به گزارش خبرنگار ما، صبح ديروز مأموران پليس آگاهي 150 سارق را كه طي 36 ساعت گذشته در طرح جمعآوري سارقان دستگير كرده بودند، دوباره در محوطه پليس آگاهي به صف كردند. چهره سارقان و زورگيران نشان ميداد كه تعداد زيادي از آنها را جوانان و نوجوانان تشكيل میدهند بررسيهاي پرونده متهمان دستگير شده حكايت از آن داشت اين بار حدود 50 درصد از سارقان دستگير شده، برخلاف دفعات گذشته، تازهكار و بدون سابقه كيفري هستند و اين موضوع نشان ميداد سردستههاي باندهاي سرقت به تازگي از ميان جوانان و تازهكارها براي باندهاي تبهكاري خود عضوگيري ميكنند. به گفته سردار عباسعلي محمديان، رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ طرح دستگيري سارقان و زورگيران در پايان سال تشديد ميشود و پليس با توجه به روزهاي پاياني سال طرح رديابي و دستگيري متهمان را بنا به دستور فرماندهي انتظامي تهران بزرگ در دستور كار خود قرار داده است و در همين راستا طي 36 ساعت گذشته مأموران پليس ۱۵۰ سارق را كه در قالب ۲۹ باند مجرمانه شامل ۱۰ باند زورگيري و ۱۰ باند سرقت منزل و ۹ باند سرقت خودرو و لوازم خودرو فعاليت ميكردند، شناسايي و دستگير كردند. سردار محمديان در ادامه با بيان اينكه از متهمان چندين دستگاه خودروي مسروقه و اموال مسروقه كشف و ضبط شد، افزود: متهمان دستگير شده بين 17 تا 38 سال سن دارند كه 53 درصد آنها سابقهدار هستند و اين يعني حدود 50 درصد سارقان و زورگيران دستگير شده افراد تازهكاري هستند كه هيچ سابقهاي در پروندهشان ثبت نشده و جديداً عضو باندهاي سرقت شدهاند. به گفته وي، از بين متهمان دستگير شده تنها يك نفر زن است كه او هم همراه مرد ديگري لوازم خودرو سرقت ميكرد و بقيه مرد هستند.
متهم كه پسر 23 سالهاي به نام عرشيا است، وقتي فهميد همسرش قصد دارد مهريهاش را به اجرا بگذارد و از او جدا شود به يكي از شهرهاي غربي كشور رفت و كلت كمري به قيمت 600 هزار تومان خريد تا همسرش را به قتل برساند. پسر جوان كه به بهانهاي تازه عروسش را سوار خودرواش كرده بود، اسلحه به روي او كشيد و شليك كرد، اما تازه عروس در حالي كه خودرو به سرعت در حال حركت بود خودش را به بيرون پرتاب كرد و به طرز معجزه آسايي نجات يافت.
مدتي قبل با اتوبوس به شهرستاني ميرفتم كه با همسرم آشنا شدم. ما مدتي با هم ارتباط تلفني داشتيم تا اينكه عاشقش شدم و تصميم گرفتم با او ازدواج كنم. از آنجايي كه هشت سال از من بزرگتر بود خانوادهاش ابتدا مخالفت كردند، اما با اصرار من در نهايت 11 ماه قبل عقد كرديم.
مدتي بعد از ازدواج بهانهگيريهاي او شروع شد كه فهميدم قصد دارد 264 سكه مهريهاش را در دادگاه به اجرا بگذارد. همين موضوع باعث اختلاف ما شد.
من خيلي از زندان ميترسم و وقتي فهميدم او مهريهاش را به اجرا گذاشته است، فهميدم به زودي مرا دستگير ميكند و مرا به زندان مياندازد. به همين دليل ابتدا خيلي به او اصرار كردم كه از شكايتش صرفنظر كند، اما فايدهاي نداشت تا اينكه به يكي از شهرهاي غربي كشور رفتم و اسلحهاي خريدم و به تهران برگشتم. روز حادثه او را به بهانه اينكه با هم به دادگاه برويم سوار خودروام كردم و در ميانه راه روي او اسلحه كشيدم و به طرفش شليك كردم كه خوشبختانه به او برخورد نكرد.
خيلي پشيمان هستم و خوشحالم از اينكه گلوله به او اصابت نكرد.
همسر پسر جوان هم که بهطرز معجزهآسايي از مرگ نجات يافته بود، صبح ديروز به اداره آگاهي آمد. او که با ديدن شوهرش دست و پايش به لرزه افتاده بود، با چشماني گريان گفت به خاطر اينکه همسرش هميشه او را کتک ميزده، در دادگاه درخواست جدايي داده است.
نه دروغ ميگويد. او با اصرار موفق شد خانواده مرا براي ازدواج با من راضي کند، اما من همان شب اول عروسي متوجه شدم که انتخاب درستي براي زندگيام نکردهام. يادم است شب اول عروسي نيشخندي زدم که شوهرم مرا به اتاق برد و با من برخورد بدي کرد. او روز بعد مرا کتک زد و گفت براي چه من نيشخند زدهام. همان لحظه فهميدم که او دستبزن دارد، اما فکر کردم به مرور زمان اخلاقش خوب ميشود. او در همان چند ماه اول چندين بار به بهانههاي مختلف مرا کتک زد تا اينکه تصميم گرفتم به صورت توافقي از او جدا شوم، اما شوهرم مرا تهديد به مرگ ميکرد به همين دليل مهريهام را به اجرا گذاشتم تا مرا طلاق بدهد.
آن روز به من زنگ زد و گفت اگر مهريهام را ببخشم حاضر است مرا طلاق بدهد و بعد با من قرار گذاشت تا با هم به دادگاه برويم. وقتي سوار خودرواش شدم به راه افتاد و ناگهان اسلحهاي روي من کشيد و به طرفم شليک کرد که سرم را به طرف ديگري کشيدم و گلوله از کنار صورتم عبور کرد و بعد از شکستن شيشه در خودرو به مغازهاي برخورد کرد. او در حالي که به سرعت رانندگي ميکرد، دوباره اسلحه را مسلح کرد تا مرا بکشد که در خودرو را باز کردم و در همان سرعت خودم را به داخل خيابان پرتاب کردم.
يكي از متهماني كه در اين طرح به جرم سرقت لوازم خودرو دستگير شده بود، پسر جواني بود كه سالها قبل در رشته كشتي آزاد قهرمان كشور شده بود. متهم پس از اعتياد به شيشه همراه تعدادي از دوستانش باند سرقت لوازم خودرو را تشكيل ميدهد.
26 سال.
بله هشت بار سابقه سرقت و دعوا دارم.
بله. من قهرمان كشتي آزاد در رده نونهالان و نوجوانان بودم. سال 85 نايب قهرمان كشور شدم.
چند سال قبل پدرم خودرويي را كه براي من خريده بود، به دليلي فروخت كه من با او قهر كردم و مدتي به خانه نرفتم. در اين مدت با دوستان ناباب آشنا شدم كه كمكم معتاد به شيشه شدم. پس از اينكه معتاد شدم با دوستانم باند سرقت منزل را تشكيل داديم.
نه. خانواده من همه ورزشكار هستند و خواهرم الان در رشته ورزشي عضو تيم ملي است.
400 سرقت لوازم خودرو.
من ميتوانستم آينده خوبي داشته باشم، مثل دوستان ورزشكار ديگرم كه الان باعث افتخار كشور هستند، اما قهر با پدر و رفت و آمد با دوستان ناباب زندگيام را سياه كرد. دوست داشتم روزي قهرمان جهان شوم، اما يك تصميم اشتباه مسير زندگيام را تغيير داد. من تصميم گرفتم پس از آزادي با دختر مورد علاقهام ازدواج كنم و دور خلاف را خط بكشم.
سارق اعياننشيني كه با پولهاي سرقتي پنت هاوس در شمال تهران اجاره كرده و با همسرش زندگي اعياني را تشكيل داده بود، پس از دستگيري گفت كه هميشه دوست داشته است همراه همسرش به صورت اعياني زندگي كند.
ستار هستم و 34 سال سن دارم.
سرقت منزل.
نه ما يك باند سه نفره بوديم.
فقط از خانههاي شمال تهران. به نظر من يك سارق حرفهاي به خاطر مبلغ ناچيزي ريسك نميكند. به همين دليل من خانههاي شمالي تهران را براي سرقت انتخاب ميكردم تا پول بيشتري سرقت كنم.
من فقط از يك خانه در شمال تهران 600 ميليون تومان پول، طلا و جواهرات و دلار سرقت كردم. امسال هم حدود 400 ميليون تومان از سرقت پول گيرم آمد.
من و همسرم هميشه در حسرت زندگي اعياني بوديم. به همين دليل من تصميم به سرقت از منازل شمال تهران گرفتم تا براي خودم و همسرم زندگي اعياني تشكيل بدهم. مدتي قبل با پولهاي سرقتي يك پنت هاوس در شمال تهران به مبلغ 380 ميليون تومان اجاره كردم و همچنين خودروي مدل بالاي خارجي هم خريدم. من و همسرم با پولهاي سرقتي خوشگذراني ميكرديم و هميشه خودم را به ديگران تاجر معرفي ميكردم، اما الان كه دستگير شدهام بايد به زندان بروم و آنجا خبري از زندگي اعياني نيست.
بله سابقه سرقت منزل دارم.
زماني كه آزاد شدم، تصميم ميگيرم.
جيببر حرفهاي تهران كه چندين سال قبل از يكي از شهرهاي شمالي به تهران آمده بود، ديروز صبح پس از دستگيري در سن 55 سالگي گفت كه توبه كردهام و تصميم دارم پس از آزادي به شهرمان بروم و آنجا ازدواج كنم. به گفته خودش او در جيببري همانند گاو پيشاني سفيد شده كه هميشه مأموران پليس پس از يك جيببري به سراغش ميآيند.
سهپسر جوان همراه يك مرد مالخر از متهماني بودند كه در طرح جمعآوري سارقان و زورگيران به جرم سرقت منازل دستگير شده بودند. سارقان كه قبل از تشكيل باند سرقت، عضو يك اركستر موسيقي زيرزميني بودند و براي مجالس عروسي خوانندگي و نوازندگي ميكردند به خاطر اينكه راه صدساله را يكشبه طي كنند از منازلي در حوالي خيابان پيروزي سرقت ميكردند تا اينكه دستگير شدند و آرزوي خيالي آنها بر باد رفت.
پيمان هستم 23 ساله.
نه.
بله. چند ماه قبل همراه دو نفر از بچههاي محلمان باند سرقت از منازل را تشكيل دادم.
من و دوستانم گروه اركستر داشتيم و براي مجالس جشن و عروسي نوازندگي و خوانندگي ميكرديم.
خوانندگي در آمد خوبي نداشت. از طرفي لوازم اركستر ما قديمي بود به همين دليل ما تصميم گرفتيم دست به سرقت از منازل بزنيم. ما به آرزوي اينكه يكشبه راه صدساله را طي كنيم، شروع به سرقت كرديم. دوست داشتيم هر چه زودتر پولدار شويم و بعد از خريد لوازم اركستر دوباره به خوانندگي و نوازندگي ادامه دهيم.
نه. وقتي دستگير شديم آرزوي ما هم بر باد رفت.
10 منزل
ما فقط طلا و جواهرات، پول نقد و پول خارجي.
8 ميليون.
ما تازهكار بوديم و تجربه نداشتيم. بيشتر اوقات به كاهدان ميزديم.
ما در هفت سرقت اوليه وقتي طلاها را براي فروش تحويل مالخر داديم و متوجه شديم هرچه سرقت كرديم بدليجات بوده، اما در سهسرقت بعدي 8 ميليون تومان سرقت كرديم كه خيلي زود دستگير شديم.
ما ابتداي شب در كوچهها پرسه ميزديم و هر آپارتمان يا خانه ويلايي كه چراغش خاموش بود زنگ ميزديم. اگر كسي در را باز نميكرد دو نفرمان به داخل ميرفتيم و با روش توپيزني در را باز ميكرديم و يكنفر هم در بيرون كشيك ميداد تا چنانچه خطري احساس ميكرد به ما تلفني خبر دهد.