بنيامين نتانياهو، نخستوزير رژيم صهيونيستي كه از راهيابي دونالد ترامپ به كاخ سفيد و فرمان اجرايي او به خصوص در مورد ممنوعيت سفر اتباع هفت كشور مسلمان به امريكا ذوقزده شده بود، به فكر افتاده تا جبههمتحدي عليه ايران ايجاد كند. به نظر ميرسد كه او اين ايده را در تماس تلفني دو هفته قبل خود با ترامپ مطرح كرده چون در همين مدت كوتاه بوده که برنامهاي براي عملي شدن اين ايده طراحي كرده است. او اين برنامه را در قالب يك سفر دورهاي به كشورهاي بريتانيا، استراليا و امريكا طراحي كرده تا بعد از ديدار با ترزا مي، نخستوزير بريتانيا و گرفتن موافقتهاي اوليه از او و جلب نظر استرالياييها سراغ ترامپ برود و مبناي كار را با او هماهنگ كند. جنبه اجرايي طرح تشكيل اين جبهه در وضع تحريمهاي جديد است كه نتانياهو بعد از تحريمهاي جديد امريكا انتظار دارد لندن هم مثل واشنگتن و با وضع تحريم به صورت عملي در تشكيل جبهه مشترك ضدايراني مشاركت داشته باشد اما به نظر ميرسد او در اين نخستين گام متحمل شكست شده است. انتظار كوتاه نتانياهو پشت در خانه نخستوزير بريتانيا دستكم نشانهاي بود بر اينكه او نميتواند پاسخ گرمي از ترزا مي براي مشاركت در جبهه مورد نظرش داشته باشد و نتيجه ديدار نتانياهو با مي همين بود. هر چند مي در اين ديدار و بعد خط ضدايراني روزهاي اخير خود را ادامه داد اما حاضر نشد در زمينه وضع تحريم، اقدامي مشابه ترامپ عليه ايران انجام بدهد. اين به معناي شكست سنگين نتانياهو در نخستين گام براي تشكيل جبهه متحد ضدايران است كه ميتواند بر تصميم و پاسخ استرالياييها تأثير بگذارد و حتي ديگر انتظار اقدامي تندتر از ترامپ هم نداشته باشد.
جداي از اين، به نظر نميرسد كشورهاي عضو اتحاديه اروپا حاضر باشند در تشكيل اين جبهه با نتانياهو همگام بشوند و شايد به همين جهت هم بود كه او استراليا را در سفر دورهاي خود گنجاند تا براي تشكيل جبهه مورد نظر خود چندان تنها به نظر نيايد. اين وضعيت نتيجه تلاش عجولانه و بدون محاسبه درست از مواضع و منافع كشورهاي مرتبط با طرح او است كه تصور ميكرد با اقدام ترامپ در وضع تحريمهايي جديد عليه ايران ميتواند دستاوردي در عرصه بينالملل داشته باشد اما متوجه نگاه منفي همين عرصه به شخص ترامپ و اقداماتش نيست و جداي از اين، مواضع و منافع كشورهاي مورد نظر او الزاماً هماهنگي با اهداف طرح او ندارد چنان كه در مورد ترزا مي به همين صورت پيش رفت. عقيده اوسي مكلبرگ، استاد دانشگاه و كارشناس ارشد انديشكده چاتم هاووس در خصوص مواضع مي و دولت بريتانيا قابل توجه است كه در مصاحبه با روزنامه روسي نيزاويسيما گازيتا از سياست چندجانبه ميگفته است. مي در اين سياست در عين به كار بردن لحن ضدايراني اما نگاهي به عاديسازي روابط با تهران دارد چراكه به نظر مكلبرگ، «روابط با تهران از لحاظ اقتصادي برايش اهميت دارد.»
ميتوان گفت كه همين وجوه چندجانبه در مواضع ديگر كشورهاي اروپايي هم وجود دارد چنان كه كشورهايي مثل آلمان، فرانسه و ايتاليا حاضر نميشوند با ناديده گرفتن منافع اقتصادي حاصل از توافق هستهاي، به بازي نتانياهو وارد بشوند، به عبارت ديگر، جنبه ضدايراني كشورهاي اروپايي چه بريتانيا و چه اين دست كشورها حد و مرزي دارد كه اين حد و مرز بيشتر رنگ و بوي منافع اقتصادي از رهاورد توافق هستهاي دارد تا وجهه سياسي و به همين جهت هم اين كشورها حاضر نميشوند با وضع تحريم به بازي نتانياهو وارد شوند تا توافق هستهاي يا برجام و منافع آن را از دست بدهند. از سوي ديگر، سر و صداي ترامپ در برابر ايران را هم نميتوان بيارتباط با اين موضع چندجانبه اروپاييها دانست چراكه ترامپ ميداند در عرصه بينالملل بايد بيشتر به نظر اروپاييها توجه كند تا تماس و ديدار با نتانياهو. در اين ميان، بايد به موقعيت منطقهاي ايران هم توجه داشت كه حالا به حدي رسيده كه نقشي تعيينكننده در مقابل مداخلات غربيها در منطقه دارد، به همين جهت است كه ترامپ و افرادي در تيم نظامي و امنيتي او در برابر اين موقعيت حرف ميزنند يا خط و نشان ميكشند اما نميتوانند راهكار عملي نشان بدهند چراكه ميدانند ديگر وضع مثل قبل نيست و محدوديتهاي قابل توجهي براي مقابله با موقعيت ايران در منطقه دارند. در هر صورت، نتانياهو مثل سخنراني چند سال قبل در سازمان ملل بار ديگر به راه افتاده تا به خيال خود جبههاي متحد عليه ايران تشكيل بدهد اما اين بار هم مثل آن موقع دستش خالي مانده و شايد تنها دستاوردش اين باشد كه ديگر مثل آن سخنراني مورد تمسخر كاريكاتوريستها قرار نگيرد.