آوارها حمل و سر زدن مسئولان به محل حادثه هم تمام شده است، حالا خانوادههاي جانباختگان اين سانحه در غم عزيزان خود ماندهاند، غمي كه نميتوان آن را از ياد برد.
به اذعان بسياري از مسئولان حوزههاي امداد و نجات و مديريت بحران، فضاهاي شهري در كشور ما امن نيستند و شهروندان در اين فضاها بيدفاع ماندهاند.
حادثه پلاسكو نشان داد كه حادثه خبر ميكند و ما بيخبر هستيم. اين حادثه و حوادث مشابه نشان داد كه ما به وظايف خود در حوزه فردي و جمعي عمل نکردیم و دستگاههاي مسئول نيز به وظايف محوله عمل نكردهاند.
به راستي هر يك از ما چقدر خود را براي مقابله با حوادث آماده كردهايم، چقدر آموزش ديدهايم و چقدر توان انجام مانور حين عمليات را داريم؟
مسئولان ما براي شهرهاي ناايمن چه كردهاند، از كجا بايد شروع كرد و چگونه بايد به مقابله با حوادث رفت؟
حالا سكوت معنادار پلاسكو نشان از آرامش قبل از طوفان دارد؛ طوفاني كه هر لحظه آبستن حادثه ديگري است در گوشه و كنار اين شهر و آن شهر و جاي جاي اين كشور حادثهخيز.
در حقيقت چرايي حوادث براي ما درس عبرتي به همراه نداشت، بر اين اساس پس از آرامش باز هم گرفتار طوفاني مخربتر خواهيم شد؛ چرا كه حادثه در كمين است.
عكسها گرفته و حرفها بيان شد. حالا چه زماني بايد شروع كنيم و به ايمني و ضوابط و مقررات براي حفظ جان و مال خود و ديگران احترام بگذاريم تا كي بايد تقصير و كوتاهي خود و دستگاههاي مربوط را به ديگران نسبت دهيم؟ تا كي بايد نقش بازي كنيم؟ چه زماني بايد نقش حقيقي خود را ايفا كنيم؟ نبايد فراموش كرد كه حوادث و بحرانها در كشور ما به صورت زنجيروار به يكديگر متصل هستند و اگر حلقهاي از اين زنجير ناديده گرفته شود، ساير بخشها و حلقهها از يكديگر جدا خواهد شد و تلاشهاي صورت گرفته بينتيجه باقي خواهد ماند.
براي يكبار هم كه شده از زواياي مختلف به مباحث ايمني و فني نگاه كنيم و آن را جدي بگيريم و وارد فاز عملي و عملياتي بشويم و باور كنيم كه كشور ما جزو 10 كشور حادثهخيز در جهان است كه 35 نوع از بلاياي طبيعي و حوادث غيرمترقبه در آن امكان وقوع دارد و در اين ميان به آنان كه به مسائل ايمني و ضوابط و مقررات احترام ميگذارند و آن را رعايت ميكنند به چشم وظيفهشناس نگاه كنيم. مسائل را جدي بگيريم كه لحظه ديگر حوادث احتمالاً براي من و شما تكرار خواهد شد.
هزينه براي جبران خسارتها را ميدهيم، ولي براي پيشگيري و مقابله با حوادث هزينه نميكنيم. در كشور چيزي براي كاستن از ايمني نداريم، دانشگاه و نيروي متخصص داريم و چگونه استفاده كردن و زمان پرداختن به آن را جدي نميگيريم.
چتر ايمني را بالاي سر خود و ديگران باز كنيم تا ايمن زندگي كنيم. هرجا كوتاهي كرديم اول به خود و بعد به ديگران ستم كردهايم. از مسئولان بخواهيم مسئولان هم همت به خرج دهند تا ناايمن گام بر نداريم. ايمني همچون گنجي است كه آينده را پشتيباني ميكند، پس از آن غافل نشويم.