
ناكامي مطلق مردان تكواندو ايران در المپيك 2016 آغازگر بحراني شد كه تا به امروز ادامه دارد و به نظر ميرسد تا زماني كه كادرفني جديد تيم ملي معرفي نشود بحران خودساخته تداوم داشته باشد. در حالي كه انتظار ميرفت تكواندوكاران كشورمان از آوردگاه ريو با دستي پر به ايران بيايند شكستهاي تحقيرآميز شاگردان بيژن مقانلو آب سردي بر پيكر كاروان ورزش ايران در المپيك ريخت. از همان زمان بود كه اختلافنظر، انتقاد و اختلافات شخصي در تكواندو ايران به اوج خود رسيد.
استارت ناكامياعزام چهار نماينده به المپيك نويد مدالهاي رنگارنگ را از سوي تكواندوكاران كشورمان ميداد. مهدي خدابخشي، فرزان عاشورزاده و سجاد مرداني در بخش مردان و كيميا عليزاده در بخش بانوان اميدهاي اصليمان براي كسب مدال در ريو بودند، اما شكستهاي پي در پي و حذف تحقيرآميز مردان هوگوپوش ضعف قدرت اول تكواندو جهان را عيان كرد. اين در حالي است كه هر سه تكواندوكار ما جزو برترينهاي اوزان خود به حساب ميآمدند ولي در ميدان المپيك ضعيفتر از حد انتظار ظاهر شدند تا ناكامي مطلق نصيب اين رشته مدال آور شود. بدون شك اگر برنز تاريخي كيميا عليزاده در المپيك 2016 نبود تكواندو ايران عملاً ديگر حرفي براي گفتن نداشت.
اعتماد مقانلو و تحقير در جامجهانيبا اينكه انتقادها از كادرفني و مديريت فدراسيون به اوج خود رسيده بود، اما پولادگر ترجيح داد باز هم به بيژن مقانلو و دستيارانش اعتماد كند و فرصت دوباره دهد. بركناري مهدي بيباك و پزشك تيم ملي تنها تغييري بود كه در كادرفني ايجاد شد. به رغم اينكه اغلب كارشناسان ضعفهاي مديريتي و فني را مسبب ناكامي بهترينهاي تكواندو دنيا در المپيك عنوان كردند ولي با اين وجود رئيس فدراسيون تكواندو بر حفظ مقانلو تأكيد كرد. اين در حالي است كه جامجهاني 2016 و گرند پري باكو پيش روي تيم ملي بود. حذف تمامي تكواندوكاران ايران از مسابقات گرند پري اوضاع را بحرانيتر كرد تا حدي كه پيشبيني ناكامي ديگر در جامجهاني دور از انتظار نبود. با شروع رقابتهاي جام جهاني باكو تيم ملي ايران يك بار ديگر نشان داد كه با روزهاي اوج خود فاصله زيادي دارد. باخت تحقيرآميز به كرهجنوبي و تركيه حذفي زودهنگام و تلخ را براي تيم ملي تكواندو رقم زد. همانطور كه تصور ميشد آتش انتقادها دوباره شعلهور شد و اين انتقادها اين بار با استعفاي بيژن مقانلو و حسن ذوالقدري همراه بود.
پولادگر نميروداز همان ابتدا هم معلوم بود كه رئيس فدراسيون با استعفاي سرمربي و مدير تيمهاي ملي بيدرنگ موافقت ميكند به اين اميد كه شعلههاي انتقادهاي تند و تيز عليه خودش فروكش كند. منتها از آنجا كه شكستهاي چندماه اخير تكواندو بيشتر از حد تصورات بود قبول استعفاي مقانلو و ذوالقدري نيز از شدت انتقادها كم نكرد. پولادگر سالهاست كه بر مسند رياست فدراسيون تكواندو تكيه زده و در اين مدت تكواندو كشورمان سير صعودي را طي كرده است. هرچند نميتوان از كنار پيشرفت و افتخارآفرينيهاي پرتعداد تكواندوكاران ايراني در سالهاي قبل به راحتي گذشت، اما ناكامي در المپيك ريو و تحقير در جام جهاني نيز موضوعاتي نيستند كه بتوان آنها را ناديده گرفت. نفرات اعزامي به المپيك از حيث توانايي فني و تكنيكي چيزي كم نداشتند و نگاهي اجمالي به عملكرد آنها در دو سال اخير نشان ميدهد كه همه حريفان مقابلشان حرفي براي گفتن نداشتند. با اين وجود در آوردگاه المپيك از ضعفهاي واقعي مليپوشان تكواندو رونمايي شد، ضعفهايي كه قطعاً كادرفني تنها عامل اصلي آن نبوده است. در سالهاي پيش نيز هر زمان كه شكستي نصيب تكواندو شده بركناري يا استعفاي سرمربي پايان بخش ماجرا بوده در حالي كه به هيچ وجه نميتوان و نبايد نقش مديريت حاكم بر فدراسيون را ناديده گرفت. اما پولادگر همچون گذشته در مقابل انتقادها ايستاد و حاضر به رفتن نشد. البته حمايتهاي عجيب وزارت ورزش از او و بيتفاوتي به شكستهاي اخير تكواندو در اين مسئله بيتأثير نبوده است. رفتن مصلحتي ذوالقدري، مشاور اصلي پولادگر از جمله اتفاقات جالب اين چند وقت اخير محسوب ميشود.
بلاتكليفي تيم ملي و برخورد قهري با منتقدان با اينكه زمان به سرعت در حال سپري شدن است، اما تيم ملي كماكان در بلاتكليفي به سر ميبرد. با رفتن مقانلو جامعه تكواندو منتظر انتخاب كادرفني جديد است، كادري كه گويا فدراسيون هنوز براي معرفي آن به جمعبندي لازم نرسيده و خبري از معرفي سرمربي جديد نشده است. در اين سالها بسياري از مربيان قديمي و كارشناسان اين رشته به دليل انتقادهاي خود از شخص اول تكواندو ايران بيرون از گود ماندهاند و از تجارب آنها استفاده نميشود. برخورد قهري پولادگر با مخالفانش از جمله انتقادهايي است كه همواره به مديريت او وارد بوده در حالي كه جمع كردن منتقدان بر سر يك ميز و شنيدن انتقادهاي دلسوزانه آنها قطعاً كار سختي نيست. اينكه بعد از هر ناكامي تمامي تقصيرات به گردن يك نفر بيفتد و كار به بركناري او بكشد دردي از دردهاي اين رشته مدال آور دوا نخواهد كرد.
ترس از مهماندوستموفقيتهاي اخير تيم ملي تكواندو آذربايجان با هدايت سرمربي ايراني در ورزش ايران سروصداي زيادي به پا كرد. شكست مهدي خدابخشي به ميلاد بيگي در المپيك 2016 آتش اختلافات را شعلهور كرد تا جايي كه پولادگر نتوانست برخشم خود فائق آيد و سرمربي اسبق تيم ملي ايران را مزدور خواند! همين ادعاي جنجالي كافي بود تا بحران تكواندو ما به اوج خود برسد. حال آنكه منتقدان پولادگر نيز از همين اظهارنظر عجولانه و غيرمنطقي به نفع خود استفاده كرده و بارها رئيس فدراسيون را با انتقادهاي آتشين روبهرو ساختند.
به نظر ميرسد مسئولان تكواندو كشورمان از مطرح شدن نام رضا مهماندوست هراس دارند. در حالي كه در شرايط كنوني بهتر است تمام تمركز مديران بر انتخاب سرمربي كاربلد و نجات تكواندو باشد. پاسخ دادن به انتقادهاي گاه و بيگاه و جبهه گرفتن در مقابل نام سرمربي سابق نه تنها فايدهاي ندارد بلكه به بحرانيتر شدن شرايط دامن ميزند. برگزاري نشست آسيبشناسي و كارشناسي علل شكست تيم ملي در ريو از جمله وعدههاي مطرح شده پس از اتمام بازيهاي المپيك بود كه نتيجه اين نشست هرگز اعلام نشد. با تمام اين تفاسير بحران حاكم بر تكواندو ايران را نميتوان كتمان كرد. قهر يكي از المپينها از تيم ملي و اختلاف نظر با سرمربي تيم ملي واقعيتي تلخ است كه براي جلوگيري از تكرار چنين مواردي بايد از هم اكنون دست به كار شد. بعلاوه اينكه مسابقات جهاني 2017 بزرگترين رويداد پيش روي تيم ملي تكواندو ايران است؛ رويدادي كه ميتواند يك بار ديگر قدرت واقعي هوگوپوشان كشورمان را به رخ مدعيان بكشد. زمان زيادي را از دست دادهايم آن هم در شرايطي كه در روزهايي كه ما مشغول درگيريهاي لفظي بوديم رقبا تمرين ميكردند. انتخاب هرچه سريعتر سرمربي جديد تيم ملي و مشخص شدن برنامه آمادهسازي ملي پوشان براي مسابقات جهاني پاياني خواهد بود بر حواشياي كه از المپيك تاكنون دامن تكواندويمان را گرفته است.