
«از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي، بدخواهان اين تعبير را بهكار بردند و منظور آنها از تندرو كساني است كه نسبت به انقلاب اسلامي و تفكر و اصول امام پايبندتر و مصممتر هستند و مقصود آنها از ميانهرو كساني هستند كه در مقابل بيگانگان، تسليم و سازشپذيرتر هستند» اين بخشي از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي در جمع مردم نجفآباد است كه در واكنش به تلاشهاي گسترده جماعتي در داخل صورت ميگيرد كه هدفشان تخريب فرهنگ مقاومت و ايستادگي است. نگراني از تخطئه فرهنگ مقاومت و تخريب رفتارها و روشهاي جريان انقلابي در كشور دو روي يك سكهاند كه معظمله بارها نسبت به اهداف چنين حركتي هشدار داده و براي پاسداشت و تكريم اين فرهنگ توصيههاي فراواني را مطرح كردهاند.
«چرا هيچ نشاني از كتابهاي مربوط به اسناد جاسوسي در مجموعه دروس مدارس و دانشگاهها نيست؟» از جمله پرسشهاي انتقادگونه مقام معظم رهبري از وزراي علوم، تحقيقات و فناوري و آموزش وپرورش درسال 94است و نشان ميدهد معظمله به شدت از تقليل روحيه انقلابيگري، استكبارستيزي و دشمنشناسي در نسلهاي بعدي انقلاب اسلامي نگران است.
روح حاكم بر جلسه مورد اشاره رهبرمعظم انقلاب با دانشآموزان و دانشجويان نيز حكايت از يك نگراني اصلي دارد و آن «تخطئه»، «تقليل»، «تخريب» و «تخفيف» روحيه انقلابيگري در جامعه ايراني است؛ راهبردي كه جريان غربگرا براي خود ترسيم كرده و مهمترين بخش آن «تلاش براي عدمانتقال چنين تفكري به نسلهاي آينده انقلاب» است.
براي رسيدن به چنين هدفي وابستگان به اين تفكر، نه تنها دروس با محتواي انقلابيگري و استكبارستيزي –مانند درس شهيد حسين فهميده - كه دستاورد نخست آن«تزريق روحيه ايستادگي و مقاومت در مقابل نظام سلطه»به قشر نوجوان و جوان جامعه است را از كتب درسي حذف كرده بلكه حتي اقدام مؤثري جهت بازشناسي سياستهاي خصمانه ايالاتمتحده در طول سالهاي اخير در سطح آموزش و تحصيل صورت نداده كه از نمونه بارز آن ميتواند بازخواني اسناد لانه جاسوسي امريكا در كتب درسي باشد.
فراتر از اين مسئله اجراي زيرپوستي سند آموزشي سازمان يونسكو 2030 توسط وزارت آموزش و پرورش است كه چند صباحي است در دستور كار اين وزارتخانه قرار گرفته است.
به عبارت بهتر «پشيمانشدهها»، «ازنفسافتادهها» و «دنياطلبها» تصميم دارند در قالب يك سناريوي مدون و طراحي شده از يك سو باورها و انديشههاي انقلابي – اسلامي را ناپسند و هزينهزا القا كرده و از سوي ديگر موازي با حذف افراد انقلابي حذف تفكر انقلابي را نيز در دستور كار قرار دهند. اين جريان تلاش داشته تا در يك بازي چندمرحلهاي و چندگانه براي هميشه گفتمان انقلاب اسلامي و سپس رويه و رويكرد كارگزاران را از شاخصي به نام«انقلابيگري» تهي و «سازش»، «مدارا»و«خودكوچكبيني»را جايگزين آن كند.
آنها معتقدند براي رسيدن به چنين هدفي ابتدا نياز است باورها و برداشتهاي ناشي از تحولات بينالمللي به خصوص تخاصم ايران- امريكا دچار استحاله شود كه مقدمه اين تحول غربگرايانه ايجاد تغيير در كتب درسي نسلي است كه مديريت آينده كشور را در دست خواهد گرفت و با تفكرات شكلگرفته خود در طول دوران تحصيل- چه در مدرسه و چه دانشگاه- كشور را در مسير پيشرفت يا انحطاط و پسرفت قرار خواهند داد.
وابستگان به اين طيف همچنين تلاش ميكنند با وارونهنمايي «معنا» و «مفهوم» انقلابيگري، اينگونه نشان دهند كه انتخاب انقلابيگري مساوي است با تحريم و چنانچه رويكرد جمهوري اسلامي ايران در مواجهه با قدرتهاي بزرگ تغيير نكند، چاره كار فرصت دادن به جرياني است كه به وعدههاي غرب خوشبين بوده و حاضر هستند براي تأمين نظر ايالاتمتحده از بسياري از اصول اساسي چشمپوشي كنند.
معرفي جريان انقلابي به وسيله كاركردهاي رسانهاي و تبليغات گسترده به عنوان عوامل «خشونت» در جامعه تاكتيك ديگر مورد استفاده شخصيتها و رسانهاي اين جريان است تا با تكرار متوالي و گسترده اين مسئله، نوجوان و جوان را به اين باور برسانند كه هر فرد انقلابي، «پرخاشگر»، «تندخو» و «متعصب» است كه براي پيشبرد اهداف انقلابي، هزينههاي فراواني را به كشور وارد كرده است.
تمركز براي قلب واقعيتي به نام انقلابيگري كه بخش مهمي از آن در سطح آموزش و پرورش و آموزش عالي به چشم ميخورد درحالي است كه معناي اصيل اين كليدواژه هماني است كه مقام معظم رهبري در اين ديدار ميفرمايند: «معناي روحيه انقلابي اين است كه يك انسان انقلابي، شجاعت دارد، اهل اقدام است، اهل عمل است، ابتكار ميورزد، بنبستشكني ميكند، گرهگشايي ميكند، از چيزي نميترسد، به آينده اميدوار است، به اميد خدا به سمت آيندهروشن حركت ميكند.»
معظمله همچنين رفاهزدگي و اشرافيگري را در مقابل روحيه انقلابيگري معنا ميكند، چراكه انقلابيگري تحرك، پويايي و نشاط را به همراه داشته و از ترويج روحيه وابستگي جلوگيري كرده و اين تفكر را به نسلهاي آتيهساز انقلاب منتقل ميكند كه«خواستههاي خود را بر اساس توانمنديهاي داخل استوار كنند» كه دستاورد عيني آن واكسينه شدن انقلاب در مقابل تهديدات و تحريمهاي نظام سلطه است. درحالي جريان خوشبين به غرب تلاش كرده با اقدامي زيربنايي به نام«حذف دروسي كه انقلابيگري و استكبارستيزي را ترويج ميكنند»روحيه سازشگري با غرب را به آتيهسازان انقلاب تفهيم و تعميق و اينگونه وانمود كند كه تقابل با غرب به واسطه اتخاذ روحيه انقلابيگري حاصلي جز مشكلات معيشتي و اقتصادي براي جامعه نخواهد داشت.
اين درحالي است كه اساساً تفكر انقلابي نه تنها با رفاه در تعارض نيست بلكه از اولويتدارترين اهداف اين نوع تفكر رسيدگي به وضعيت معيشتي و اقتصادي مردم است، آنچنان كه «تفكر مذاكره توأم با وابستهگرايي» دمدستيترين توقعات اقتصادي مردم را نيز برآورده نكرد كه نمونه بارز آن توافق هستهاي است كه نه تنها كف خواستههاي اقتصادي وعده داده شده محقق نشد بلكه توان و قدرت بازدارندگي هستهاي ايران را نيز تضعيف كرد. باتوجه به آنچه بيان شد به نظر ميرسد نه تنها بايد اسناد لانه جاسوسي امريكا در كتب درسي و دانشگاهي اضافه شود بلكه بايد تجربه تلخي برجام نيز به عنوان يك درس فراخ مورد توجه دو وزارتخانه آموزش و علوم قرار بگيرد.
رهبر انقلاب اسلامي به تدوين حدود 70 جلد كتاب از مدارك به دست آمده از سفارت امريكا اشاره كردند و با انتقاد از بيتوجهي به اين كتابهاي مهم و ارزشمند، در مدارس و دانشگاهها فرمودند: «... معلوم شد كه چه توطئههايي هم در طول اين مدت در داخل سفارت امريكا وجود داشته... ؟ چرا هيچ نشاني از مضامين برگزيده اين كتابها در مجموعه مدارس ما، دبيرستانهاي ما، دانشگاههاي ما نيست؟ چرا؟ اين يكي از اعتراضهاي من است. وزير جديد محترم آموزش و پرورش اينجا در جلسه هستند، چرا اينها را داخل كتابهاي درسي قرار نميدهيد؟ چرا نميگذاريد نسل جوان ما، نسل جديد ما بفهمد و بداند كه امريكا با اينجا چه كرده است و چه توطئههايي زير سر داشته؟»