به گزارش خبرنگار ما، ساعت 11 روز سهشنبه 17 فروردينماه بود كه مأموران كلانتري 127 نارمك قاضي ايلخاني، بازپرس ويژه قتل را از كشف جسد زني جوان در خانهاش با خبر كردند. لحظاتي بعد هم بازپرس همراه كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي در محل حادثه كه طبقه دوم يك مجتمع مسكوني در خيابان زركش بود، حاضر شد. جسد متعلق به زني 29 ساله به نام آيدا بود كه كبودي روي گردنش نشان ميداد كه با فشار بر عناصر حياتي گردن كشته شده است.
يكي از همسايهها كه پليس را از ماجرا با خبر كرده بود، گفت: من از دوستان آيدا هستم و در همسايگيشان زندگي ميكنم. روز گذشته داشتم از كنار آپارتمانشان عبور ميكردم كه صداي دعواي آيدا و شوهرش را شنيدم. چون اختلاف خانوادگي بود، توجه نكردم و به راهم ادامه دادم. امروز با آيدا كاري داشتم، به خاطر همين چندبار با او تماس گرفتم، اما گوشي او خاموش بود. تلفن خانهشان را هم جواب نميداد. هر چه زنگ خانه را هم زدم، در را باز نكرد. احتمال دادم كه داخل خانه برايش اتفاقي افتاده باشد به خاطر همين با آتشنشاني تماس گرفتم. امدادگران كه در محل حاضر شدند، ماجرا را شرح دادم. آنها بعد از باز كردن در خانه وارد شدند و جسدش را در اتاق خواب پيدا كردند. بعد هم پليس را از ماجرا با خبر كرديم.
كارآگاهان بعد از بررسي صحنه جرم، دستنوشتهاي به امضاي رضا39 ساله، شوهر آيدا پيدا كردند. او نوشته بود كه همسرش را به قتل رسانده و انگيزهاش را هم دخالت خانواده همسرش عنوان كرده بود.
تحقيقات بعدي نشان داد كه رضا و آيدا با هم نسبت فاميلي دارند و دو سال قبل با هم وصلت كرده بودند. شغل رضا پيك موتوري در يك رستوران است و نداشتن شغل مناسب سبب اختلاف او و خانواده همسرش شده بود. پس از آن بود كه جسد به دستور قاضي به پزشكي قانوني منتقل شد. وقتي مشخص شد كه رضا با موتور خانه را ترك كرده است، شماره پلاك موتور او در سامانه پليس ثبت شد و او تحت تعقيب قرار گرفت.
در حالي كه هيچ سرنخي از مخفيگاه رضا در دست پليس نبود، سرانجام ساعت 15 روز دوشنبه، 22 آذرماه مأموران پليس آگاهي هنگام گشتزني در ميدان حسنآباد، موتور رضا را شناسايي كردند و به راكب آن فرمان ايست دادند. راكب كه به نظر ميرسيد همان قاتل فراري باشد، وقتي با هشدار پليس مواجه شد، از محل گريخت. تعقيب و گريز ادامه داشت تا اينكه رضا با رها كردن موتور پاي پياده فرار كرد، اما سرانجام دستگير شد.
او در اولين بازجوييها به قتل همسرش اعتراف كرد و در شرح ماجرا گفت: همسرم از بستگانم بود كه دو سال قبل با هم وصلت كرديم. من پيك موتور يك رستوران بودم و همسرم و خانوادهاش هم اين موضوع را ميدانستند. مدتي قبل از حادثه همسرم مدام به شغل من ايراد ميگرفت و ميخواست به دنبال كار آبرومندي باشم. او مدام همراه دوستانش به گردش ميرفت. روز حادثه هم سر همين موضوع با هم مشاجره كرديم. گفت كه بلند شو و از خانه بيرون برو و كار مناسبي پيدا كن. من ناراحت بودم به خاطر همين به اتاقخواب رفتم و خوابيدم. لحظاتي بعد همسرم وارد اتاق شد و مقداري آب روي من ريخت و گفت بلند شو از خانه بيرون برو. سر اين موضوع مشاجرهمان بالا گرفت. بعد هم خواست از خانه بيرون برود كه گردنش را گرفتم و او را به اتاق خواب كشاندم. آنجا بود كه ديدم حركت نميكند. فهميدم كه فوت شده است. بعد كاغذي برداشتم و به قتل اعتراف كردم. سپس خانه را ترك و ارتباطم را با همه دوستان و بستگانم قطع كردم. توانستم با هويتي جعلي در رستوراني در خيابان پاچنار براي خودم كاري پيدا كنم، اما سرانجام دستگير شدم.
سرهنگ كارآگاه حميد مكرم، معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ گفت: با توجه به اعتراف متهم به ارتكاب قتل، تحقيقات بيشتر از او در اداره دهم پليس آگاهي تهران در جريان است.
شما كه مرتكب قتل همسرت شدي
چرا بعد از حادثه فرار كردي؟
قصد قتل نداشتم، اما وقتي متوجه شدم همسرم فوت شده خيلي
ترسيدم. به هر حال من قاتل شده بودم و از ترس اينكه دستگير نشوم، فرار كردم.
كجا فرار كردي؟
با موتور از خانه بيرون آمدم. حيران و سرگردان داخل خيابان بودم.
درست نميتوانستم تصميم بگيرم تا اينكه
به ترمينال جنوب رفتم و يك هفته در ترمينال بودم.
بعد از يك هفته به كجا رفتي؟
بيكار بودم و پولي نداشتم تا اينكه تصميم گرفتم دنبال كار
بروم و در نهايت به عنوان پيك موتوري در يك رستوران در حوالي حسن آباد شروع به كار
كردم .
با هويت جعلي شروع به كار
كردي؟
نه. مدارك داشتم، اما به صاحبكارم گفتم كه شهرستاني هستم و به
همين دليل شبها هم همانجا ميخوابيدم.
در اين مدت عذاب وجدان
نداشتي؟
من هر شب كابوس ميديدم. شب و روز خواب
نداشتم. لحظهاي هم كه ميخوابيدم با ديدن كابوس بيدار ميشدم.
بعضي شبها همسرم به خوابم ميآمد و خيلي اذيت ميشدم به طوري كه خسته شده بودم.
چرا گريه ميكني؟
همسرم را دوست داشتم و نميخواستم
اين اتفاق بيفتد.
پس چرا همسرت را كشتي؟
همهاش به خاطر اون گوشي لعنتي بود.
گوشي موبايل؟
بله. محرم سال قبل بود كه براي همسرم يك گوشي لمسي خوب خريدم.
پس از اين به رفتار همسرم مشكوك شدم. او در شبكههاي
مجازي گشت و گذار ميكرد. هميشه از طريق تلگرام با
دوستانش ارتباط پيامكي داشت و همين موضوع باعث شد به او شك كنم. خيلي از همسرم
خواستم تا ارتباط تلگرامي با دوستانش نداشته باشد، اما فايدهاي
نداشت. او ميدانست كه من به رفتارش مشكوكم،
اما توجهي نميكرد. آخرش تلگرام زندگيام را نابود كرد.
خب به جاي اينكه مرتكب قتل
شوي بهتر نبود از همسرت جدا ميشدي ؟
گفتم كه من قصد قتل نداشتم و اين اتفاق ناخواسته بود.
درباره روز حادثه توضيح بده؟
من در پيك موتوري كار ميكردم
و ساعت 9 صبح ميرفتم تا 11 شب، اما هر روز ظهرها به خانه ميآمدم و نيم ساعت استراحت ميكردم. آن روز همسرم خواست از بيرون برايش غذا تهيه كنم و از
آنجايي كه خيلي دوستش داشتم، همان غذايي كه دوست داشت از رستوران گرفتم و به خانه
آمدم. نيم ساعتي گذشته بود كه همسرم به من گفت چرا به محل كارم نميروم. در همين لحظه گوشي تلفن خانه ما زنگ خورد. مادر زنم پشت
خط بود و با همسرم داشت حرف ميزد كه متوجه شدم همسرم به شدت
ناراحت و عصباني شده است. پس از اينكه تلفن را قطع كرد، همسرم رو به من كرد و گفت
به مادرش چه گفتهام، اما من نميدانستم بين مادر و دختر چه گذشته است. همسرم خيلي عصباني بود
به طوري كه ويترين خانه را به زمين زد و شكست. او همه وسايل را به همريخت و قصد داشت از خانه بيرون بروم كه راهش را سد كردم. پس
از اين با هم درگير شديم و شروع به داد و فرياد كرد كه با دست چپم جلوي دهانش را
گرفتم و با دست راستم گردنش را و به طرف اتاق خواب كشاندم كه هر دو روي تختخواب
افتاديم و ناخواسته گلويش را فشار دادم كه ديدم نفس نميكشد.
سپس به او تنفس مصنوعي دادم، اما فايدهاي نداشت.
موضوع دستنوشته بالاي سر
مقتول چه بود؟
من خيلي ترسيده بودم اما روي كاغذي نوشتم من همسرم را به قتل
رساندم و همچنين نوشتم زماني كه موبايل همسرم را چك كرديد و علت اختلاف ما را
فهميديد، من خودم را به پليس معرفي ميكنم.
شما قبلاً فوتباليست بوديد؟
مربوط به دوران نوجواني است. آن زمان عضو يك تيم بودم، اما
معتاد شدم و ورزش را رها كردم.
الان هم معتادي؟
نه. پنج سال قبل اعتيادم را ترك كردم.
دوست داشتي همسرت زنده بود؟
بله. من واقعاً همسرم را دوست داشتم تا جايي كه تمام زندگيام را به نام همسرم كردم و اين موضوع را همه بستگانم ميدانند. كاش آن روز به خانه نميرفتم.
الان چه احساسي داري؟
خيلي پشيمانم. اميدوارم خانواده همسرم و خودم، مرا ببخشند.