
به گزارش خبرنگار ما، بامداد دوشنبه 27 دي ماه امسال بود كه قاضي منافي آذر، بازپرس ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران با تماس مأموران كلانتري 134 شهرك غرب از مرگ مشكوك پسر خردسالي با خبر و همراه كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي راهي محل شد.
تيم جنايي در محل حادثه كه خانهاي در طبقات مياني برج مسكوني در سعادتآباد بود با جسد پسر چهار سالهاي به نام شهرام روبهرو شدند كه به طرز مرموزي جان باخته بود. بررسيها و معاينات تيم پزشكي در محل حادثه نشان داد پسر چهار ساله بر اثر خوردن شربت متادون به كام مرگ رفته است. در حالي كه تحقيقات حكايت از آن داشت، پدر و مادر شهرام معتاد به مواد مخدر هستند، مأموران بطري آب معدني را كه داخل آن شربت متادون ريخته شده بود، روي ميز اتاق خواب يافتند كه حكايت از آن داشت پسر خردسال به جاي آب، مايع داخل بطري را خورده است. همچنين مشخص شد پسر خردسال شربت متادون را ساعت 9 شب خورده است، اما خانواده وي به توصيههاي مرد 36 ساله همسايه شان كه مدعي است پزشك است با خود درماني به مراكز درماني منتقل نشده است تا اينكه نيمههاي شب ناگهان حالش بد ميشود و فوت ميكند.
مأموران در نخستين گام براي روشن شدن مرگ مرموز پسر خردسال از پدر وي تحقيق كردند.
مرد معتاد گفت: من و همسرم معتاد به مواد مخدر هستيم و گاهي هم شربت متادون مصرف ميكنيم. امروز عصر از عطاري شربت متادون خريدم. شربت متادون را مثل هميشه داخل بطري آب معدني ريختم و روي ميز اتاق خواب گذاشتم. ساعت 9 شب بود كه پسرم درخواست آب كرد كه به او گفتم بطري آب معدني را بردارد و آب بخورد. ثانيههايي بعد پسرم گفت كه چقدر آب بطري تلخ است. متوجه شدم او از شربت متادون خورده است. پس از اين تلفني از مرد همسايهمان كه مدعي است، پزشك است درخواست كمك كردم. بابك براي پسرم چند قرص تجويز كرد و به او خوراند و گفت نيازي ندارد شهرام را به مراكز درماني منتقل كنيم، چون قرص مانع جذب شربت متادون ميشود و ما به او اعتماد كرديم.
سپس شهرام كه گيج شده بود به خواب رفت، اما گاهي در خواب دست و پا ميزد كه بابك گفت او خمار شده و چند ساعت ديگر حالش خوب ميشود. در حالي كه پسرم به خواب رفته بود، من و بابك و همسرم داخل پذيرايي مشغول مصرف مواد شديم تا اينكه ساعت 3 بامداد متوجه شديم حال پسرم بد شده است و همسرم بلافاصله با اورژانس تماس گرفت. پزشك اورژانس وقتي در خانه شهرام را معاينه كرد، گفت او فوت كرده است. در گام بعدي مأموران از بابك تحقيق كردند. وي گفت: من پزشك هستم و مدتي در بيمارستان پيمان مشغول طبابت هستم. وقتي به من گفتند شهرام شربت متادون خورده است به او قرص زغال دادم تا شربت جذب بدنش نشود، اما من فكر نميكردم كه او مقدار زيادي شربت مصرف كرده است.
همزمان با انتقال جسد پسر خردسال به پزشكي قانوني، مأموران تحقيقات گستردهاي را درباره بابك كه مدعي بود پزشك است، انجام دادند. مأموران با استعلام از سازمان نظام پزشكي دريافتند بابك اصلاً پزشك نيست، اما وي با شماره نظام پزشكي فرد ديگري چندين سال است به طبابت مشغول است و حتي براي ساكنان برج مسكوني و افراد آشنا دارو تجويز ميكند. از سوي ديگر مشخص شد در بيمارستان پزشكي با اين مشخصات مشغول طبابت نيست. بنابراين مأموران به دستور بازپرس پزشك قلابي و پدر شهرام را به اتهام قصور و عدم انتقال بيمار به مراكز درماني بازداشت كردند .
پزشك قلابي در بازجوييها در ادعايي گفت: من علاقه زيادي به پزشكي داشتم به همين دليل چندين سال قبل براي گرفتن مدرك پزشكي به كشور هند رفتم، اما به دليل سخت بودن رشته پزشكي موفق به ادامه تحصيل نشدم و به ايران برگشتم. پس از اين اطلاعات زيادي درباره پزشكي به دست آوردم تا اينكه معتاد شدم. من خودم را به دوستان و آشنايان پزشك معرفي ميكردم و با توجه به اطلاعاتي كه درباره اين رشته داشتم، براي آنها دارو هم تجويز ميكردم. وي درباره شب حادثه گفت: آن شب مواد زيادي مصرف كرده بودم و حالم خوب نبود و فكر ميكردم با خوراندن قرص زغال حال او خوب ميشود، اما متأسفانه فوت كرد.
پدر شهرام هم در بازجوييها حرفهاي قبلي خود را تكرار كرد.
تحقيقات از متهمان به دستور قاضي منافيآذر ادامه دارد.