کد خبر: 826194
تاریخ انتشار: ۱۷ آذر ۱۳۹۵ - ۲۱:۰۰
سهل‌انگاري و اهمال‌كاري نتيجه نوع نگرش ماست
در دنياي پر تب و تاب امروز هنگامي كه نگاهي به دور و اطرافمان مي‌اندازيم يا كمي با اطرافيانمان اختلاط و بحث و گفت‌وگو مي‌كنيم...
پريناز مهرابي
در دنياي پر تب و تاب امروز هنگامي كه نگاهي به دور و اطرافمان مي‌اندازيم يا كمي با اطرافيانمان اختلاط و بحث و گفت‌وگو مي‌كنيم در ميان دوستان و آشنايان و اعضاي خانواده به افراد متعددي برمي‌خوريم كه حتي از شكل و شمايل و رفتارهاي آنان متوجه بي‌انگيزگي، سستي و به اصطلاح پشت گوش انداختن كارهاي مختلف از جانب آنها هستيم. به عنوان مثال عده‌اي از افراد در طول روز از درس خواندن و مطالعه، كار كردن و رسيدگي به امور مختلف و... سر باز مي‌زنند يا در زندگي هيچ گونه مسئوليتي را بر عهده نمي‌گيرند، يا تمام امور و كارهاي خود را ناقص و نيمه رها مي‌كنند يا در زندگي خود هيچ هدفي را براي خودشان در نظر نمي‌گيرند و به جمله مشهور هر چه پيش آيد، خوش آيد اعتقاد راسخي دارند. اما چرا در دور و اطراف ما يا در وجود تك تك هر يك از ما انواع و اقسام سستي‌ها و كاهلي‌ها يا به اصطلاح اهمال‌كاري مشهود است؟


در ابتدا به معناي لغوي اهمال‌كاري مي‌پردازيم كه در لغت دارای معنايي معادل تنبلي، سهل‌انگاري، تعلل كردن، به تأخير انداختن و اصطلاحاً دست دست كردن در انجام تصميم براي انجام كارها و امور مختلف است.


اما زماني كه در بررسي اين موضوع ريزبين‌تر مي‌شويم شاهد هستيم كه تنبلي بيشتر داراي جنبه‌هاي ذهني است تا جسمي. در واقع اگر انسان‌ها در درون خود احساس خستگي و سستي كمبود انگيزش براي فعاليت‌هاي مختلف مي‌كنند بيشتر اين مسائل ريشه در روح و روان آنها دارد و از جهتي تأثير آن روي افكار و نگرش و عملكرد آنها مشهود است.


اما نكته جالب توجه در اين ميان اين است كه چگونه افكار و نگرش خود را نسبت به اعمال و رفتار‌هاي خود تغيير بدهيم تا بتوانيم دست از تنبلي يا اهمال‌كاري در رسيدگي يا انجام امور مختلف، دستيابي به اهداف و آرزوها يا برنامه‌هاي خود در زندگي برداريم. در واقع بايد بتوانيم به نوعي احساس كارايي را در افراد به وجود بياوريم و مقدار آن را افزايش بدهيم. به طوري كه فرد بتواند نسبت به خود قضاوت كند كه قادر به انجام بسياري از كارها و فعاليت‌ها است.


به نظر مي‌رسد بهترين راه‌حل براي مبارزه با آفت تنبلي در جوامع پيچيده و مدرن و صنعتي دنياي امروز توجه به افكار و رفتار و اعمال است. در واقع با آناليز كردن و توجه به ميزان كارايي و عملكرد خود در رسيدن به اهداف و كسب موفقيت و... نقاط ضعف و شكست خود را بيابيم و به خوبي بررسي كنيم، علل شكست يا عدم برآورده شدن يا نرسيدن شما به خواسته‌هايتان چه عاملي بوده؟ اصلاً مرتبط با عوامل دروني است يا به عوامل و شرايط محيطي ارتباط دارد؟


در گام بعدي بهترين چاره كار اقدام كردن و شروع دوباره كار و تلاش مستمر است. شروع مبارزه‌اي دروني با نفس خود، با افكار خود و ايستادگي در مقابل به تأخير انداختن كارها و پايبندي به قول و قرارهايي كه با خودمان مي‌گذاريم. مورد ديگري كه بسيار حائز اهميت است دور كردن احساس خود‌كم‌بيني است كه افراد زيادي از جامعه با آن دست و پنجه نرم كرده و به نوعي درگير آن هستند.


افراد اقدامات و عملكردهايي را از خود بروز مي‌دهند كه بنيان و پايه‌هاي عزت نفس و اعتماد به نفس آنها را تقويت كرده تا بتوانند در مقابل احساس خودكم‌بيني و كمبود اعتماد به نفس مقابله و مبارزه كنند. به عنوان مثال با كسب مهارت در حيطه‌هاي مختلف مورد علاقه، كشف و شكوفايي استعدادها و علائق خود، مهارت‌هاي ارتباطي را انجام مي‌دهند.


اينكه افراد حاضر به ترك يا كاهش دادن برخي رفتارهاي خود نيستند و فقط به دنبال كسب لذت‌هاي آني هستند. در واقع لذتي كه گاهي اوقات هيچ پشتوانه عقلاني يا حتي ذره‌اي تفكر را با خود به همراه ندارد. پديده مخرب ديگري كه دسته ديگري از افراد با آن دست و پنجه نرم مي‌كنند كمال‌گرايي بيش از حد و اندازه است. اينكه فرد هيچ گاه در زندگي و از والدين خود معناي شكست در برخي پروسه‌ها يا «نه» شنيدن و پاسخ منفي گرفتن در برابر بسياري از خواسته‌ها را به هيچ عنوان نشنيده و هميشه از خود توقع منحصر به فرد بودن و تك بودن در كارها را دارد. علاوه بر اين شيوه‌هاي تربيت و فرزند‌پروري در بررسي‌هاي سيستماتيك نظام خانواده بسيار تأثيرگذار و حائز اهميت شمرده شده است.


در برخي از خانواده‌ها، والدين با توجه بيش از حد به كودك يا به دليل استفاده از شيوه‌هاي سنتي و مستبدانه و خشك، يا پدر‌سالاری همراه با تحقير و توهين، سرزنش يا بي‌توجهي به فرزندان موجب عدم استقلال و حتي رشد استعداد و اعتماد به نفس كودك مي‌شوند.


در برخي از مواقع افراد سطح توقع بالا و غيرمعقولي از خود دارند. در حقيقت سطح آرزوهاي فرد بسيار بالا و در حد رؤيا‌پردازي است، به همين خاطر در هنگام شروع هر ايده، عمل و يا... ترس از شكست و نرسيدن تمام وجود فرد، افكار و انديشه‌اش را احاطه مي‌كند و اين ترس همانند زنجيرهايي به دست و پاي فرد پيچيده شده است و انگيزش او براي ادامه راه را از بين مي‌برد و در حقيقت ترس و ترديد از شكست خوردن و عدم موفقيت در امور، خود عاملي قوي براي اهمال‌كاري و سستي در پيشبرد اهداف ماست.


دسته‌اي از افراد نيز دچار بيماري‌هاي فكري همانند افسردگي، اضطراب و استرس هستند به طوري كه در انجام بسياري از امور ساده زندگي خود دچار ترديد و كارشكني و ناتواني در انجام بسياري از امور هستند. نهايتاً ديدگاه و جهان‌بيني منفي نسبت به امور مختلف ما را در رسيدگي به بسياري از امور باز مي‌دارد.


پس با نگاهي ريزبينانه و واقع بينانه و منطقي‌تر نسبت به اطرافيان خود مي‌توانيم بسياري از علل اهمال‌كاري افراد و ترس آنها از شكست خوردن را شناسايي كنيم و نكته‌اي كه در اين ميان حائز اهميت است اين كه ريشه بسياري از رفتارهاي اهمال‌گرانه هر يك از ما داراي جنبه‌اي ذهني است و بخشي از آن بايد با ايجاد تغيير در نگرش و ذهنيت افراد، ايجاد ديدگاه و جهان‌بيني مثبت شكل بگيرد و شروع دوباره آن با تلاش مستمر پيگيري شود.


پس بهتر است در جامعه‌اي كه درصد زيادي از مردم به تنبلي دچار هستند به پا خيزيم و با برداشتن گام‌هايي هرچند كوچك ميزان كارايي و تلاش خود را بالا ببريم و اهميت كارهاي خودمان را بدانيم. به قول يك فيلسوف آلماني كسي كه چرايي كاري را فهميد، چگونگي‌اش را تحمل خواهد كرد. در واقع بهتر است در هر گامي كه برمي‌داريم لزوم و اهميت و ثمر‌بخشي آن را براي خود و سايرين بيابيم و از انجام آن لذت ببريم و انجام آن را هر لحظه براي خودمان و سايرين شيرين‌تر كنيم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها