
جوانگرايي در اين مقطع بهترين تصميمي است كه سرمربي تيم ملي كشتي آزاد ميتوانست بگيرد. در واقع بعد از المپيك اكثر كشورها در رشتههاي ورزشي مختلف دست به جوانگرايي ميزنند، چراكه چهار سال زماني مناسبي براي مهيا ساختن ورزشكاران جوان و ميدان دادن به آنهاست. تيم ملي كشتي آزاد ايران هم اگرچه كشتيگيران خوب و باتجربهاي دارد، اما نياز به يك نيروي تازهنفس دارد، چراكه كشتيگيراني كه اكنون در تيم ملي هستند براي چهار سال آينده سن و سال بالايي دارند و ميتوانند اتفاقاتي كه براي كشتي فرنگي رقم خورد را تكرار كنند. ما بهترين نفرات را در فرنگي داشتيم. مثلاً سوريان يك استثناست، اما زمان بازنشستگي كه برسد، ديگر كشتيگير آن طراوت سابق را ندارد. بايد به جوانها ميدان داد تا آنها نيز رشد كرده و خودي نشان دهند. طلايي ميدان دادن به جوانها را از مجارستان آغاز كرد. بازيكناني كه او امروز به عنوان كشتيگيران جوان تيم در اختيار دارد همان نفراتي هستند كه او با آنها در ردههاي سني پايه كار كرده و شناخت خوبي نسبت به آنان دارد.
با توجه به اين مسئله و نياز تيم ملي به جوانگرايي و مهمتر از همه پتانسيل بالايي كه كشتي ايران دارد، سرمربي تيم ملي ميتوانند با تصميم جوانگرايي، تيمي قدرتمند را براي المپيك بعدي مهيا كند. البته نبايد فراموش كرد كه براي جوانگرايي تنها تصميمگيري سرمربي تيم ملي نيست كه حائز اهميت است. براي نتيجه دادن بايد از اين تصميم و از جوانترهاي تيم حمايت كرد. دنيا هم مانند ما در حال پيشرفت است و براي چهار سال بعدي برنامهريزي ميكند. آن هم با امكاناتي به مراتب بهتر. پس بايد از طلايي، تيمش، جواناني كه در اختيار دارد و تصميمي كه گرفته حمايت كرد. كشتيگيران جوان براي آنكه مهياي حضور در آوردگاهي چون المپيك شوند نيازمند برگزاري اردوهايي با بار فني بالا و مسابقات مختلف هستند. بايد به آنها فرصت داد و شرايط را برايشان مهيا كرد تا تجربه لازم را به دست آورده و تواناييهاي خود را به نمايش بگذارند. جوانگرايي بهترين تصميم ممكن در اين مقطع زماني است، اما نياز به حمايت هم دارد تا بتواند بهترين نتيجه را در پي داشته باشد.