23 دي ماه، وزير راه و شهرسازي چنان از ورود يك فروند هواپيماي ايرباس به مهرآباد ذوق زده شده بود كه شايد حضرت ابراهيم در كهولت سن از تولد اسماعيل آنقدر خوشحالي نكرده باشد، آن هم در كشوري كه همين چند سال پيش يعني درست در 15 بهمن ماه 1387 در سيامين سالگرد انقلاب اسلامي و پس از دو سال تلاش، ماهواره تمام ايراني اميد توانست در مدار فضا قرار گیرد.
وزير محترم، خبرنگاران، دولتمردان و مديران زيرمجموعهاش را جمع كرد تا طبق بيانيه وزارت راه و شهرسازي با فرود ايرباس، ورود عزتمندانه و غرورآفرين و در خور تمدن ايران به اقتصاد جهاني را به عنوان يك نماد جشن بگيرد، آن هم در كجا؟ در آشيانهاي كه مزين به نام انقلاب است؛ انقلابي كه شعار اصلياش «ما ميتوانيم»بوده و است.
آشيانه انقلاب شاهد بود كه چگونه يك وزير ايراني، ميان هوا و زمين، مدير فرانسوي را منجيوار به آغوش كشيد تا همه دنيا ببينند، كشوري كه هفت سال قبل، با پرتاب ماهواره ادعاي تسخير فضا را داشت چگونه امروز با اعتماد به بيگانه، حقيرانه از خريد و نه ساخت يك هواپيما ذوقزده ميشود. وزير محترم و ديگر دولتمردان آنقدر دست دولت را از ماحصل برجام خالي ديدهاند كه فراموش كردهاند اگر اين هواپيما سفر را براي 185 مسافر ايراني تضمين ميكند، ضامن شغل چندين برابر اين نفرات، در شركت فرانسوي طي چندين سال متوالي است و اين طرف فرانسوي است كه بايد از خوشحالي در پوست خود نگنجد نه ما. دولتي كه ميخواست هم چرخ سانتريفيوژها را بچرخاند هم چرخ زندگي مردم را، چنان در عمل به شعارهايش ناتوان مانده كه بزرگترين افتخارش را ورود يك هواپيما معرفي ميكند.
بيشك جهش اقتصادي، فرود عزتمندانه! ايرباس، دستاوردهاي بهدست آمده در خلال برجام، تعديل نيروي شديد در هواپيماسازي ايران(هسا) و تأكيد بر تعطيلي يا تغيير كاربري آن، تناقضهايي است كه توجيهش، فقط از عهده سخنگوي دولت برميآيد، نه هيچ كس ديگر.
آخوندي انگار نميداند كه طبق گفته رئيسجمهور در روز ملي فناوري هستهاي در سال 94 قرار بود «در روز اول اجراي توافق تمامي تحريمها فوراً لغو شود» همچنين گويي وزير محترم راه و شهرسازي نميدانند پس از توافق لوزان «...همه تحريمها چه مالي، اقتصادي و بانكي در همان روز اجراي توافق لغو خواهد شد... در همان روز اجراي توافق، همه قطعنامهها عليه ايران لغو خواهد شد... در تعامل با جهان، بحث ما فقط هستهاي نيست، اين پله اول براي رسيدن به بام تعامل سازنده با جهان است...» كه اگر ميدانستند اين همه براي آمدن يك هواپيما ذوقزده نميشدند و اينگونه ايرانيان را در مقابل چشم جهانيان تحقير نميكردند. آقاي آخوندي شما وزير دولتي هستيد كه ما را به اين باور رساند كه تحريمهاي ظالمانه با برجام رفتند «تا سرمايه بيايد و مشكل محيط زيست، اشتغال، صنعت و آب خوردن مردم حل شود.»ورود يك هواپيما چه ربطي به آمدن سرمايه و رفع مشكلات مردم دارد كه شما آن را نشان بازخواني توان جايگاه ايران در منطقه و جهان ميدانيد.
آقاي وزير آيا اطلاع داريد كه كل بودجه مصوب شركت صنايع هواپيماسازي ايران (هِسا) كه در سال 55 تأسيس شده از پيشپرداخت همين يك هواپيما كمتر است؟ جناب وزير شما كه مسكن مهر را به واسطه انتساب آن به دولت قبل مزخرف خوانديد، اين گونه حمايت از توليد ملي را چه ميناميد؟ معلوم نيست چرا در كشور تا بحث از ورود خودرو كه وسيله نقليه اكثريت مطلق مردم است ميشود، رگ گردن دولتيها براي حمايت از توليد چنان باد ميكند كه تلفات بالاي جادهاي در باد آن گم ميشود اما در زمينه ورود هواپيما...
ظاهرا آفتاب برجام يا چنان پرنور شده است كه تشعشعات آن، حتي به وزير مسكنساز دولت هم اجازه نميدهد ثمرات و فوايد بيشمار اين فتحالفتوح را ببيند يا آنكه واقعاً چنان بيثمر بوده كه مجموعه دولت و وزارت راه و شهرسازي را مجبور كرده تا احتمالاً با خريد نوبت سفارش يك كشور ديگر يا قبول يك هواپيماي مرجوعي، به عوامفريبي گسترده در روزهاي قبل از انتخابات دست بزنند. امروز كه بيش از يك سال از اجراي تمامي تعهدات ايران در برچيدن فناوري هستهاي ميگذرد و مردم، به جاي آنكه ورود سرمايه را ببيند تا مشكل آلودگي هوا و محيطزيست، اشتغال، صنعت و آب خوردنشان حل شود، دولتمرداني را ميبينند كه در آشيانه انقلاب، پريدن هواپيماي ساخت كارگران فرانسه را جشن ميگيرند و بالطبع خروج سرمايه بيشتر از كشور و كوچكتر شدن دوباره سفره مردم. حالا كه مردم از برجام فقط ورود يك هوپيما به كشور را درك كردهاند، خوب است دولتمردان خودشان در جهت بالا بردن درك و فهم مردم ثمرات متعدد برجام و گشايشهاي صورتگرفته به وسيله اين فتحالفتوح را بشمارند تا مردم بدانند دولتمردانشان سه سال تمام همه چيز مملكت را به چه گره زده بودند و عايدي كشور و ملت از اعتماد گسترده به غرب چيست؟ مردم ميخواهند بدانند برجام به جز «هيچ» با آن همه هزينه كه برايش داديم براي كشور چه داشته است؟ مردم ميخواهند بدانند اگر همه عايدي برجام براي كشور(جدا از آنچه دادهايم) كه ميشود آن را مهمترين عملكرد دولت ناميد را در يك كفه ترازو قرار دهند و پرتاب ماهواره اميد را در كفه ديگر، كداميك سنگينتر خواهد شد. كفه «ما ميتوانيم»يا كفه «اعتماد به غرب»؟مردم ميخواهند بدانند ثمره كشور در اعتماد به بيگانه بيشتر بوده يا هنگام سرمايهگذاري روي دانش جوانان غيور ايراني؟