امروزه با پيشرفت تكنولوژي و ماشيني شدن زندگي ميبينيم كه رفتار و كردار افراد دستخوش تغيير و تحولات اساسي شده است. زندگي ماشيني و پيشرفت تكنولوژي با تمام مزايايي كه دارد ميتواند تهديدي براي بشريت به شمار آيد. در نتيجه مدرنيته و صنعتي شدن جوامع، آسايش بيش از حد براي افراد ايجاد شده است اما آرامش دستخوش تغييراتي شده است. در واقع در بسياري موارد تلاش براي كسب آسايش موجب سلب آرامشمان شده است.
پيشرفت تكنولوژي ارتباط ميان آدمها را سهل و آسان كرده است اما مشكلي كه به چشم ميخورد اين است كه ارتباطهاي دور را نزديك و ارتباطهاي نزديك را دور كرده است. به طوري كه افراد با زدن دكمهاي با دوستان خود در هر جايي از دنيا ارتباط برقرار ميكنند ولي از اطرافيان خود غافل شدهاند! چراكه دنياي مجازي و اينترنت ارتباط كلامي را كمرنگ كرده و همين امر افراد را به سوي فردگرايي هر چه بيشتر سوق ميدهد كه اين فردگرايي و فرو رفتن در غار تنهايي، رخوت و افسردگي را براي شخص ايجاد ميكند و آرامشش را به مخاطره مياندازد. يكنواختياي كه از اين روش ارتباط ايجاد ميشود نااميدي و كسالت به بار ميآورد كه از نشانههاي روزمرگي است.
اين معضل ميتواند معناي زندگي را در ذهن فرد تغيير دهد، ارزش تلاش كردن را از او بگيرد و او را دچار بحران هويت كند كه اين بحران هويت آثار زيانباري بر جاي ميگذارد. وقتي شخص از اين يكنواختي آزار ميبيند، براي فرار از اين حالت دنبال تنوعطلبي ميرود. شايد راهي براي رهايي بيابد كه اگر اين حس تنوعطلبي افسار گسيخته شود مشكلاتي به بار خواهد آورد. بسياري از طلاقها يا خشونتها پيامدهاي منفي يكنواختي و روزمرگي است و فرد را در سيكل معيوبي گرفتار ميكند كه ضربههاي آن ميتواند بسيار سنگين باشد.
مصرفگرايي هم ميتواند يكي ديگر از پيامدهاي منفي روزمرگي باشد. رفع نيازهاي گذشته در زندگي ديگر شخص را راضي نميكند و بر اساس اصل تنوعطلبي و خلأ موجود در زندگي فرد تلاش ميكند تا جهت رفع اين خلأ با مصرف بيش از حد كالاهاي غيرضروري به آرامش برسد و اين امر ميسر نميشود، چراكه هر روز نيازي جديد و مصرف بيشتر او را خستهتر ميكند.
خستگي و سستي كه در عصر مدرنيزه شدن در انسان ايجاد شده است، نياز مبرم به تحولات بهينهسازي زندگي را نمايان ميكند. به نظر ميرسد در دنيايي كه تكرار مكررات افراد جامعه را درگير يكنواختي كرده و روزمرگي گريبانگيرشان شده است، عدم وابستگي صددرصدي به تكنولوژيهاي روز، ايجاد تنوع در زندگي، پذيرفتن نوسانات مثبت و منفي و خلاقيت در سبك زندگي ميتواند راهگشا باشد.
اين خلاقيت با كار و كوشش هدفمند، برنامهريزي در جهت عبور از موانع كوچك و بزرگ در زندگي، كسب آگاهي و دانش و مهارتهاي مختلف گفتاري و رفتاري نمايان ميشود و ميتواند رضايتمندي در فرد ايجاد كند. تغيير دادن عادتهاي بد در زندگي، بهترين قسمت جهت رشد و بالندگي است. گاهي اوقات بايد به اين باور رسيد كه همه چيز خوب پيش خواهد رفت، چراكه حتماً راهي جديد در زندگي وجود خواهد داشت تا اسير يكنواختي نشويد، نگاهتان را مثبت كنيد و از زندگي لذت ببريد.
موانع را زير پا بگذاريد و از آن بالا برويد، در جهت رشد و شكوفايي قدم برداريد، متوجه خواهيد شد كه اينها عواملي هستند كه ميتوانند زندگي را از يكنواختي و خط ممتد بودن نجات دهند و به فرد اشتياق و انرژي مضاعف بخشند و بيشك ميل به تلاش بيشتر ايجاد كنند و مانعي باشند براي روزمرگي و يكنواختي در زندگي.
در نتيجه آن ميتوان به شادابي، سرزندگي و آرامش و آسودگي رسيد كه آسوده بودن، دلنشينترين و شيرينترين دستاورد بشر است و حصول و پايداري آن مستلزم درك اولويت سلامت روان در زندگي است.