يكي از الزامات عالم سياست، زمانشناسي و درك صحيح از بسترهاي زماني براي طرح يا پيگيري اهداف سياسي است، به عبارت ديگر هر هدف و ايده سياسي، چنانچه در زمان مناسب به خودش مطرح نشود، در نطفه خنثي شده و به نتيجه نخواهد رسيد. قضيه تهديد ملت بصير و انقلابي ايران توسط رئيسجمهور و برخي ناپختگان سياسي امريكا، از موارد خاصي است كه در همين بستر قابل بررسي است. اگر چه در هفتههاي اخير موضعگيريها و لفاظيهاي نسنجيده رئيسجمهور ايالاتمتحده در اقصي نقاط گيتي مضحكه خاص و عام قرار گرفته و تقريباً همه عقلاي عالم را به تشكيك در سلامت فكري و كفايت سياسي وي وادار كرده است، اما قضيه تهديد ترامپ عليه ملتي انقلابي آن هم در ماه پيروزي انقلابشان، خود حكايتي است خندهدار كه به تنهايي از ناپختگي او در عالم سياست و عدم درك وي از شرايط و موقعيتهاي زماني حكايت دارد. روي سخن اين بار نه نفس تهديد بلكه بستر زماني خاصي است كه ملت ما مورد تهديد قرار ميگيرند.
ايراني با غيرت اگر چه در طول 38 سال گذشته بارها ثابت كرده كه حفظ و حراست از انقلاب اسلامي خود را نه در يك محدوده خاص بلكه فراتر از الزامات سياسي و جغرافيايي، تكليف و وجه همت خود قرار ميدهد، اما در همين قاعده، ماه بهمن براي او يك استثناست؛ ماهي كه بلوغ ديني و ملي ايرانيان را به زيبايي تمام از تارك تاريخ به رخ كشيد و برچيدن نظامي با يك ريشه 2 هزار و 500 ساله را در همين ماه محقق ساخت. آري اين جماعات با «ماه بهمن» خاطراتي فراوان دارد؛ خاطراتي لبريز از غرور مقدس، لبريز از غيرت ديني، لبريز از جهاد مؤمنانه، لبريز از عزت و در يك كلام، لبريز از پيروزي !
راهپيمايي عظيم و با شكوه 22 بهمن امسال و حضور معنادار مردم در اين همايش بزرگ انقلابي، بار ديگر ثابت كرد كه ملت رشيد ايران، نه تنها در زمانشناسي ودرك صحيح از الزامات سياسي بسيار جلوتر از سياسيون پرمدعاي امريكايي است بلكه هنر تبديل «تهديد» به « فرصت» را در بهمن ماه، بهتر از هر ماه ديگر به اجرا ميگذارد. در اين مجال اندك، هدف اين نبود كه تأثيرات جهاني و دستاوردهاي اين حركت ديني – انقلابي مردم را براي نظام و انقلاب به بحث بگذاريم. هدف اين بود كه در يك جمله كوتاه و در همين ابتداي راه با صدايي رسا به رئيسجمهور ناپخته ايالاتمتحده يادآور شويم كه:
آقاي ترامپ! بهمن، ماه مناسبي براي رجزخواني عليه ايران نيست...