در طول چند سال گذشته مهمترين رويكرد دولت براي گسترش روابط خارجي فعاليت در ايالات متحده امريكا و اروپا بوده است. نقطه اوج اين روند امضاي پيمان برجام بين ايران و كشورهاي 1+5 در وين بود. با اين حال و زماني كه دولت يازدهم به روزهاي آخر ميرسد، نقايص اين سيستم هر روز بيشتر از قبل روشن ميشود.
شايد مهم ترين برههاي كه مشخص شد سرمايهگذاريهاي گسترده در رابطه ديپلماتيك با غرب نتوانسته است منافع ملي ايران را تامين كند، تمديد تحريمهاي اوليه ايران در امريكا بود. عملي كه به صراحت از سوي محمد جواد ظريف وزير امورخارجه به عنوان نقض برجام عنوان شده بود.
اينكه داستان برجام به كجا ميانجامد، روشن نيست اما اتفاقي در عرصه بينالملل روي داد كه شايد درس مهمي براي دستگاه ديپلماسي كشور داشته باشد.
ونزوئلا و سنگال، پيشگامان قطعنامه ضدصهيونيستيتصويب قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل در محكوميت رژيم صهيونيستي اتفاقي بود كه شايد در طول 37 سال اخير بيسابقه بود. گرچه رأي ممتنع امريكا به اين قطعنامه و عدم وتوي آن بحث جداگانهاي ميطلبد كه شايد ارتباطي به اين مطلب نداشته باشد، اما واكنش رژيم صهيونيستي به بانيان اين قطعنامه براي دولت يازدهم آموزنده خواهد بود. در بين بانيان اين قطعنامه نام كشورهاي ونزوئلا، سنگال و در كنار آن نيوزيلند ديده ميشود. رژيم صهيونيستي نيز در واكنشي عصبي نسبت به اين مسئله كمكهاي خود را به سنگال، به خصوص در حوزه كشاورزي قطع كرده است. اين خبر را شايد بتوان جزيياتي بي اهميت در بين خبري مهمتر دانست. در نگاه اول نيز اين چنين است، اما نام سنگال و ونزوئلا يادآور كشورهايي هستند كه زماني با ايران رابطه بسيار نزديكي داشتند و حتي آنان را جزو متحدين راهبردي ايران در آفريقا و امريكاي لاتين محسوب ميكردند.
بي توجهي به تنها كشور امريكاي لاتين كه رابطه خود را با رژيم صهيونيستي قطع كرد
واقعيت اينجاست آنچه موجب حضور ايران در امريكايلاتين شد، موضع خصمانه امريكاييها نسبت به ايران در كنار بحث هستهاي بود، البته بايد در كنار اين مسئله به مواهب اقتصادي اين مسئله نيز اشاره كرد. مهمترين وجه از روابط ايران و ونزوئلا صرفنظر از جنبههاي امنيتي آن، تواني بود كه جنبشهاي انقلابي دو كشور به خصوص در عرصه اقتصادي داشتند. توسعه صنايع خودروسازي ايران در ونزوئلا توانست اولين تجربه ايران را در اين ناحيه تثبيت كند و از سوي ديگر شركتهاي پيمانكاري ايران توانستند پروژههاي وسيعي را در اين كشور تصاحب كنند. حجم گسترش روابط ايران و ونزوئلا به اندازهاي بود كه برخي از آمار از 250 برابر شدن ارزش دلاري آن حكايت ميكرد.
اين پروژهها حتي توانست جاي پاي ايران در ساير كشورها را باز كند، ايران وارد تبادلات تجاري با كشورهايي همچون بوليوي، اكوادور و حتي نيكاراگوئه شد. نفوذ ايران در اين منطقه با عصبانيت امريكا همراه بود، مايك مولن رئيس وقت ستاد ارتش امريكا، ايران را به اين نكته متهم كرد كه در حال پراكنده كردن نفرت از امريكا در بين كشورهاي امريكايلاتين است و هم واقعاً اين گونه بود. كما اينكه از زمان حضور ايران در منطقه امريكايلاتين مخالفت با رژيمصهيونيستي به شدت افزايش يافته بود، با هدايت ايران بود كه ونزوئلا روابط خود را با رژيمصهيونيستي به دليل بمباران نوار غزه در سال 2007 قطع كرد و از سوي ديگر ساير كشورها نيز به شدت نسبت به كشتار مردم مظلوم فلسطين اعتراض كردند. همنوايي ايران و ونزوئلا نيز توانست در اوپك سهم مهمي در مقابله با تلاش عربستان سعودي در كاهش قيمت نفت به خود اختصاص دهد. به دليل همين همنوايي بود كه در پي بحران نفتي اقتصادي 2009 و كاهش 50 درصدي قيمت نفت بلافاصله قيمتها به شكل سابق بازگشت.
با اين حال پس از دوره فرا رسيدن دولت يازدهم روابط ايران و ونزوئلا رو به كاهش رفت و ديگر خبري از روابط گرم دو طرف نشد. اين در حالي بود كه ونزوئلا در مقابله با رژيم صهيونيستي به خصوص در دوران جنگ غزه سرآمد بود و حتي روابط خود را با رژيم صهيونيستي به طور كامل قطع كرد.
اين در حالي بود كه رژيم صهيونيستي تلاش فراواني براي نفوذ در امريكاي لاتين به خرج داده است به گونهاي كه روابط گرم اين كشور با آرژانتين كه پرونده دروغين آميا را عليه نظام جمهوري اسلامي ايران باز كرده، زبانزد است.
يكي از ميوههاي تلخ سياست خارجي دولت يازدهم قطع نفوذ راهبردي ايران در آفريقا به خصوص در كشورهايي بود كه ايران بر اساس آن بازارهاي خود را در اين قاره شكل داده بود. سنگال يكي از اين كشورهايي محسوب ميشد كه روابط وسيعي با نظام جمهوري اسلامي ايران برقرار كرد و ايران نيز در حوزه كشاورزي كمكهاي فراواني به دولت سنگال كرد. نتيجه اين روابط گسترده ابراز نگراني گسترده مقامات رژيم صهيونيستي از روابط ايران با كشورهاي آفريقايي بود. به عنوان مثال بنيامن نتانياهو نخست وزير فعلي رژيم صهيونيستي بارها در مقاطع مختلف به اين نكته اشاره كرد كه بايد نفوذ راهبردي ايران در اين قاره قطع شود. ايران در مقاطع گوناگون به خصوص در قطعنامههايي كه عليه ايران به بهانه حقوق بشر در مجمع عمومي سازمان ملل متحد مطرح ميشد، از همكاري اين كشورها براي دادن رأي منفي براي مقابله با اين قطعنامهها استفاده ميكرد.
نكته جالب اينجاست كه حالا در پي رويگرداني دولت يازدهم از آفريقا اين رژيم صهيونيستي است كه تلاش كرده است جاي ايران را پر كند.
در نقطه مقابل وزارت خارجه با سكوت عجيب خود نه تنها حمايت عملي در قبال اين اقدام ازاين كشور به عمل نياورده است، بلكه حتي از يك حمايت شفاهي نيز دريغ ميكند.
ممكن است برخي اين نكته را مطرح كنند كه ارتباط با چنين كشورهايي به سود نظام جمهوري اسلامي ايران نيست، اما واقعيت اين است كه حمايت از هر گروه يا كشوري كه عليه رژيم صهيونيستي اقدام ميكند، بر طبق گفتههاي مقام معظم رهبري جزو سياستهاي اصولي نظام جمهوري اسلامي ايران است. از سوي ديگر ايران براي جذب رأي كشورها در مجمع عمومي سازمان ملل متحد ميتواند روي كمك چنين كشورهايي حساب كند. حال سؤال اينجاست كه آيا وقت تغيير رويكرد در مورد كشورهايي همچون سنگال نرسيده است.