به گزارش خبرنگار ما، سردار حسين ساجدينيا در حاشيه طرح بازداشت سارقان گفت: اين طرح به صورت سراسري در تهران و هفت شهرستان اطراف انجام شده است. وي با قدرداني از دادستان تهران توضيح داد: دادستاني همكاري خيلي خوبي با ما دارد، جا دارد كه با افزايش اين طرحها و همچنين زنداني شدن به جاي متهمان سابقهدار، شاهد كاهش سرقت باشيم. رئيس پليس تهران با بيان كاهش 14 درصدي ميزان سرقتهاي خشن در پايتخت گفت: تجهيزات و نيرويانساني در پليس متحول ميشود و ۲۵۰ گشت چابك با موتورهاي تندرو به گشتهاي پليس تهران اضافه ميشود كه اميدواريم همزمان با روزهاي پاياني سال، شاهد كاهش ميزان سرقتها باشيم.
يكي از باندهاي دستگير شده در اين طرح، باند سه نفره سارقان مزدا 3 است. اعضاي اين باند سه پسر جوان هستند كه به گفته خودشان عاشق سرعتند و دوست دارند هميشه در تعقيب و گريز با مأموران با خودروي مدل بالا كورس بگذارند و به همين دليل اين باند ابتدا خودروي مزدا 3 سرقت ميكرد و بعد با خودروي مدل بالا به سرقت وسايل داخل خودروها ميرفت.
ما هر سه، بچه يك محل هستيم. من سابقه سرقت ندارم، اما دو همدستم سابقه دارند. شش ماه قبل آنها پيشنهاد دادند تا اين باند را تشكيل بدهيم.
ما بيشتر لوازم داخل خودرو سرقت ميكرديم.
بله. ما 10 خودروي مزدا 3 سرقت كرديم، اما پس از چند روز دوباره در خيابان رها ميكرديم.
ما سه نفر عاشق سرعت هستيم. از طرف ديگر هم به خاطر اينكه در تعقيب و گريز مأموران موفق به فرار شويم، احتياج داشتيم با خودروي مدل بالايي به سرقت برويم. به همين دليل ابتدا مزدا 3 سرقت ميكرديم و بعد با خودروي مزدا 3 به سرقت وسايل داخل خودرو ميرفتيم و در نهايت پس از 10 تا 15 سرقت خودروي مزدا 3 را رها ميكرديم.
بله. چند بار پيش آمد كه موفق به فرار شديم.
حدود 150 مورد سرقت وسايل داخل خودرو.
اين سه برادر مدتي قبل باند سرقت از منازل خيابانهاي شمالي و غربي پايتخت را تشكيل دادند و در نهايت هر سه به دام افتادند. سه متهم كه خانهاي در حوالي تهران اجاره كرده بودند از شهرستان براي سرقت به تهران ميآمدند و پس از چند سرقت دوباره به شهرستان ميرفتند.
ما باند نيستيم. من فقط دوبار سرقت كردهام.
دنبال كار هستند و قرار شد با خودروي پرشياي من مسافركشي كنند.
من و برادرم در شهرستان سابقهدار بوديم. آنجا همه ما را ميشناختند. به خاطر آبرويمان به تهران آمديم.
سكوت ميكند.
سردسته يكي از باندهاي سه نفري كه در آخرين طرح دستگيري سارقان از سوي مأموران پليس آگاهي دستگير شده بودند، زن جواني بود كه همراه شوهر و دامادش باند زورگيرياي را در پوشش مسافربري تشكيل داده بود. اعضای اين باند خانوادگي در اولين بازجوييها به سه فقره زورگيري اعتراف كردند و سردسته آن مدعي است كه براي هزينه درمان مادرش اين باند را تشكيل داده است.
شهلا هستم و 30 سال دارم.
نه. من سيگار هم نميكشم.
بله. من و شوهر و دامادم اين باند زورگيري از مسافران را تشكيل داديم.
بله. من 14 سال قبل ازدواج كردم. اما مدتي بعد به خاطر اينكه شوهرم معتاد بود، طلاق گرفتم و از شوهر قبليام يك دختر 14 ساله دارم.
از بدبختي و بيپولي دست به اين كار زديم.
واقعيتش مادرم بيمار بود و پولي براي درمانش نداشتيم. يك روز كه من و شوهر و دامادم سوار بر خودرو بوديم، زن جواني را به عنوان مسافر سوار كرديم كه در ميانه راه وقتي النگوهايش را ديدم وسوسه شدم و به شوهرم اشاره كردم كه طلاهايش را سرقت كنيم. وقتي شوهرم با پيشنهاد من روبهرو شد، قبول كرد و مسيرش را تغيير داد و دامادم زن جوان را تهديد كرد تا سر و صدا نكند و بعد از سرقت طلاها و اموالش او را رها كرديم.
پدرم چند سال قبل به خاطر فروش مواد مخدر اعدام شد.
فقط سه فقره.
حدود 7 ميليون تومان گيرمان آمد كه همهاش را به حساب بيمارستان ريختم اما متأسفانه مادرم فوت كرد.
بله. دامادم چاقو داشت. كساني كه مقاومت ميكردند با چاقو آنها را تهديد ميكرد، مقاومت نكنند.
شوهرم هميشه به عنوان راننده بود و دامادم به عنوان مسافر در صندلي عقب مينشست و من هم براي اينكه زنان اعتماد كنند به عنوان مسافر در صندلي جلو مينشستم. پس از طي مسافت كوتاهي تغيير مسير ميداديم و دامادم با تهديد چاقو مسافر را مجبور ميكرد تا اموالش را به ما بدهد. پس از اين چشمهاي مسافر را با شال يا روسري خودش ميبستيم و در مكان خلوتي رها ميكرديم تا شماره پلاك خودروي ما را ياداشت نكند.
من دامادش هستم.
مدتي قبل با دخترش نامزد شدم و رفت و آمد به خانه آنها شروع شد كه يك روز مادر زنم اين پيشنهاد را داد و من هم قبول كردم.
من تازه يك هفته است عقد كردهام. الان بايد ماه عسل ميرفتم، اما سر از بازداشتگاه در آوردم.
من 30 سالهام.
من سابقه دارم قبل از اين هم به جرم سرقت به زندان رفتهام. وقتي همسرم گفت كه براي درمان مادرش پول ندارد، قبول كردم از مسافران زورگيري كنيم.
بله. هركسي خلاف كند به هرحال دستگير ميشود. دير و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد.
عقده سرقت داشتم من نقاش ساختمان هستم. هر ساختمان كه نقاشي ميكردم، صاحب آن قفل را عوض ميكرد
و كليدهاي قديمي پيش من ميماند. من عقده سرقت داشتم. واقعيتش اين كليدها مرا وسوسه كرد تا با
آن به سرقت منازل بروم و گرنه احتياجي به پول نداشتم. هر كجا كه ميديدم در آپارتماني باز است،
وسوسه ميشدم به داخل حياط ميرفتم و با دسته كليدم سعي ميكردم
در خانه را باز و اموال قيمتي را سرقت كنم. در آخرين سرقت وقتي از خانه بيرون آمدم با صاحبخانه روبهرو شدم و مرا دستگير كرد. بله هم زن دارم و هم بچه. آبرويم پيش خانوادهام رفت.
یکی از متهمان بازداشت شده در طرح دستگیری سارقان، دزدی تکرو است. او مدعي است
عقده سرقت دارد و نيازي به پول ندارد. اين متهم كه دسته كليدي به تعداد بيش از 100
كليد دارد، در بازجوييها به دو سرقت اعتراف كرده است. اين همه كليد را از كجا آوردهاي؟
شما كه نقاش بودي
چرا سارق شدي؟
توضيح بده؟
چطوري دستگير شدي؟
متأهلي؟