گرايش به خرافهها ريشه در هزاران سال گذشته دارد و به جوامع اوليه باز ميگردد. در قبيلههاي سرخپوستي، جادوگران و رمالاني وجود داشتند كه از آينده خبر ميدادند و نقش مهمي در تصميمگيريهاي آينده قبيله خود داشتند. اين موضوع ريشههاي بسيار عميقي در همه فرهنگها از جمله فرهنگ ما دارد. به عقيده جامعهشناسان، منشأ بيشتر خرافهها، آموزههايي است كه در طول قرون متمادي وارد ذهن ما شده است و به اين سادگي از بين نميرود. بدون شك برخورداري از تحصيلات، آگاهي، درك و شناخت، ميتواند خنثيكننده خرافه و خرافهگرايي باشد.
يكي از مصاديق خرافهگرايي در جامعه ما، مراجعه افراد به فالگيران، رمالان، جنگيران و مدعيان انرژيدرماني است. آنچه باعث حساسيت ويژه پليس نسبت به اين موضوع در سالهاي اخير شده است، افزايش پروندههاي اغفال و كلاهبرداري به ويژه عليه زنان و دختران ميباشد كه با روش رمالي صورت گرفته است.
خداوند متعال در آيه 188 سوره اعراف در خصوص علم غيب خطاب به نبي مكرم اسلام ميفرمايد:«بگو من مالك هيچ سود و زياني براي خودم نيستم، مگر آنچه را خدا بخواهد( و از غيب و اسرار نهان نيز خبر ندارم، مگر هر چه خدا بخواهد) و اگر غيب ميدانستم، منافع زيادي براي خودم فراهم ميكردم و هرگز زياني به من نميرسيد. من جز هشداردهنده و بشارتدهنده براي گروهي كه ايمان ميآورند، نيستم.»
بر اساس برخي از آيات و روايات ميتوان اينگونه نتيجهگيري كرد كه علم غيب از جمله علومي است كه صرفاً در حيطه توان و قدرت خداوند متعال قرار دارد و تنها خداوند ميتواند اين علم را به انبيا و اولياي خود تفويض كند، از اين رو بدون شك دم زدن افرادي همچون كوليها از داشتن علم كفبيني و پيشگويي چيزي جز كلاهبرداري نيست.
همچنين در خصوص مذمت و زشتي اين موضوع پيامبر گرامي اسلام ميفرمايند: سه كس وارد بهشت نميشوند و يكي از آنها تصديقكننده سحر و جادو است كه اين مؤيد قبح اين موضوع در اسلام است.
طبق قانون، افرادي كه از طريق رمالي و پيشگويي در منزل يا مغازه اقدام به فريب مردم كنند و اين كار را بهعنوان كسب و پيشه خود قرار دهند، مرتكب جرم شدهاند و قانون براي اين افراد مجازات حبس و جزاي نقدي را پيشبيني كرده است. ضمن اينكه اگر رمالي منجر به تحصيل مال نامشروع بشود، متهم تحت عنوان كلاهبردار نيز تحت پيگرد قرار ميگيرد و ماده يك قانون تشديد مجازات ارتشا و كلاهبرداري، در مورد او اعمال ميشود كه در آن تصريح شده است: «هركس از راه حيله و تقلب مردم را به وجود شركتها يا تجارتخانهها يا كارخانهها يا مؤسسات موهوم يا به داشتن اموال و اختيارات واهي فريب دهد يا به امور غيرواقع اميدوار كند، يا از حوادث و پيشامدهاي غيرواقع بترساند يا اسم يا عنوان مجعول اختيار كند و به يكي از وسايل مذكور يا وسايل تقلبي ديگر وجوه يا اموال يا اسناد يا حوالهجات يا قبوض يا مفاصاحساب و امثال آنها تحصيل كند و از اين راه مال ديگري را ببرد، كلاهبردار محسوب میشود و علاوه بر رد اصل مال به صاحبش، به حبس از يك تا هفت سال و پرداخت جزاي نقدي معادل مالي كه اخذ كرده است محكوم ميشود.» با اين حال چرا با وجود پيشبيني مجازاتقانوني براي مرتكبان اين قبيل جرائم، باز هم شاهد وقوع آن در جامعه هستيم؟ پاسخ اين سؤال به شروع بحث ما باز ميگردد و آن سادهانديشي و گرايش برخي افراد به خرافه است. بسياري از افراد ميخواهند از آينده باخبر شوند، همين موضوع از زمينههاي اصلي روي آوردن آنان به فالگيري، رمالي، جنگيري و مشابهان نوين آنها مانند انرژيدرماني است.
عامل مهم ديگر معرفي فالگيران و رمالان توسط دوستان و آشناياني است كه خود به افراد فوق مراجعه كرده و تصور ميكنند نتيجه مثبتي گرفتهاند. مشاهده نشانههاي رضايت در چهره فرد، فالگيران را تشويق به ادامه صحبت يا تغيير گفتارشان ميكند و اغلب حرفهاي تكراري است كه بر زبان آنها ميآيد، مانند: «به زودي پولي به دست ميآوري»، «سندي را امضا خواهي كرد»، «به مسافرت ميروي»، «يك زن (يا يك مرد) به تو حسادت ميكند»، «كسي در زندگي همسر تو وجود دارد» يا «بهزودي به خانه بخت خواهي رفت.» فرد مراجعهكننده به فالگير، پارهاي از مسائل مطرح شده از طرف وي را ميپذيرد و بخش ديگر را نميپذيرد. قسمت پذيرفته شده بدون تفكر درست و منطقي صورت ميگيرد و قسمت پذيرفته نشده نيز به فراموشي سپرده ميشود.
معمولاً ناكامي فرد در زندگياش از طرف فالگيران به شانس و اقبال بد، قسمت و دستهاي نامرئي حسودان و جادوگران نسبت داده ميشود. البته فالگيران بيشتر آيندهاي روشن و بهتر را نويد ميدهند. به هر جهت فرد با مراجعه به فالگير از خود سلب اختيار ميكند و خود را به يافتههاي فالگير ميسپارد تا او آنچه را كه ميخواهد برايش رقم بزند. خداوند متعال با مفتخر كردن بشر به عقل و ارائه راه درست از طريق پيامبران، او را سازنده سرنوشت و مسئول اعمال خود و در نتيجه مستوجب كيفر يا پاداش ميداند و اين موضوع با مسئله فالگيري و رمالي كه جايگاهي براي «اختيار» در آن نيست، كاملاً منافات دارد. امروزه با توجه به رشد بينش و آگاهي مردم و وجود مشاوران و كارشناسان زبده در موضوعات مختلف مذهبي، خانواده و روانشناسي - كه نيروي انتظامي هم در كلانتريها و پايگاههاي اجتماعي خود با استفاده از مشاوران متخصص به حل مشكلات و اختلافات ارجاع داده شده اهتمام ويژه دارد- ديگر رمالي و پيشگويي محلي از اعراب ندارد، لذا رمالان و فالگيران اگر قادر به انجام كاري بودند، گره از مشكلات زندگي خود باز ميكردند كه خود اين موضوع مؤيد شيادي و حقهبازي اين گونه افراد است.
كارشناس اداره آموزش همگاني فاتب