کد خبر: 826025
تاریخ انتشار: ۱۶ آذر ۱۳۹۵ - ۲۱:۳۳
حسن فرامرزي
يك: تعطيلي مدارس آذربايجان شرقي به علت بارش برف، تعطيلي مقاطع تحصيلي در استان گيلان به خاطر بارش برف، تعطيلي مدارس در تهران به خاطر آلودگي هوا. . .
دو: اينكه تعطيلي مكرر مدارس در شهرهاي مختلف كشور، چقدر تبعات و زيان مالي - مديريتي و برنامه‌ريزي دارد يك سوي داستان است، اما نكته مهم‌تر اين است كه شنيدن اين خبرها ديگر براي ما عادي شده است. همه ما هم پذيرفته‌ايم وقتي در متن خبر جست‌وجو مي‌كنيم چرا اين مدارس تعطيل شده است، كوتاهي را متوجه طبيعت مي‌كنيم، يعني مثلاً تعطيلي را گردن بارش برف بيندازيم يا هوا. همه ما عادت كرده‌ايم وقتي مثلاً مهر مي‌شود و پاييز مي‌آيد، عزا بگيريم كه باز پاييز شده و دوباره پديده وارونگي هوا اتفاق خواهد افتاد و مثلاً تهران يا فلان كلانشهر به يك معدن زغال سنگ بزرگ با گازهاي سمي انباشته تبديل خواهد شد. ممكن است حتي به توپوگرافي زمين هم گير بدهيم كه چرا مثلاً پايتخت شكل يك كاسه است و كريدورهاي خوبي براي جابه‌جايي هوا ندارد.

سه: اجازه بدهيد كمي با فاصله به موضوع نگاه كنيم. فرض كنيد كه در يك سرزمين پر بارش و سرد نزديك به قطب مثل سيبري يا كانادا زندگي و زمستان‌هاي پربرفي را تجربه مي‌كنيد. در آن صورت طبق قاعده‌اي كه امروز براي ما تبديل به يك امر مسجل شده همه مدارس در اين كشورها يا مناطق هر روز يا دست‌كم روزهاي زيادي از هفته و ماه بايد تعطيل شوند، اما همه ما مي‌دانيم كه اين گونه نيست. در واقع بسياري از كشورها با شناخت دقيق‌تر اقليم و آب و هوايي كه در آن زندگي مي‌كنند و پيش‌بيني‌هايي براي هماهنگ شدن با اين اقليم بر اين مشكلات فائق مي‌آيند.

چهار: اگر واقع‌بين باشيم احتمالاً به اين نتيجه خواهيم رسيد كه فصل‌ها يا عوارضي كه مترتب بر فصل‌هاست، كمترين نقشي در نابساماني‌هاي شهرهاي ما ندارند. پاييز همان گونه كه در متن‌هاي شاعرانه هم تكرار مي‌شود، فصل زيبايي است و پربيراه نيست كه گفته‌اند پاييز پادشاه فصل‌هاست. كافي است از همين تهران پايمان را كمي بيرون بگذاريم و ببينيم كه پاييز چه تابلو نقاشي‌هاي استادانه‌اي با برگ درختان كشيده است، اما مايه تأسف است كه وقتي همين پاييز به تهران يا كلانشهرهاي ما قدم مي‌گذارد، اسمش مي‌شود وارونگي، اسمش مي‌شود آلودگي هوا و قاتل جان بيماران ريوي و قلبي، اسمش مي‌شود آزار كودكان و نوزادان و تعطيلي مدارس.

پنج: ما امروز متأسفانه در كشور دچار نقصان حافظه بلندمدت مديريتي هستيم. ما مي‌دانيم كه مثلاً امروز كه در سال 95 به سر مي‌بريم و درگير وارونگي هوا هستيم، نمي‌توانيم پاييز امسال يا سال 96 را به يك نحوي از تقويم‌ها قيچي كنيم، يا مثلاً تابلوي ورود ممنوع بگذاريم كه پاييز وارد كلانشهرهاي ما نشود. همه اينها را مي‌دانيم، اما به گونه‌اي برنامه‌ريزي مي‌كنيم كه نهايتاً اگر نجات‌دهنده‌اي هم در ميان باشد، خود طبيعت است، يعني بادي و باراني بگيرد تا مثلاً شرايط نفس كشيدن براي آدم‌ها سهل‌تر شود.

شش: شايد وقت آن رسيده باشد كه حتي رسانه‌ها در شيوه تنظيم خبر هم هوشمندانه‌تر رفتار كنند، يعني در نابساماني‌هاي اجتماعي كه يك سر آن در پيوند با طبيعت اتفاق مي‌افتد، تيترها و خبرها به گونه‌اي تنظيم نشود كه همه كاسه كوزه‌ها سر پاييز يا برف بشكند، در حالي كه همه ما مي‌دانيم برف و پاييز كه سهل است، اگر اراده و دانش و مديريت به كار گرفته شود، مي‌توان روي كمربند زلزله هم با آرامش زندگي كرد، همچنان كه كشورهايي اين رسم را آموخته‌اند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار