يك: عبارتهايي كه در جامعه بين آدمها رد و بدل ميشود انرژي و گرما و سرما دارد. يك جمله ميتواند طوفاني به پا كند و جمله ديگري طوفاني را بخواباند. همچنان كه در بيرون از پوست انسان، سرما و گرماي فصلها جريان دارد، روح و ذهن ما هم متأثر از سرما و گرماي عبارتهايي هستند كه هر روز در مراودات خود در ادارات و محل كار و تاكسي و اتوبوس و مترو به كار ميبريم.
دو: عصاره فرهنگ ايراني در روابط بين آدمها همان است كه سعدي در گلستان آورده است: «بني آدم اعضاي يكديگرند / كه در آفرينش ز يك گوهرند / چو عضوي به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار / تو كز محنت ديگران بيغمي / نشايد كه نامت نهند آدمي.» اين چكيدهاي از رابطهاي انساني و اخلاقي بين آدمهاست كه سعدي به عنوان حكيم ايراني كه انديشههايش متأثر از آموزههاي قرآن و سيره رسول الله (ص) است، مطرح ميكند.
سه: در روزگار معاصر، جامعه ما متأثر از جريانهايي بوده كه به مثابه جبهه هواي سرد از سرزمينهاي ديگر به سوي ما وزيدن گرفته است. صحبت بر سر اين نيست كه مثلاً در زمانه سعدي يا پيش از رونق يافتن مدرنيته و خودمحور شدن و خودمنفعتطلبي آدمها همه در جامعه ايران يا جوامع شرقي بر جاده صلاح و فلاح بودند و كسي دست از پا خطا نميكرد. مسلماً اين گونه نبوده است، اما نكته بر سر جريانسازيهايي است كه آرام آرام شكل قاعده و راهبرد را به خود ميگيرد. امروز در ادارات و سازمانها يا در مجتمعهاي مسكوني و بانكها و مؤسسات مالي از زبان آدمها بسيار ميشنويم يا حتي گاهي خودمان اين عبارت را بر زبان ميآوريم كه «مشكل شخصي خودتونه» در حالي كه به واقع در اين جهان كوچك ما هيچ مشكلي آنقدرها هم شخصي نيست. اگر كمي از افق بالاتر به چالشهاي اجتماعي نگاه كنيم، ميبينيم چالشهاي افراد با خودشان به جامعه كشيده ميشود؛ مثل ردي از يك عطر كه وقتي كسي از خانه بيرون ميزند رد عطر او نيز به راهروها و كوچهها و تاكسيها نيز كشيده ميشود، رفتار آدمها نيز با آنها به ساحتهاي عمومي و اجتماعي كشيده ميشود. به تعبير پيامبر بزرگ اسلام همه ما عملاً روي يك قايق نشستهايم و به يك معنا هيچ كس نميتواند سفره عادتها و رفتارهاي خود را به گونهاي از ديگران جدا كند كه هيچ بده بستاني با جامعه و آدمهاي دور و بر خود نداشته باشد.
چهار: نكته مهم ديگر اينجاست كه بدانيم زخمي كردن آدمها در يك جامعه صرفاً به واسطه سلاحهاي گرم و سرد بيرون پوستي نيست. آن سلاحها تن آدمي را مجروح ميكنند، اما مجروحيتي كه كمتر به چشم ميآيد، اما به ضرس قاطع ميتوان گفت آثار رواني و ذهني آن به مراتب اثرگذارتر و كاريتر است، مجروح شدن به واسطه كلماتي است كه ما خطاب به هم هر روز ميزنيم و حواسمان نيست كلمهاي ميتواند در يك موقعيتي كسي را از پا درآورد.
پنج: به شخصه وقتي كسي به من ميگويد «مشكل شخصي خودتونه» احساس ميكنم آن لحظه مرا برداشتند و وسط يك بوران سرد در قطب شمال زمين گذاشتند. همان لحظه يخ ميزنم و سردم ميشود. به اين فكر ميكنم آيا چنين فردي كه با اين خونسردي ميگويد «مشكل شخصي خودتان است» فكر نميكند يك ساعت بعد يا دو روز بعد خودش هم در برابر اين جمله قرار خواهد گرفت؟ آيا او احساس سرما و يخزدگي نخواهد كرد؟