
شبكههاي اجتماعي واقعيتي انكارناپذير هستند كه تأثير آنها را در حوزههاي مختلف فرهنگي و اجتماعي و حتي سياسي شاهد هستيم. گسترش فرهنگ ايثار و شهادت به عنوان يكي از مؤلفههاي ارزشمند نظام اسلامي نيز همچون ساير حوزههاي فرهنگي و اجتماعي در مواجهه با شبكههاي اجتماعي تأثيرپذير هستند و ميتوان از فرصت ايجاد شده در فضاي مجازي براي گسترش آن بهره برد. سيدرضا صالحي اميري وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي اخيراً در جمع مسئولان و كاركنان بنياد شهيد و امور ايثارگران سخناني را در همين خصوص ايراد كردهاند كه بخشهايي از آن را تقديم حضورتان ميكنيم.
شخصيت آن عنصر دروني است كه هر جامعهاي با آن زيست ميكند. شهدا شخصيت و ايثارگران قدرت مقاومت در همه عرصهها را به ملت ما دادهاند. براي اينكه ما بتوانيم اين فرهنگ را ترويج و توسعه بدهيم، نيازمند يك پيشنياز اساسي هستيم و آن هم گفتمانسازي است. يعني دروني شدن باورها در مدرسه، دانشگاه، بازار، كارخانه، حوزه و ديگر سطوح اجتماعي. بنابراين راه نجات جامعه و كشور بازگشت به فرهنگ ايثار و شهادت است.
اما گفتمانسازي به معني دولتيسازي فعاليتهاي فرهنگي نيست، گفتمانسازي يعني مردمي كردن فرهنگ ايثار و شهادت، يعني اينكه اساساً جامعه به تنفس در فضاي ايثار و شهادت احساس نياز كند نه اينكه ما مدعي باشيم و تبليغ كنيم. نياز به فرهنگ ايثار و شهادت به مثابه نياز به اكسيژن در جامعه است. ما براي اينكه بتوانيم به اين نقطه هدف برسيم، نيازمند يك برنامۀ ميانمدت و بلندمدت استراتژيكي هستيم. بايد ثقل تلاشهاي خود را متوجه مردم و جامعه كنيم.
دولت بسترهاي گفتمانسازي را ايجاد ميكند، اما ايجاد گفتمان در درون جامعه - در مدرسه و خانواده - شكل ميگيرد. ما بايد از شبكههاي اجتماعي كه در حال تبديل به آسيبهاي اجتماعي هستند، بهره ببريم و از طريق توليد انبوه محصولات فرهنگي براي افزايش سرانۀ مصرف فرهنگي در جامعه آن را تبديل به يك فرصت ملي كنيم.
از شبكههاي اجتماعي و مجازي ميتوانيم در جهت توليد انبوه محصولات فرهنگي، ديني و گسترش و ترويج ايثار و شهادت استفاده كنيم. اگر اين گونه نشود، ديگران از اين بستر براي تحريك باورهاي فرزندان ما استفاده خواهند كرد. جامعۀ ايران بيش از هر زمان ديگري به گسترش باورها نياز دارد. بايدها، دستوري، ابلاغ، بخشنامه و پوستر هستند اما باورها در بستر دروني جامعه شكل ميگيرند و آن جامعه نسبت به آنها احساس نياز ميكند.
امروز بايد فيلم، سينما، سريال، موسيقي، تئاتر، شعر و رمان همه در خدمت اين فرهنگ قرار بگيرند. اگر ما از دو هزار معتاد به دو ميليون رسيديم، اگر ما با 12 ميليون حاشيهنشين يا با 14 ميليون پرونده در قوۀ قضاييه و صدها چالش ديگر مواجه هستيم، محصول فاصله اين نسل از فرهنگ ايثار و مقاومت است. راه نجات كشور براي عبور از آسيبهاي اجتماعي بازگشت به فرهنگ ايثار و مقاومت است. اين يك شعار نيست بلكه يك باور دروني است.
ما امروز بيش از هر زمان ديگري به اسطورههايي مانند همت، خرازي، چمران و ديگران نياز داريم. بايد همه كتابهاي ما در مدرسه و دانشگاه و همه معلمها در مسيري حركت كنند كه بتوانيم در افق 1404 جامعهاي اخلاقمدار، داراي اعتماد به نفس، آيندهنگر، دشمنشناس و مقاوم در مقابل تهاجم را داشته باشيم و اين نيازمند يك برنامهريزي استراتژيك و عملياتي است.