حافظخواني پدربزرگ، قصههاي مادربزرگ با چاي بهارنارنجش، خاطرات آنها و داستانهاي جذابشان كه همه پر از تجربه بود، پر از نشاط و حيات. اينها همه و همه لحظاتي است كه سالها پيش يا به اصطلاح (قديم) تجربه كردهايم و همه ما اكنون دلمان برايشان تنگ شده. دورهميهايي كه نه تنها نشاط را در ما افزايش ميداد بلكه حال ما را خوب هم ميكرد و باري از تجارب را بر ما افزايش ميداد.
هنوز هم كه خسته ميشويم يا غمي در دلمان مينشيند، ياد حرفهاي حكيمانه بزرگاني ميافتيم و دلمان قرص ميشود از اين دست جملههايي كه حس آرامش را برايمان به ارمغان ميآورد. تو قويتر از آن چيزي هستي كه رخ داده... مشكلات كوچكتر از تو هستند... اما امروز را اگر نگاهي بيندازيم فاصلهمان حتي با خودمان نيز بيشتر و بيشتر شده چه برسد به دورهميهاي گذشته... اين روزها با پيشرفت تكنولوژي هرچه ارتباطات گستردهتر ميشود، ما نيز از هم دورتر و در تاروپود شبكههاي مجازي گم ميشويم.
از آنجا كه انسان ذاتاً موجودي اجتماعي بوده و روابط با ديگران به بقا و سلامت روان او كمك ميكند، هنوز هم سفرهاي دستهجمعي طرفداران خود را دارد، چراكه بودن در جمع كساني كه حال ما را خوب ميكند، برايمان لذتبخشتر است و براي سلامت روان ما مثمرثمرتر. حال تصور كنيد دوستاني دورهمي ميگيرند؛ هر كس بسته به شخصيت خود، رفتار خاصي دارد. بعضيها پر جنب و جوش هستند و جمع را بسيار شاد ميكنند و ممكن است عدهاي نيز آرام در گوشهاي بنشینند. هر كس با توجه به شخصيتش نوع رفتار منحصر به فرد خود را دارد و احترام به اين مقوله ميتواند به استحكام دورهميها كمك كند.
زيباست كه ديدگاهمان، ديدگاه پدربزرگ و مادربزرگ باشد. آنها با همه با لبخند و يكسان برخورد ميكردند. تا زماني كه آنها بودند جمع پايدار بود اما الان شايد اغلب از حضور در جمع امتناع ميكنند. چون قبلاً خيلي مسائل اهميت نداشت و خود آدمها اهميت داشتند. هيچ كس شرايط ما را صددرصد نميتواند تغيير دهد و ما خودمان عامل مهمي در تغييرات هستيم.
گسترده شدن ارتباطات و شبكههاي مجازي به خودي خود مطلوب است اما اين ما هستيم كه ديدگاهمان را به آن مشخص ميكنيم. پرسيدن حال و احوالپرسي در گروه شبكه مجازي خوب است اما در جمع بودن عزيزان لذتبخشتر بوده و به سلامت روان ما نيز كمك ميكند. در جمع بودن و دور هم بودنها امروزه كمي تغيير كرده. قبلاً بيشتر در درون خانواده بود اما اكنون بيشتر گرايشها سمت گروههاي دوستانه است.
اگر بخواهيم دلايل آن را بررسي كنيم، شايد يك دليل آن اين است كه افراد ميگويند در گروه دوستان حاشيه امنتري را دارند، چون بيشتر درك ميشوند، حالا بررسي دلايل ضمني آن نيز حائز اهميت است. يكي از عمده دلايلي كه افراد از دورهميها فاصله گرفتهاند، شبكههاي مجازي است اما خود مسائلي را در بر دارد.
در يك فضاي ارتباطي واقعي كه به طور معمول حضور يك يا چند نفر بارز است، طرفين با مخاطب قرار دادن يكديگر، اطلاعاتي هر چند اندك معاوضه ميكنند و به حريم همديگر نيز آسيب نميزنند، اما در فضاي مجازي، همچون اينترنت، پيامك، چت و... طرفين ماجرا، كمترين اطلاعات درست را نيز از يكديگر دريغ ميكنند.
بنابراين همه اين مسائل، سلامت و روان افراد را با چالش جدي، مواجه كرده است. فضاي مجازي همان گونه كه از نامش پيداست، فضايي است غيرواقعي كه افراد آن گونه كه ميخواهند آن را مديريت ميكنند. همه محيطهايي كه كاربران از آن استفاده ميكنند، شبيه يكديگر نيستند، اما از برخي خصوصيات كلي مشابه برخوردارند. در واقع اين فرض براي همه فضاهاي مجازي وجود دارد كه شيوههاي عملكرد جامعه را دگرگون خواهند ساخت.
اين تغييرات كه در سطوح چندگانهاي رخ ميدهند، روي روشهاي توليد، روشهاي يادگيري و حتي شيوههاي معاشرتي افراد نيز تأثير ميگذارند. گاهي افراد درگير شرايط و فرهنگهايي ميشوند كه با واقعيت زندگيشان در تضاد است و گاهي نيز اين تضاد ايجاد جذابيت كرده و باعث فاصله گرفتن از فرهنگ خويش ميشود و اين شخصيتهاي غيرواقعي خود در شكلگيري فرهنگي نامتعارف قدم برميدارند كه كاملاً با فرهنگ خود فرد در ناسازگاري است و اين خود عامل مهمي است كه افراد از دورهميهاي درست فاصله بگيرند.