نويسنده: مهدي شفيعي*
دانشجويان دوره كارشناسي طولانيترين و پرتلاطمترين دوران دانشجويي را سپري ميكنند، در اين دوره اغلب دانشجويان در تمامي دانشگاهها پس از آنكه بخشي از دروس مربوط به رشته خود را ميگذرانند بايد دورههاي كارورزي را بگذرانند تا در اين دورهها بتوانند تجربه عملي و تخصصي در رشته مربوطه را كسب نمايند. اين دورهها از اين جهت مفيد هستند كه دانشجويان علاوه بر اينكه دروس تئوري را فرا ميگيرند با تجربههاي عملي آشنا ميشوند و دانشجو صرفاً با پاس كردن يكسري دروس تئوري فارغالتحصيل نميشود، اما اين دورهها آنقدر كه روي كاغذ تأثيرگذار و مطلوب هستند براي دانشجويان كارايي ندارند.
من به عنوان يك دانشجوي دوره كارشناسي مددكار اجتماعي در دانشگاه پس از گذراندن يكسري دروس تئوري از سال گذشته دورههاي كارورزي را آغاز كردم و البته در كنار من تمام همكلاسيهايم نيز اين دوره را آغاز كردند. من و اكثر دوستانم اولين مسئلهاي كه در دوره كارورزي با آن مواجه شديم «عدم جدي گرفته شدن» بود. متأسفانه مسئولان محل كارورزيها، دانشجويان را جدي نميگيرند و به آنها به چشم عواملي كه آمدهاند تا جلوي دست و پاي آنها را بگيرند مينگرند و معمولاً به همين دليل جدي گرفته نميشوند. دانشجويان كارورز را در مسائل واقعي كه بايد از آنها تجارب عملي كسب كنند دخالت نميدهند و همين موضوع سبب ميشود تا دانشجويان بهرغم گذراندن چنين تجربهاي، تجربه عملي چنداني نداشته باشند و نتوانند تواناييهاي مطلوبي كسب كنند كه اين موضوع ميتواند از علل و عوامل بيكاري تحصيلكردهها باشد.
مسئله بعدي كه شايد بسياري از دانشجويان كارورز با آن روبهرو ميشوند و ميتواند بر روحيه آنها تأثير منفي بگذارد مسئله بيگاريهاي نامربوط به رشتهشان در محل كارورزي است. در برخي مواقع مسئولان كارورزي بسياري از كارهاي نامربوط و حتي شخصي خود را به دوش كارورزان مياندازند. اين موضوع نيز باعث شده است كه دانشجويان كارورز نتوانند بهره لازم را از دوره كارورزي ببرند.
اين مشكلات از آنجا ناشي ميشود كه اساتيد و سرپرستان دورههاي كارورزي نظارت لازم را بر دورههاي كارورزي ندارند تا آنجا كه حتي پيش آمده سرپرست دوره كشاورزي حتي يكبار هم به محل كارورزي دانشجويان تحت نظرش مراجعه نكرده و كاملاً از وضعيت آنها بياطلاع بوده است و صرفاً بر اساس يك توصيهنامه مسئولان محل كارورزي و گزارش دانشجويان اين دوره را ارزيابي كرده است.
مسئله بعدي هم فاقد برنامه بودن دوره كارورزي است به طوري كه دانشجويان وقتي پا به اين دورهها ميگذارند نميدانند كه چه چيزي در انتظار آنهاست و هر كسي تقريباً تجربهاي متفاوت و منحصر به فرد از اين دوره دارد كه نشان از رابطه محور بودن دورههاي كارورزي به جاي ضابطه محور بودن آن دارد كه اين موضوع هم يك خطر براي آينده دانشجويان است چراكه آنها در اولين تجربه عملي خود با اين موضوع مواجه ميشوند كه با رابطه بازي جلو بروند و به ضوابط پايبند نباشند.
*فعال دانشجويي رشته مددكاري اجتماعي