
در همين يك ماه اخير، حسام الدين آشنا در رزومه توئيترياش يك توئيت تهديد آميز حذف شده دارد و هفت توئيت تهديدآميز ديگر كه گويا ديگر قصد پاك كردنشان را ندارد و اين تهديدها قرار است برقرار بماند تا شايد بتواند حافظ منافع دولت باشد. او حادثه پلاسكو را بهانه قرار داده و از بازي كردن با آتش بر حذر ميدارد: «درساختمانهاي كهنه و سست از بازي با آتش خودداري كنيد؛ چرا كه ممكن است يك ساختمان 50 ساله در چند ساعت فرو بريزد.»
اين البته اولين بار نيست كه آشنا جملات امنيتي و مشكوك مينويسد. ساعتي پس از درگذشت آيتالله هاشمي رفسنجاني هم او جملهاي نوشت كه بعداً پاك كرد: «امشب عدهاي سر آرام بر بالين خواهند گذاشت ولي بي خبر از فردا و پس فردا» ! انتقادات زياد از اين توئيت منجر به حذف زودهنگام آن شد. اين بار اما آشنا رسماً تهديد ميكند. تهديداتي كه از مقابله به مثل دولت ميگويد؛ اگر بزنيد، ما هم ميزنيم. به اين جملات آشنا توجه كنيد: «مراقب بي احتياطي كودكان خود باشيد؛ آتشها از يك جرقه آغاز ميشود. توهينكنندگان را رام كنيد؛ ممكن است سر داستانپردازيهاي ديگر هم باز شود (!) فقط آسياب به نوبت نيست؛ ممكن است آتش هم به نوبت باشد.»
شايد حسامالدين آشنا متوجه نيست كه اين تهديدات صرف نظر از آنكه پذيرش اشتباه و اتهام را با خود دارد، نوعي اعلام گرو كشي است؛ نوعي دعوت به اينكه بياييد همه در قبال اشتباهات و جرمها و مفاسد هم ساكت باشيم! اين يعني دولت يازدهم دغدغهاش براي مبارزه با مفاسد در حد گروكشي سياسي و صرفاً براي تخريب رقيب است. اين را ما نميگوييم؛ اين گزارهاي است كه به شكل يقيني از جملات مشاور فرهنگي رئيسجمهور فهميده ميشود و تمام ادعاهاي شفافيت دولت و ادعاي مبارزه با فساد و بي قانوني را بر باد ميدهد.
يا مثلاً اين جملات ديگر را ببينيد: «به مالكان و ساكنان ساختمانهاي با نماي شيشهاي توصيه ميشود از سنگ پراني به ديگران خودداري كنند. ساختمانها و ساختارها هميشه به صورت عمودي و درخود فرونميريزد گاهي به ساختمانهاي مجاور هم خسارات جدي وارد ميشود.» اينها بيشتر به يك انتحار ميماند؛ يعني دولت ضعفها و ايرادات خود را پذيرفته، اما منتقدين را دعوت به سكوت ميكند با اين تهديد كه اگر ما بشكنيم، شما هم ميشكنيد يا شما را هم با خود به سقوط خواهيم برد!
دولت احساس خطر كرده است. بايد ديد كدام بخش دولت دارد دچار فروريزي ميشود كه براي دولت در برابر آن امكان دفاع از خود نيست و تنها راه چاره را در تهديد ديده است.
شايد يك روز سوال بود كه چرا مشاور فرهنگي رئيسجمهور يك شخصيت امنيتي است؛ ولي حالا كه مسئوليت تهديد كردن ديگران بر عهده او قرار داده شده، به نظر ميرسد انتخاب يك چهره امنيتي براي دادن مشاوره فرهنگي به حسن روحاني چندان هم بي دليل و بي فكر انجام نشده است. در پوشش عنوان «مشاور فرهنگي» بگم بگم كردنها و تهديد ديگران پيش برده ميشود.