کد خبر: 843960
تاریخ انتشار: ۱۳ فروردين ۱۳۹۶ - ۲۱:۲۹
سال جدید با حوادث تکراری سال قدیم آغاز شد
دعواي خونين دو مرد دستفروش در خياباني در شرق تهران، قتل زن جوان به دست مرد رمال، قتل مرد سالخورده به خاطر رانندگي در جهت خلاف خيابان، اسيدپاشي پسر ناخلف روي دامادشان...
دعواي خونين دو مرد دستفروش در خياباني در شرق تهران، قتل زن جوان به دست مرد رمال، قتل مرد سالخورده به خاطر رانندگي در جهت خلاف خيابان، اسيدپاشي پسر ناخلف روي دامادشان، دعواي خونين سرايدار ساختمان با تعميركار آسانسور، قتل مرد مسافربر به دست دو زورگير و مرگ مشکوک دختر جوان  از حوادث جنايي بود كه در تعطيلات نوروز رقم خورد.
 
به گزارش خبرنگار ما، روز 20 اسفندماه سال گذشته بود كه مأموران كلانتري 126 تهرانپارس از درگيري مرگباري در بازار دستفروشان شب عيد در حوالي فلكه دوم تهرانپارس باخبر و راهي محل شدند. بررسي‌ها نشان داد لحظاتي قبل، نزاع دسته‌جمعي بين چند پسر جوان رخ داده كه در جريان آن فرهاد 17 ساله و علي 16 ساله به شدت زخمي و به بيمارستان منتقل شده‌اند. در حالي كه بررسي‌ها درباره اين حادثه ادامه داشت به مأموران خبر رسيد فرهاد بر اثر شدت ضربات در بيمارستان فوت كرده است. با اعلام خبر مرگ پسر جوان، تيمي از كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تهران به دستور قاضي مدير روستا، بازپرس دادسراي امور جنايي تهران وارد عمل شدند. كارآگاهان در تحقيقات خود به رد پاي دو پسر دستفروش به نام‌هاي عرفان 16 ساله و مهدي 17 ساله در اين حادثه مرگبار رسيدند. در چنين شرايطي دو مظنون تحت تعقيب پليس قرار گرفتند تا اينكه 30 اسفندماه مأموران موفق به دستگيری دو متهم شدند.  عرفان در تحقيقات با اعتراف به قتل گفت: روز حادثه يكي از دوستان دستفروشم با من تماس گرفت و گفت كه با چند پسر جوان درگير شده است و از من درخواست كمك كرد. وقتي در محل حادثه حاضر شدم، مقتول و دوستش من و مهدي را كتك زدند و من هم با چاقو هر دوي آنها را زخمي و از محل فرار كردم.

قتل زن جوان با سناريوي رمالي
ساعت 9:30 صبح روز 23 اسفندماه سال قبل بود كه قاضي مدير روستا، بازپرس ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران با تماس تلفني مأموران پليس از كشف جسد زن جواني در بزرگراه حكيم با خبر و همراه كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي راهي محل شدند. تيم جنايي در محل حادثه كه داخل درختچه‌هايي در رمپ بزرگراه حكيم به سمت باكري جنوب با جسد خونين زن جواني حدوداً 30 ساله روبه‌رو شدند كه با ضربات متعدد چاقو به قتل رسيده بود. نخستين بررسي‌ها نشان داد مقتول با 20 ضربه چاقو در محل ديگري به قتل رسيده است و عامل يا عاملان حادثه جسد را به اين مكان منتقل كرده‌اند.  مأموران در نخستين گام به بررسي هويت مقتول پرداختند تا اينكه خانواده‌اي به اداره پليس رفتند و اعلام كردند دخترشان به طرز مرموزي ناپديد شده است. پس از اين خانواده زن جوان در پزشكي قانوني حاضر شدند و جسد دخترشان را شناسايي كردند.  با شناسايي مقتول، پرونده وارد مرحله تازه‌اي شد و تيمي از كارآگاهان اداره دهم براي شناسايي قاتل وارد عمل شدند. مأموران در بررسي‌ها خود به مرد جواني رسيدند كه نشان می‌داد مقتول براي رمالي و دعا نويسي به خانه او رفت و آمد داشته است. مأموران در ادامه روز 29 اسفندماه به مخفيگاه مرد جوان رفتند و موفق شدند مدارك هويتي مقتول را در خانه وي كشف كنند. متهم پس از دستگيري به قتل زن جوان اعتراف كرد و محل پنهان كردن چاقويي را كه با آن زن جوان را به قتل رسانده بود، در نزديكي كشف جسد به مأموران نشان داد.  متهم در بازجويي‌ها در ادعايي گفت: مقتول مدتي بود با شوهرش اختلاف داشت و تصميم گرفته بود به سراغ رمالي برود تا با وردخواني اختلاف با شوهرش را حل كند. من به او پيشنهاد دادم كه رمال مشهوري را مي‌شناسم و به همين دليل چند بار از او پول گرفتم. او هر روز سراغ رمال را از من مي‌گرفت و درخواست پولش را مي‌كرد تا اينكه تصميم به قتل او گرفتم.
تحقيقات از متهم ادامه دارد.

قتل مرد سالخورده در خلاف جهت خيابان
روز 28 اسفندماه سال گذشته بود كه كاركنان بيمارستاني در غرب تهران مرگ مشكوك مرد سالخورده‌اي را به مأموران پليس خبر دادند. لحظاتي بعد تيمي از مأموران كلانتري 133 شهر زيبا در بيمارستان به تحقيق پرداختند. مأموران در بيمارستان با جسد مرد 62 ساله‌اي به نام عباس روبه‌رو شدند كه بر اثر ضربات جسم سختي به سرش به قتل رسيده بود. با اعلام اين خبر قاضي مدير روستا، بازپرس ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران همراه كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي براي تحقيقات بيشتر وارد عمل شدند. بررسي‌ها نشان داد مقتول شامگاه يازدهم اسفندماه هنگام رانندگي در جهت مخالف خياباني در بلوار فردوس شرق تقاطع وفا آذر با راننده خودروي ديگري به نام ناصر درگير مي‌شود كه در اين درگيري عباس از ناحيه سر به شدت زخمي و به بيمارستان منتقل مي‌شود و چند روز بعد فوت مي‌كند.   تيم جنايي در بررسي‌هاي بعدي دريافتند ضارب پس از حادثه با گذاشتن وثيقه آزاد مي‌شود، اما زماني كه متوجه مرگ مرد زخمي مي‌شود به مكان نامعلومي فرار مي‌كند.  در حالي كه تحقيقات درباره اين حادثه ادامه داشت، مأموران روز پنجم فروردين‌ماه مخفيگاه متهم را شناسايي و وي را بازداشت كردند.
ناصر در بازجويي‌ها گفت: شب حادثه در بلوار فردوس شرق، همراه همسر و فرزندانم در حال رانندگي بودم كه مقتول با خودروي پرشياي سفيد رنگش در جهت مخالف خيابان در حال حركت بود و همين موضوع باعث ترافيك شديدي در خيابان شده بود.
 همه راننده‌ها به او اعتراض كردند و خواستند به عقب برود تا راه باز شود، اما او قبول نكرد كه مشاجره لفظي ما شروع شد. لحظاتي بعد مقتول از خودرواش پياده شد و به من فحاشي كرد. در حالي كه به شدت عصباني شده بودم از خودروام پياده شدم و با دو دست ضربه‌اي به سينه‌اش زدم و او را به عقب هل دادم كه وی شده نقش بر زمين شد و از پشت سر به آسفالت برخورد كرد و دچار خونريزي شد.
متهم پس از اعتراف براي تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي قرار گرفت.

‌پسر ناخلف  روي داماد خانواده اسيد پاشيد
حادثه ديگري كه عصر روز 28 اسفندماه سال گذشته به بازپرس مدير روستا گزارش شد، درباره حادثه اسيدپاشي پسر جواني بود كه به خاطر اختلافات خانوادگي روي دامادشان اسيدپاشيده بود.
بررسي‌ها نشان داد پسر جواني در شرق تهران ابتدا با خواهر و دامادشان درگير مي‌شود و در ادامه با ريختن آب اسيد باطري خودرو روي دامادشان از محل فرار مي‌كند. پس از اين حادثه تيمي از مأموران كلانتري 128 تهران نو به دستور بازپرس پرونده براي دستگيري پسر اسيدپاش وارد عمل شدند و خيلي زود متهم را دستگير كردند. متهم براي تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي تهران قرار گرفت.

قتل تعميركار آسانسور  به دست سرايدار ساختمان
روز سي ام اسفندماه سال قبل بود كه مأموران كلانتري 133 شهر زيبا در جريان حادثه مرگبار در حوزه استحفاظي خود قرار گرفتند.
 بررسي‌ها حكايت از آن داشت مقتول كه مرد 36 ساله‌اي به نام امير و تعميركار آسانسور است، ساعت 16:30 روز 28 اسفندماه هنگام تعمير آسانسور ساختماني با سرايدار ساختمان به نام سامان 30 ساله درگير شده، به طوري كه در اين درگيري هر دو زخمي و به بيمارستان منتقل مي‌شوند تا اينكه دو روز بعد امير بر اثر شدت جراحات ناشي از ضربات چاقوي سامان در بيمارستان فوت مي‌كند.  پس از اعلام فوت تعميركار آسانسور تيمي از كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي به دستور قاضي مدير روستا، بازپرس شعبه ششم دادسراي امور جنايي تهران براي بررسي موضوع وارد عمل شدند.
مأموران ابتدا از سامان، متهم به قتل تحقيق كردند. متهم در بازجويي منكر قتل شد، اما وقتي با شواهد روبه‌رو شد به قتل مرد جوان اعتراف كرد. وي گفت: روز حادثه مقتول براي تعمير آسانسور به ساختمان مراجعه كرد كه به دلیلی با هم مشاجره لفظي كرديم. وقتي درگيري ما بالا گرفت وي به من و همسرم فحاشي كرد و با چوب به من حمله ور شد كه من با چاقويي كه در دست داشتم، او را هل دادم و ناگهان چاقو به پاي وي برخورد كرد. تحقيقات از متهم ادامه دارد.

قتل مرد مسافركش به دست دو زورگير
بامداد 8 فروردين ماه امسال بود كه قاضي منافي‌آذر، بازپرس ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران از قتل مرد مسافركشي به دست دو زورگير با خبر شدند و همراه تيمي از كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تهران در محل به تحقيق پرداخت.
 بررسي‌ها نشان داد ساعتي قبل مرد 60 ساله‌اي با خودروي پرايدش از فلكه اول تهرانپارس دو مرد جوان را به مقصد مشيريه سوار مي‌كند كه در ميانه راه دو مرد جوان به قصد زورگيری راننده را از خودرو به بيرون پرتاب مي‌كنند، اما راننده به خاطر اينكه مانع سرقت خودرواش شود به در خودرو آويزان مي‌شود. دو مرد زورگير هم با ديدن اين صحنه به سرعت خودرو می‌افزایند و او را روي زمين مي‌كشانند تا اينكه وي در خودرو را رها مي‌كند و بعد از محل فرار مي‌كنند.
تحقيقات درباره اين حادثه و شناسايي متهمان ادامه دارد.
 
مرگ مشكوك دختر جوان  در سقوط  از  برج مسكوني
روز يازدهم فروردين ماه بود كه قاضي مرشدلو، بازپرس ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران با تماس تلفني مأموران پليس از مرگ مشكوك دختر جواني با خبر و همراه تيمي از كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي در محل حاضر شد. تيم جنايي در محل حادثه با جسد دختر 20 ساله‌اي به نام الميرا روبه‌رو شدند كه بررسي‌ها حكايت از آن داشت  بر اثر سقوط از طبقه 15 برج مسكوني جان باخته است.
 مأموران در تحقيقات دريافتند كه دختر جوان از بالكن خانه پسر جواني به نام سهراب به پايين سقوط كرده است. در چنين شرايطي مأموران از سهراب تحقيق كردند.
وي در بازجويي‌هاي ابتدايي در ادعايي گفت: مدتي قبل با الميرا دوست شدم. قرار بود با هم ازدواج كنيم كه به دليلي من منصرف شدم. روز حادثه او به خانه من آمد و سر همين موضوع با هم مشاجره لفظي داشتيم تا اينكه او به بالكن رفت و روي صندلي نشست. لحظه حادثه به سراغش رفتم كه فرياد زد به او نزديك نشوم كه ناگهان خودش را به پايين پرتاب كرد. پس از اين مأموران به بررسي صحنه حادثه پرداختند و متوجه شدند اصلاً صندلي‌اي در بالكن وجود نداشته است. بنابراين متهم دوباره مورد تحقيق قرار گرفت.
متهم اين بار مدعي شد كه الميرا در بالكن ايستاده بود و وقتي به او نزديك شدم خودش را به پايين پرتاب كرد. در حالي كه تناقض‌گويي‌ها در ادعاهاي پسر جوان مشخص بود، قاضي مرشدلو وي را براي بازجويي‌هاي فني بازداشت كرد و در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي قرار داد. تحقيقات درباره اين حادثه ادامه دارد.
سرهنگ كارآگاه حميد مكرم، معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ، با اعلام خبر‌هاي جنايي گفت: تحقيقات درباره اين حادثه‌ها ادامه دارد و متهمان دستگير شده تحت بازجويي قرار دارند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار