نويسنده: محمد جواد سروش
شايعه از چه محدوده زماني آغاز شد؟ يا به عبارت ديگر خاستگاه شايعه به چه دوراني برميگردد؟ در اين رابطه نميتوان پاسخ دقيقي ارائه كرد، چراكه انسان موجودي اجتماعي است و بنابراين بعد از پيدايش زبان رايج بين انسانها، اين فرصت براي آنها به وجود آمد كه راحتتر بتوانند با هم صحبت و ارتباط برقرار كنند كه در نتيجه آن، ميتوان شايعه و پراكندن آن را بخشي از آن برشمرد، چراكه شايعه را با كمي اغماض ميتوان همخانواده و جزئي از دروغ، تهمت و افترا دانست و نفس آدمي قابليت پيدايش اين امور را در خود ميبيند و در برخي موارد خاص متأسفانه، اين پديدههاي شوم با نفس آدمي عجين شده كه گويي جزء وجود او شده است.
ميتوان اين گونه اظهار كرد شايعه زماني شيوع پيدا ميكند كه خبر موثق، دست اول، اطمينان بخش و صادق موجود نباشد كه اينجاست ذهن خلاق فرد شايعهساز به ميدان ميآيد و آن چنان تار و پود كلمات و جملات را به هم ميبافد كه عوام نه تنها به آن ايمان ميآورند بلكه گويي عين قضيه و مسئله را به عيان مشاهده ميكنند.
در گذشته از به وجود آمدن شايعه تا فراگير شدن آن، مدت زمان بسياري را طلب ميكرد، چراكه اغلب به واسطه گفتوگوي چهره به چهره مطالب انتقال مييافت، اما اكنون به لطف وجود انواع و اقسام شبكههاي مجازي اعم از تلگرام، واتساپ و اينستاگرام و همين طور گستره شبكه اينترنتي، شيوع شايعه سرعت قابل توجهي به خود گرفته است و فقط در انتظار اشاره يا اتفاقي خاص در زمينههاي مختلف است كه موتور توليد شايعه به كار افتد و زمين و زمان را از وجود خود مملو سازد.
اشخاصي كه مبادرت به ايجاد شايعه ميكنند انواع مختلفي دارند كه ممكن است از جمله باهوشترين افراد جامعه باشند يا حتي نوجواني باشد كه 15 سال دارد كه اغراض مختلفي را براي ايجاد شايعه در سر ميپروراند. شايعات انواع مختلفي دارند و ميتوان اين گونه مطرح كرد كه شايعه قابليت اين را دارد كه تقريباً تمام جوانب مهم زندگي بشر را تحت تأثير خودش قرار دهد و همين باعث به وجود آمدن خيل عظيمي از شايعات در موارد مختلف ميشود. از جمله شايعات در رابطه با مسائل سياسي، اجتماعي، فرهنگي، هنري، اقتصادي، ورزشي كه برخي از اغراض آن: آزار و اذيت ديگران، كوبيدن شخص يا گروهي خاص، بدنام كردن حزب با استفاده از نشر اكاذيب، از بين بردن و سلب اعتماد از شخص يا گروه، كمك كردن به بيگانگان براي دخالت در امور داخلي، بر هم زدن نظم عمومي، ايجاد اضطراب، تشويش اذهان عمومي، سلب آسايش از مردم و بزرگنمايي از حادثهاي كوچك است.

اشخاص مهم نيز از تيررس شايعات در امان نبوده و نيستند، اشخاص مختلفي كه نه لزوماً طرفداران بسياري دارند، بلكه فقط شناخته شده هستند. شنيدن انواع و اقسام خبرها در رابطه آنها و حتي نزديكان آنها براي عموم مردم جذاب است و دوست دارند از چند وچون زندگي ايشان و مسائل مربوط به آنها اطلاعات بيشتري كسب كنند و وقتي خبر خاصي از طريق مراجع رسمي و موثق در دسترس يا در كار نباشد، در شايعه گشوده شده و با صلابت و قدرتي هر چه تمامتر به نشر خود ادامه داده و مطالب خود را به سمع و نظر بينندگان و شنوندگان ميرساند تا خلأ بيخبري محض را پوشش دهد.
وجود همين دست شايعات آثار و تبعات وحشتناكي را به وجود ميآورد كه ممكن است به ترك تحصيل، كار، زندگي، خانه، زن، بچه، يا شوهر منجر شود. با نهايت تأسف اين موارد در جامعه ما و در خصوص هنرمندان، ورزشكاران، مقامات سياسي، لشكري و كشوري و ديگران يافت ميشود. با توجه به آثار مخرب شايعه در جامعه، هيچ عقل سليمي نه تنها موافق ايجاد شايعه نيست بلكه به شدت آن را مذموم ميداند و آن را مورد تحريم قرار ميدهد.
علاوه بر اين اگر به وجدان شخصي خود مراجعه كنيم به راحتي در مييابيم اگر گناه عامل پخشكننده شايعه بيشتر از گناه ايجادكننده شايعه نباشد، كمتر نيست. چراكه فردي كه مبادرت و كمك به انتشار هر چه بيشتر شايعه ميكند، در واقع به همهگير و فراگير شدن شايعه دامن ميزند و به جاي اينكه قطعكننده زنجيره پخش آن مطلب موهون باشد و آن را در نطفه خفه كند، راه را بر باز نشر شايعه هموار ميكند و اين گناهي نابخشودني است.
وجود شايعه در جامعه به دلايلي كه ذكر شد، امري است كه به عيان مشاهده ميشود و در وجود آن شكي نيست. نكتهاي كه اينجا وجود دارد اين است كه طرز برخورد افراد جامعه با خبرهاي گوناگون چگونه است؟
اخبار به دست آمده دو گونه است، اولين دسته اخباري هستند كه از مجاري رسمي و قانوني به دست آمدهاند كه در وجود صحت و سلامت آن شكي وجود ندارد. دسته دوم اخبار، گزاره هايي هستند كه نه تنها از مجاري رسمي وارد نشده بلكه توسط آنها تأييد هم نشده است. افراد در برخورد با اين اخبار چند گونه رفتار ميكنند؛ عدهاي اين اخبار را شنيده، باور كرده و به انتقال مجدد آن مبادرت ميكنند كه اين شيوه برخورد به نوبه خود بسيار خطرناك است.
برخي ديگر اين اخبار را باور نكرده وليكن چون معمولاً برخي اخبار تأييد نشده و عموماً شايعات داراي محتوايي جذاب هستند، بنابراين در پخش اين گونه اخبار از هيچ تلاشي فروگذار نميكنند. اما دستهاي ديگر با بصيرتي خاص و مثالزدني و با كمي دقت در محتواي خبر و همين طور منبع خبر، سعي در پيدا كردن مويد و دليلي بر صحت و سقم آن ميكنند و تا منبع يا تأييد معتبري را نيابند، مطلب را انتشار نداده و از نفوذپذيري، شيوع و انتقال آن جلوگيري كرده و قطعكننده زنجيره پخش خبر هستند. بنابراين ميتوان اين گونه نتيجه گرفت كه در مواجهه با شايعه و هر خبري كه از منابع رسمي منتشر نشده و آميخته با مضموني مبهم و غيرمنطقي بود، اولين، بهترين و سادهترين كاري كه شايسته است انجام شود اين است كه به ديگران منتقل نشود.
كمي شك و سوءظن در اين موارد ميتواند كمككننده باشد. مگر زماني كه جستوجو براي پيدا كردن دليل بر صدق خبر مؤثر واقع شود. در انتها راهكارهايي كه بر اساس آن ميتوان از ايجاد و شيوع شايعه جلوگيري كرد را برميشماريم كه عبارتند از: به وجود آوردن بستر و ساز و كارهاي لازم براي اطلاعرساني دقيق، به موقع، سريع و شفاف در سطح ملي توسط رسانههاي رسمي، جمعي و گروهي. آموزش و فرهنگسازي مناسب و درخور در سطح ملي، فردي، اجتماعي و حتي خانوادگي در رابطه با عدم پذيرش هر خبري، آگاهي دادن و ايجاد بصيرت در مقاطع و مواقع حساس كه فضا براي جولان شايعه فراهم است. ايجاد كارگاههاي محلي توسط مسئولان مربوط براي افزايش آگاهي و كمك به افزايش بينش عميقتر.