سال 2017 در حالي آغاز شد كه ميراثي از مشكلات اقتصادي و امنيتي را با خود به همراه دارد. آمارها و فضاي اقتصادي نشان مي دهد كه نظام سرمايه داري هنوز از بحران اقتصادي خارج نشده است. اين در حالي است كه بحران مالي از امريكا آغاز شد اما بيش از همه اروپا را با خود پايين كشيد. چشم انداز كنوني نشان مي دهد كه جهان دست كم با مشكلاتي مواجه هست كه عبور ازآنها بسيار سخت است. نوع تحولات شكل گرفته در امريكا و گرايش مردم به سمت دونالد ترامپ كه كاملا غيرقابل پيش بيني و با رويكردي پوپوليستي است، از جمله آنهاست.
مردم امريكا نشان دادند كه از سياست هاي گذشته
خسته شده اند و حتي شعار تغيير باراك اوباما كه با اشراف به خستگي مردم از سياست
هاي پيشين بود، نتوانست آنها را قانع كند. به همين منظور شهروندان امريكايي در
انتخاب ترامپ دست به خودكشي امريكايي زدند تا تاكيد كنند كه اگر صداي آنها شنيده
نشود در انتخابات (رياست جمهوري) اقدام لازم را انجام خواهند داد. با اين اوصاف
حضور ترامپ غيرقابل پيش بيني در عرصه سياست مي تواند به خودي خود يكي از چالش هاي
بين المللي باشد. اولين موضع گيري وي درباره چين تايپه و تقابل به پكن نمونه اي
است از اينكه رئيس جمهور جديد به سمت امنيتي تر شدن نظام بين الملل، دست كم در
حوزه شرق آسيا پيش مي رود. اين مسئله مي تواند چين و امريكا را كاملا روياروي
يكديگر قرار دهد. با توجه به اينكه چين خواهان حضور فعال در عرصه جهاني است و اين
موضوع را به لحاظ اقتصادي و نوسازي هاي نظامي – تسليحاتي نشان داده، بنابراين
روياروي امريكايي – چيني مي تواند عواقب خطرناك و غيرقابل پيش بيني داشته باشد.
بخصوص كه پكن به طور نانوشته و رويكردي متحد روسيه است و همچنين جداي از قدرت اتمي
بودن، در شوراي امنيت سازمان ملل از حق وتو برخوردار است.
از سوي ديگر روسيه از همان ابتدا نشان داده كه
به انتخاب ترامپ به عنوان رئيس جمهور تمايل داشته است. در حدي كه امريكايي ها با
قرار گرفتن در موضع ضعف گلايه كرده اند كه روسيه در انتخابات داخلي آنها مداخله
كرده و باعث پيروزي ترامپ شده است. جداي از اينكه روسيه دست به چنين كاري زده يا
خير، اما از حضور ترامپ در كاخ سفيد راضي است. زيرا از يك سو ترامپ از فضاي ذهني
معامله گري برخوردار است و از سويي ديگر شناخت چنداني از موقعيت خود به عنوان
رهبري امريكا ندارد. از اين منظر مي توان پيش بيني كرد كه كاخ سفيد طي سال هاي
آينده از جايگاه ضعيفي در تصميم گيري بين المللي برخوردار باشد. اين مسئله كاملا
به نفع روسيه و متحدانش است. از طرفي ديگر رويكرد سياست خارجي جمهوريخواهان عموما
امنيتي است تا اقتصادي. اين همان رويكردي است كه روسيه آن را مي پذيرد. مسائل رخ
داده در اوكراين و همچنين حوزه غرب آسيا و بويژه سوريه در همين پازل قابل تحليل
است.
جداي از مسائل عنوان شده، تحولات شكل گرفته در
حوزه غرب آسيا و شمال آفريقا كه مي تواند گسترده تر شود از جمله چالش هاي ديگر
جهان است. چالشي كه با حضور تروريسم سازمان يافته همراه است و مرزهاي منطقه را
تهديد مي كند. اين تروريسم پيچيده و صاحب سرمايه نه تنها منطقه بلكه كل جهان را
تهديد مي كند. حتي در مواقعي كه از غرب حمايت نمي بيند عليه آنها اقدام كرده و در
زمين اروپا دست به عمليات مي زند. بنابراين تروريسم سازمان يافته منطقه اي كه
علاقه مند است مسئله را مذهبي و شيعي – سني كند، از بزرگ ترين تهديدهاي امنيتي است
كه افكار عمومي جهان را در برابر اسلام قرار مي دهد و چهره نادرستي از اسلام ارائه
مي دهد كه مي تواند بازتاب هاي منفي جهاني داشته باشد.
در اين ميان ديده مي شود كه فضاي امنيتي شده،
تنها مختص به اين منطقه نيست و حتي اروپا را نيز تهديد مي كند. سال 2017 براي
اروپا بسيار حساس است به اين دليل كه انتخابات هاي مهمي در آن انجام خواهد كه
آلمان، فرانسه و اسپانيا از جمله آنها است. اين در حالي است تمايل به راست گرايي
راديكال آنها را تهديد مي كند. رشد تفكرات نئونازي و رويارويي آلمان با مهاجران
بخصوص مسلمانان و همچنين تمايلات راست و ملي گرايانه احساسي - افراطي فرانسوي كه
اتحاديه اروپا را به سمت واگرايي پيش مي برد، مي تواند در سياست دولت هاي اروپايي
تاثير گذاشته و آنها را به سمت سخت گيري و سركوب پيش ببرد.
در مجموع فضاي بين الملل نشان مي دهد كه جهان هر
روز در حال امنيتي تر شدن است اين در حالي است كه پيش از اين فضا اقتصادي و توسعه
محور بود. با اين چشم انداز احتمال بروز جنگ ها و درگيري ها در سال 2017 و بعد از ديده
مي شود.