انسان در مقابل لغزشها و خطاهاي رفتاري خود عكسالعملهاي مختلف و گوناگوني بروز ميدهد و شرمساري، احساس گناه، خجالت در حد خفيف، عكسالعملهاي انسان در مقابل گناهان، خطاها و اشتباهات خود است. رفتار هر فرد با مجموعهاي از ناآگاهيها، كاستيها و آسيبپذيريها آميخته است كه همين ويژگيها ممكن است كردار فرد را به نتايجي سوق دهد خلاف آنچه او از پيش به عنوان هدف رفتاري خود در نظر داشته است. تا جايي كه ميتواند هم براي خود او و هم براي افرادي كه با رفتار او درگير هستند آزاردهنده و آسيبرسان باشد.
فرافكني نكنيم
برخي افراد با فرافكني و به دور از منطق رفتاري در محيط اطراف خود دنبال عواملي هستند كه آنها را باعث و باني بدرفتاريها و كجانديشيهاي خود قلمداد كنند و در اين ارزيابي چنان غوطهور و غرق ميشوند كه توجهي به انحراف از مباني تخلفات خود ندارند و به همين جهت از احساس شرم دور ميمانند و بدون هشدار دروني به خود به رفتارهاي نامناسبشان ادامه ميدهند.
انسان كجرفتار گاهي نتايج كرداري خود را با معيارهاي ارزشمند چند نفر يا چند گروه تطبيق ميدهد و زماني آنها را با اعتقادات و ارزشهاي اخلاقي يك نظام مقايسه ميكند كه در شكل اول فرد اغلب گروه هدف را مطابق با سليقه فكري و محك فردي خود انتخاب ميكند و راضي ميشود و در شكل دوم معيار ارزشي آن در يك جامعه فرد را به زانو درميآورد كه از اينجا ترور شخصيت، نافرماني مدني، همصدايي با دشمنان و... را به عنوان ابزارهاي ايذايي يا تنبيهي انتخاب ميكند.
در اينجا بايد توجه كرد احساس شرم، احساس گناه و حس تقصير نتايج و عواقب كجرفتاريهاي فرد بوده و بالاخره نمايان ميشود و گاهي نيز به دور از اين سه فرآيند رفتاري طلبكارانه در مقابل ارزشهاي يك نظام مقاومت ميكند. مثل وقوع برخي شورشها كه سردمداران آن نه تنها خود را به حق ميدانند بلكه هر حركتي، هر سخني و هر موضعي برخلاف خود را با انگهاي مختلف پاسخ ميدهند، در حالي كه وقتي دقت ميكنيم ميبينيم اين ويژگي و انگها دقيقاً مرتبط با نهادهاي رفتاري خود آنهاست.
اخلاق اجتماعي را بياموزيملازم است گفته شود در سبك زندگي اجتماعي و فرهنگي، شرم، حسي اخلاقي است در قلمرو كردار اخلاقي و به اصطلاح اخلاقيات كه به آن موراليتي (Morality) ميگويند و به اخلاقيات مربوط است نه نظريه اخلاقي به معناي اتيك (ethic).
اخلاقيات نيز معرف هنجارها و ارزشهاي پذيرفته شده يا آرماني شده جامعه است. از اين لحاظ هرچند حس شرم عمدتاً ناشي از خودانگيختگي دروني است و نتيجه مطلوب آن خشم به خود است، اما حسي است كه انسان را با جامعه خويش در پيوند نگه ميدارد. اگر شرم، عامل پيام منفي در مورد خود است، اين پيام از يك سو ناشي از سبك زندگي و تربيت خانوادگي و از سوي ديگر از ارزشهاي اخلاقي برگرفته از پدر و مادر، معلم و دوستان و مديران جامعه است.
والدين ميتوانند حس گناه را به عنوان عامل بازدارنده در مقابل معيارهاي اخلاقي به فرزندان آموزش كاربردي داده و حس تقصير را در مقابل سرپيچي از دستورات والدين و نافرماني از مقررات خانه به كودكان آموزش دهند. آنچه در اين ميان بايد مورد توجه ويژه قرار گرفته و جايگاه خاصي در سبك زندگي پيدا كند، فرهنگ عذرخواهي است. به همان گونه كه فرزندان توبه را به عنوان پشيماني از سرپيچي از دستورات ياد ميگيرند، عذرخواهي را نيز در مقابل تقصيرات خود بايد فرا گيرند.
عذرخواهي كردن را بياموزيم
متأسفانه گاه در جامعه اتفاق ميافتد كه به خاطر ضعف فرهنگ عذرخواهي قتلي اتفاق ميافتد. بدان معنا كه نگاهي، طعنهاي يا كلامي، خشم عابر را برميانگيزد و به دنبال آن آتشي از خشم افروخته ميشود در حالي كه يك عذرخواهي ساده ميتواند از قتلي جلوگيري كرده يا آتش خشمي را فرونشاند.
وقتي در خانه پدر در برابر اشتباهات خود از همسر يا فرزندان عذرخواهي نكرده و حتي پافشاري ميكند، الگوي منفي رفتار را در مقابل كودكان خود قرار ميدهد. فرزندان ابتدا در خانه فرهنگ عذرخواهي را ميآموزند سپس در مدرسه كه خانه دوم است و آنگاه در جامعه از دولتمردان و مديران جامعه عذرخواهي در مقابل اشتباه را ياد ميگيرند.
فراموش نميكنيم روش رفتاري حضرت امام خميني(ره) را كه در آن جايگاه عظيم علمي و مذهبي فرهنگ پذيرش اشتباه را به نمايش گذاشتند يا مقام عظماي ولايت امام خامنهاي مدظله العالي در مورد تنظيم خانواده با سعهصدر و بزرگمنشي فرمودند:«ما قبول ميكنيم در اين زمينه اشتباه كردهايم.»
به جاي اصرار بر اشتباه و ايستادگي روي آن هيچ عيبي ندارد كه مسئولان در سبك زندگي اسلامي و فرهنگ ايراني، اشتباه خود را پذيرفته و در پي اصلاح آن باشند. اين اشتباه ممكن است سقوط يك هواپيما يا حادثهاي فرهنگي و اقتصادي باشد. هيچ تفاوتي در ماهيت عذرخواهي نخواهد داشت.
بنابراين ملاحظه ميشود همان گونه كه علاقهمند به اعلام عذرخواهي از سوي ديگران هستيم، خودمان نيز بايد آماده ايفاي رفتارهاي ياد شده باشيم و اجازه ندهيم كه غرور و خودخواهي و تكبر از هر نوع آن مانع تحقق سبك اصيل زندگي اسلامي و ايرانيمان باشد، چراكه در بسياري از موارد در جامعه امروز به جاي انداختن اشتباه به گردن ديگران اگر با شهامت اخلاقي قصور خود را پذيرفته و از مردم عذرخواهي نماييم، نه تنها شهامت روحي و بزرگمنشي خود را به نمايش گذاشتهايم بلكه راه رشد اخلاقي در جامعه را نيز هموار كردهايم. بياييم به جاي اينكه ديگران را به دفاع از خود دعوت كنيم، يك بار خودمان اشتباهمان را بپذيريم و در پيشگاه تاريخ در مقام اصلاح آن باشيم وگرنه فرصتها همانند ابرها ميگذرند و شايد ديگر مجال جبران اشتباهات خود را نداشته باشيم.
*رفتارشناس و آسيبشناس اجتماعي