يک روز بيشتر از درج خبر بيتوجهي به ناصر حسينپور پيشکسوت کشتي نگذشته بود که خبر فوت او نقطه تاريکي در ورزش ايران رقم زد. با رفتن غريبانه اين کشتيگير قديمي بار ديگر اين سؤال در اذهان نقش ميبندد که مسئولان ورزش براي اهالي خود دقيقاًً چه کاري انجام ميدهند!
اين اولين باري نيست که يک موسفيد کرده ورزش بهرغم همه افتخاراتي که براي کشور کسب کرده در کنج عزلت و پس از دست و پنجه نرم کردن با کوهي از مشکلات از دنيا ميرود. هر بار که چنين اتفاقي رخ ميدهد از خودمان ميپرسيم چرا بايد پيشکسوتان ورزش ايران در بيخبري و اينگونه از دنيا بروند؟! پاسخ به اين سؤال خيلي راحت است؛ بيتفاوتي مسئولان به آتيه ورزشکاران و پيشکسوتان. متأسفانه مرحوم حسينپور اولين کسي نبود که با کلي مدال و افتخار در طول دوران بيماري اوضاع معيشتي نامناسبي داشت و براي تأمين مخارج خود با مشکلات جدي مواجه بود. قطعاً اگر خبر بيماري او در يکي از خبرگزاريها منتشر نشده بود کسي از فوت اين آزادکار قديمي باخبر نبود و آقايان مسئول يکبار ديگر با انتقاد مواجه نميشدند. بيخيالي نسبت به آينده ورزشکاران يکي از نقاط تاريک ورزش ايران است که متأسفانه در اين سالها همه در موردش حرف زدهاند و شعار دادهاند، اما خبري از اقدامي جدي و مؤثر نشده است. به همين خاطر است که نه قهرمانان فعلي از شرايط خود راضي هستند و نه موسفيد کردهها اميدي به آينده دارند.
براي آنکه از حال و روز ورزشيها باخبر شويد، کافي است با نگاهي اجمالي اخبار رسانهها در خصوص رشتههاي مختلف را از نظر بگذرانيد. در اين صورت به اين واقعيت پي ميبريد که در ورزش ما هيچکس از وضعيت موجود رضايت ندارد، نه ورزشکار و نه مربي. اوضاع معيشتي قهرمانان اصلاً درخور جايگاه آنها نيست، مليپوشان بسياري از رشتهها به دليل کمبود مشکلات به حق واقعي خود نميرسند، عملي نشدن وعدهها لطمه روحي بزرگي محسوب ميشود، ورزشکاران بيشتر رشتهها به غير از فوتبال نسبت به آينده خود نگران هستند و با اينکه در اوج دوران حرفهاي خود قرار دارند، اما از هم اکنون دلهره روزهاي بازنشستگي آزارشان ميدهد. با اينکه خودشان هم ميدانند با اين بيتوجهيها اوضاعي بهتر از پيشکسوتان امروزي ندارند، اما به دليل ترس از برخوردهاي تند مسئولان و به خطر افتادن آينده حرفهايشان سکوت را بر انتقاد ترجيح ميدهند. اگرچه قهرمانان ايران با تکيه برتواناييها و انگيزه بالايي که دارند در عرصههاي مختلف خوش ميدرخشند و پرچم کشور را به اهتزاز درميآورند، اما شرايط اين روزهاي پيشکسوتان و خانهنشيني آنها براي جوانها حکم زنگ خطري جدي دارد، چراکه ديگر به همه ثابت شده مسئولان کاري برايشان انجام نميدهند. سالهاست آنها که خود را در ورزش کشور مسئول و همهکاره ميدانند در آستانه مسابقات مهم بحث غيرت، عرق ملي و از خودگذشتگي ورزشکارانمان را برجسته ميکنند تا از اين طريق روي ضعفهاي موجود و غيرقابل انکار سرپوش بگذارند. در حالي که در ورزش حرفهاي مسائل ديگر و البته مهمتري نيز در موفقيت ورزشکاران نقش دارند، منتها بسياري عمداً حرفي از اين واقعيتها نميزنند تا کمکاريهايشان ديده نشود.
معلوم نيست چرا و با گذشت اين همه سال تغييري در شرايط اهالي ورزش ايجاد نميشود. علاوه بر اينکه اصول حرفهاي در بسياري از موارد ناديده گرفته ميشود در بحث معيشتي نيز عملاً هيچ قدمي براي بهبود اوضاع آنها برداشته نشده و به نظر نميرسد عزم جدي نيز براي پيگيري اين مسئله وجود داشته باشد. حال آنکه مقايسه سرانگشتي شرايط ورزشکاران و پيشکسوتان ما با کشورهاي همسايه نيز به وضوح نشان ميدهد رسيدگيها به قشر ورزشکار نهتنها پيشرفتي نداشته و تغييري نکرده بلکه در مواردي در مقايسه با گذشته افتي فاحش و محسوس هم داشتهايم. بسياري از ورزشکاران نسلهاي قبل به دست فراموشي سپرده شدهاند و هرازچندگاهي خبر پر کشيدن آنهاست که جامعه ورزش را به فکر فرو ميبرد. حسينپور و خيليهاي ديگر در اوضاع نامساعد از بين ما رفتند، اما انتظار ميرود مديران و رؤساي ورزشي قدر پيشکسوتان را بيش از پيش بدانند و نسل جديد را هم قبل از آنکه خيلي دير شود، دريابند.