسيل و ظرفيت شوراها به هدر برود. چالش و مسائل و مشكلات به جاي حل شدن، رنگ و بوي سياسي بگيرند و شهر و شهروندان از اين نوع نگاه متضرر شوند. وي ميافزايد: به اعتقاد بنده وجود افراد سياستدان به جاي سياستكار در شورا لازم است چرا كه شورا بايد با سياست خود حق شهر و شهروندان را از دولتطلب كند و همچنين بازويي باشد براي اجراي برخي سياستهاي دولت در حوزه شهري.
او ميافزايد: يك شهر داراي اجزا و كالبد ظاهري و در بعد دروني داراي روح است كه اگر در هر مورد ساخت و ساز و رفتار ترافيكي به مسائل نگاه سياسي صورت گيرد، هم كالبد شهر آسيب خواهد ديد و هم روح آن دچار چالش ميشود. نگاه خودرو محور و بيروح به شهر سبب شده است شهر ديگر محل آرامش و آسايش براي شهروندان نباشد و اكثريت افراد تا فرصتي پيش ميآيد ميخواهند از شهر فرار كنند.
اين نگاه كه نگاه غالب در ميان شهروندان است به رفتار اعضاي شورا و شهرداري و ساير دستگاههاي شهري مربوط ميشود كه خوب تصميمگيري كنند و با نظارتهاي سيستمي مسائل را مورد بحث و تبادل نظر تخصصي قرار دهند. شهر محلي امن و جايگاه امنيت براي تك تك شهروندان ميشود در غير اين صورت فضاهاي بيدفاع شهري براي شهروندان ناامن شده و هر لحظه ميخواهند از آن فرار كنند و اين موضوع ميزان مشاركت و همراهي شهروندان را با اعضاي شورا و مديريت تصميمگيري كاهش ميدهد.
شهرها بايد منبع درآمد و هزينه باشند
بسياري از مسائل و مشكلات شهري ناشي از نبود درآمد منابع پايدار است كه در طول ساليان گذشته اين روند ادامه يافته و سبب شده است تا درآمد شهري به فروش تراكم و ساخت و سازهاي غيرضروري منجر شود. وجود يك ساختار براي تأمين درآمد پايدار شهري امري ضروري و لازم است و اگر بدان توجه صورت نگيرد فقط شهر و شهروندان در آن آسيب خواهند ديد. در اين خصوص يكي از فعالان شوراياري كه چند سالي است در نقش شورايار در محلات غرب تهران مشغول به فعاليت است ميگويد: نبود درآمد پايدار مسير تصميمگيري و تصميمسازي اعضاي شورا را تغيير ميدهد و به جاي حل مشكلات ريشهاي اعضا بايد در جايي درآمد كسب كنند و در جايي ديگر آن را هزينه كنند. اين روند باعث تخريب بخشي از فضاي شهري و براي كسب درآمد ميشود و هزينه كردن آن فقط به حل مسائل و مشكلات ميانجامد.
در صورتي كه شهر بايد يك حساب و كتاب مشخص درآمدي داشته باشد. به عنوان مثال وقتي ما از شهرداري منطقه خود درخواستي داريم، ميگويند بودجه لازم را نداريم بنابراين با نبود بودجه نيازهاي شهروندان بيپاسخ ميماند و شهروندان از مشاركتهاي شهري كنار ميروند. بنابراين درآمد پايدار بايد توسط اعضاي شورا مدنظر قرار گيرد و بايد افرادي به شورا بروند كه با مشكلات آشنا بوده و بتوانند آن را ريشهاي حل كنند والا هر شخصي ميتواند طبق قانون با رأيآوري وارد شورا شود و امور را به دست بگيرد.
يارگيري سياسي در شورا ممنوع!
يكي از آفتهاي شورا در دورههاي متولي در شهرهاي كوچك و بزرگ تمايل داشتن اعضا به حوزههاي قدرت است كه سبب شده شوراها به جاي شوراي شهروندان و شهر به شوراي يك دستگاه و يا يك حزب يا جناح خاص تبديل شوند كه اين امر در تصميمگيري و عملكرد شورا تأثير مستقيم گذاشته است تا آنجايي كه پاي رسانهها هم به ميان كشيده ميشود و از هر نگاه سياسي صحبت به ميان ميآيد به جز نگاه تخصصي براي ارتقاي زندگي شهري شهروندان. در اين زمينه يك فعال رسانهاي ميگويد: بارها شاهد چالشهاي شورا در بسياري از شهرها بودهام. اعضاي شورا با پشتوانه جناحي و سياسي خاصي وارد شورا ميشوند و پس از كسب قدرت درصدد برميآيند نيازهاي آنان را برطرف كنند، بنابراين برخي از اعضاي شورا يار سياسي حزب يا گروه خاصي هستند و يا مشغول يارگيري سياسي ميشوند و شهر و شهروندان در اين ميان فراموش ميشوند و نتيجه آن همين اوضاع و احوالي ميشود كه شاهد هستيم، ترافيك، آلودگي، استرس و... عاملي ميشود تا شهروندان خود را از شهر جدا ببينند و همين نگاه سبب افزايش مسائل و مشكلات ميشود.
آگاهي شهروندان، شهر را ميسازد
تجربه چهار دوره شورا براي شهروندان تجربه گرانبهايي است كه با رصد و رجوع به فعاليتها و عملكرد اعضاي شورا تصميم صحيح و درستي را ميتوانند اتخاذ كنند. بنابراين هر رأي كه به صندوق شورا ريخته ميشود ميتواند به پيشرفت شهر كمك كند و بالعكس ميتواند عامل بازدارنده باشد. بنابراين اين شهروندان هستند كه با آگاهي و آناليز شرايط دست به تصميمگيري براي اداره شهر توسط خود ميزنند و اگر كوچكترين كمكاري صورت بگيرد ديگر نبايد انتظار داشته باشند كه شهر مسير رشد و رو به جلوي را طي كند.
در پايان اين شهروندان هستند كه با مشاركت بالا و تصميمگيري مناسب به حيات شهر كه در مثابه يك موجود زنده است كمك ميكنند و اگر كوتاهي و كمكاري صورت بگيرد مقصر اول شهروندان هستند بعد اعضاي شورا.