
از امروز رزمايش دريايي امريكا، انگليس، فرانسه و استراليا در خليج فارس آغاز ميشود و به مدت 10 روز ادامه خواهد يافت. رزمايش ديگري نيز قرار است در ماه مارس در ميان شش عضو شوراي همكاري خليج فارس برگزار شود. در همين حال تمرينات نظامي دوجانبه نيز بين برخي اعضاي اين شورا مانند عربستان و امارات متحده عربي با كشورهاي فرامنطقهاي برگزار ميشود. اين رزمايشها با چه هدفي صورت ميگيرد و چرا در اين مقطع زماني گسترش يافتهاند؟
به صورت فرضي دستكم سه حالت را ميتوان با استفاده از تجارب روابط بينالملل براي برگزاري رزمايشها در نظر گرفت: نخست رزمايشهايي كه با هدف ايجاد بازدارندگي صورت ميگيرد و اين زماني است كه برگزاركننده يا برگزاركنندگان خطر و تهديد مشتركي را احساس كنند و براي پاسخ به اين نگراني خود به رزمايش دست بزنند. دوم اينكه برگزاركننده يا برگزاركنندگان هدف يا اهداف تهاجمي در سر داشته باشند و براي مقدمهچيني به يك چنين اقدامي دستزده باشند و سوم اينكه هر دو هدف بازدارندگي و تهاجمي به طور همزمان پيگيري شود. در واقع برگزاري رزمايشها محصول فضاي بياعتمادي است و برگزاري آنها نيز نه تنها به افزايش اعتماد كمك نميكند بلكه چه بسا به كاهش آن نيز منجر ميشود و به دور باطل بياعتمادي ميانجامد. در گذشته تهديدها جنبه عيني و خارجي داشت اما امروزه در سايه فناوريهاي نوين ارتباطي خيلي از مواقع تهديدها ساخته و آنقدر در سطح رسانهها و تبليغات تكرار ميشوند كه مخاطبان احساس ميكنند چنين تهديد ساختگياي واقعاً وجود دارد و اين دقيقاً همان چيزي است كه در پشت برگزاري اين رزمايشها وجود دارد و تبليغات منفي كه در چند سال گذشته درباره قدرت منطقهاي ايران صورت گرفته است، نوعي احساس تهديد را به برخي از كشورهاي عربي منطقه تحميل كرده است. هرچند عوامل صهيونيستي در اين زمينه يد طولايي دارند اما در چند سال اخير با پيوستن عربستان به اين رژيم پروژه تهديدسازي در منطقه تقويت شده است و كشورهاي غربي نيز كوشيدهاند از اين فضا براي انعقاد قراردادهاي تسليحاتي و به جيب زدن ميلياردها دلار از درآمدهاي نفتي كشورهاي عربي حوزه خليجفارس استفاده كنند.
بر اين اساس ميتوان گفت كه هرگونه اقدام و تلاشي كه در جهت ناامنسازي يا ناامن نشان دادن منطقه و بدبين و بياعتماد كردن كشورهاي منطقه به يكديگر صورت ميگيرد در جهت منافع مشترك رژيم صهيونيستي و صاحبان صنايع تسليحاتي در غرب قرار دارد و برخي كشورهاي عربي منطقه و در رأس آن عربستان نيز با همراهي با تلاشها آب به آسياب اين رژيم و شركتهاي تسليحاتي ميريزند غافل از اينكه تجربه نشان ميدهد هر دولتي كه بيشترين همكاري را با رژيم صهيونيستي و كشورهاي غربي انجام ميدهد در نهايت از سوي همين طرفها قرباني ميشود و اين درسي است كه سرنوشت حسني مبارك در مصر، بن علي در تونس و احتمالاً ملك عبدالله در اردن به دولتها و ملتهاي عرب منطقه ميدهد.