
نويسنده: مهدي پورصفا
انتخابات رياست جمهوري دوره بعد تا كمتر از يك ماهونيم ديگر برگزار ميشود و كمتر كسي است كه نداند ميدان رقابت ميان نيروهاي انقلابي و نيروهاي متمايل به غرب در داخل كشور تعريف شده است. در طول چند ماه گذشته نيروهاي انقلابي از طريق ساز و كار جمنا تلاش كردهاند به يك كانديداي واحد براي حضور پرقدرت در عرصه انتخابات رياست جمهوري برسند.
از سوي ديگر طبيعي است با مشخص شدن يك كانديداي واحد از سوي نيروهاي اصولگرا زمينه براي ايجاد يك رقابت تنگاتنگ فراهم ميشود و طرف مقابل نيز درصدد خواهد بود با ايجاد يك دوقطبي زمينه را براي يك رقابت احساسي و به دور از منطق فراهم كند تا با تكيه بر همين رقابت طرف مقابل را از ميدان رقابت به در كند.
مسئله اينجاست كه جريان غربباور به دليل نداشتن دستاورد قابل توجه در خدمت به دنبال اين است كه با استفاده از اين دوقطبيها زمينه را براي پيروزي در انتخابات فراهم كند و زماني كه به دستاوردهاي دولت در حوزه بيكاري و رشد تورم مينگريم به خوبي متوجه ضرورت بهكارگيري چنين تاكتيكي براي دولت ميشويم.
بديهي است كه چون اين دوقطبيسازيها بيپايه و اساس ميباشد، نوعي فريب افكار عمومي را دنبال ميكند و در عمل نتايج و پيامدهايش، بر عكس آن وعدههاي انتخاباتي خواهد بود. بصيرت تنها راه رهايي جامعه و كشور از اين نوع عوامفريبيها و شگردهاي انتخاباتي است. تمركز دشمنان خارجي بر ايجاد اخلال در نظام محاسباتي مردم و مسئولان كشور است.
جريان غربباور به دنبال چيست
در طول چند سال گذشته جريان غربباور در ابتدا در طول مذاكرات هستهاي تلاش كرد با خدشهدار كردن وحدت مردم، جامعه را به برجاميان و غيربرجاميان و به عبارتي به خوشبينان به برجام و دلواپسان تقسيم و مردم را رودرروي هم قرار دهد، اما با هدايتها و هشدارهاي رهبر معظم انقلاب اين اتفاق نيفتاد. ايشان5 شهريور93 در ديدار دولت تأكيد كردند: «دولتمردان از دوقطبي كردن جامعه با شعارها و دعواهاي سياسي پرهيز كنند، زيرا اين كار موجب دلزدگي و خستگي مردم ميشود». همين هشدار مقام معظم رهبري كافي بود كه زمينه براي هرگونه ايجاد دودستگي در جامعه از طريق برجام از بين برود اما با اين حال طرف مقابل هنوز به دنبال استفاده از ظرفيت دوقطبيهاي كاذب براي پيروزي در انتخابات است. يكي از مهمترين زمينههايي كه ميتواند براي ايجاد يك دوقطبي در عرصه رقابتهاي انتخاباتي رياست جمهوري مورد توجه قرار بگيرد، ايجاد دوقطبي جنگ و صلح است. در حقيقت اين مسئله كه شايد مهمترين جمله آن برداشتن تهديد جنگ از سر ايران است، به صورت مرتب در سخنان رئيسجمهور و مقامات دولتي تكرار ميشود.
اين مسئله در جمع مردم گيلان نيز تكرار شد و روحاني تصريح كرد: برجام سايه جنگ و تهديد و تحريم ظالمانه را از كشور برداشت.
البته اين سخنان در دورههاي گوناگون با واكنش مقامات ارشد سياسي و نظامي كشور نيز همراه شده است. از جمله سرلشكر جعفري، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي گفت: يكي از برداشتهايي كه پس از مذاكرات ميشود، اين است كه ما با مذاكره و توافق مثلاً سايه شوم جنگ را از سر مردم و كشور برداشتيم يا اينكه از طريق مذاكره و گفتوگو با دشمنان تأمين شده است؛ اين نوع برداشتها حق اين مردم و حق آن همه فداكاري و حماسههاي آنها و حق مؤلفههاي اصلي قدرت جمهوري اسلامي نيست. همچنين رهبر معظم انقلاب اسلامي نيز در رد اين سخنان فرمودند: واقعيت اين است كه حمله نظامي، امروز براي امريكا مقرون به صرفه نيست به همين علت ناظران و آگاهان جهاني نيز مانند ملت ايران، تهديدهاي آن را جدي نميگيرند»
در جاي ديگر ايشان در همين خصوص با اشاره به القائات خارجيها ميفرمايند: «آن مسئول اروپايي به مسئولان ما ميگويد، اگر برجام نبود جنگ در ايران حتمي بود؛ دروغ محض! چرا ميگويند جنگ؟ چون ذهن برود به جنگ.»
حتي مقامات امريكايي نيز در خاطرات خود با اشاره به تهديدهاي نظامي امريكا عليه ايران بر اين نكته تأكيد كردهاند كه امريكاييها حتي در دوران جورج بوش نيز به حمله نظامي به ايران نيز نزديك نشدهاند.
دوقطبي ساختگي
با اين حال اتفاقات اخير در منطقه و حمله نظامي امريكا به سوريه ميتواند بار ديگر دستاويز جرياني براي بازتوليد دوقطبي جنگ و صلح در انتخابات سال 96 باشد. براساس اين دوقطبيسازي، مردم در سال 96 يا به جنگ رأي خواهند داد يا با رأي خود به نماد مذاكره، توافق و صلح سايه شوم جنگ را از كشور دور خواهند ساخت! اين نوع فضاسازي و ارائه تحليلهاي نادرست در رسانههاي مكتوب و شبكههاي اجتماعي و فضاي مجازي، به طور قطع با پشتيباني شبكههاي ماهوارهاي در آستانه انتخابات، تشديد خواهد شد. همان جريان با مهارت در انجام عمليات رواني روي مردم و دوقطبيسازيهاي كاذب، در حالي كه مدعي است با برجام امنيت ايران تأمين شد و سايه شوم جنگ از سر كشور دور گشت، به قدرت رسيدن ترامپ و رجزخوانيهاي وي را فرصت مناسبي براي بازتوليد فرضيه «جنگ و صلح» با اهداف سياسي ـ انتخاباتي ارزيابي كرده است. جالب است كه چند ماه پيش رئيس سازمان سيا آقاي «رنان» با صراحت اعلام كرد بايد امريكا از ميانهروها در رقابت با تندروها حمايت و آنان را تقويت كند. حالا با حمله دولت امريكا فرصت ديگري براي مطرح كردن اين مسئله فراهم ميشود. در حقيقت براي آنها كه تنها راه رشد اقتصادي را گسترش ارتباطات با قدرتهاي مادي و بهويژه امريكا ميدانند و هر راه جز اين را بيراهه توصيف ميكنند، بسيار حياتي است كه چهرهاي تزئينشده از امريكا و تصويري «مؤدب» از رئيسجمهور آن به افكار عمومي عرضه شود اما ظهور ديوانهنمايي چون ترامپ كه ظاهراً شمشير به دست گرفته و در كاخ سفيد نشسته است زمينه را براي ايجاد يك دو قطبي ديگر در انتخابات فراهم ميكند.
وظيفه جريان انقلابي چيست
در اين ميان وظيفه نيروهاي انقلابي است تا با تبيين شرايط بار ديگر اجازه استفاده از چنين تاكتيكي را به طرف مقابل ندهند. اين مسئله جز با بصيرت افزايي و افزايش آگاهي جامعه امكان پذير نخواهد بود.