در يكي از خيابانهاي شهر در حال رانندگي بودم. به دوربرگردان كه رسيدم، قصد دور زدن كردم. دوتا از ماشينهاي جلويي خيلي نزديك به هم قصد دور زدن داشتند كه راننده يكي از ماشينها زرنگي كرد و جلوتر دور زد. راننده آن يكي ماشين سرش را از پنجره ماشين خود بيرون آورد و شروع كرد به ناسزاگويي حين دور زدن. من با تعجب فقط نگاه ميكردم. الفاظي ركيك با گويش لاتي و به قولي كوچهبازاري. شيشههاي ماشين را سريع بالا كشيدم تا صدايي نشنوم ولي فايدهاي نداشت.
راننده آن ماشين خانمي بود كه تقريباً تا كمر از پنجره، خودش را بيرون كشيده بود و حين رانندگي به آقايي كه با زرنگي از او جلو زده بود، ناسزا ميگفت. جالبتر اين بود كه آقاي راننده اولين ناسزا را كه شنيد جوابي داد ولي وقتي ديد اين خانم ادامه ميدهد كم آورد، پا روي پدال گاز ماشين گذاشت و با سرعت حركت كرد. فقط با تعجب اين منظره زشت را نگاه ميكردم و تأسف ميخوردم. روزهاي اولي كه در محل كارم مشغول به كار شدم با يكي از همكارهاي خانم آشنا شدم و باب دوستي بين ما باز شد. يكبار به شوخي جمله بسيار ركيكي را بهكار برد كه هنگ كرده بودم و چشمانم از تعجب گرد شده بود. شنيدن اين جمله از خانمي با اين پوشش بسيار بعيد بود و اصلاً انتظارش را نداشتم. همكارهاي ديگرم با خنده به چهره بسيار متعجب من نگاه كردند و گفتند: «تازهوارد هستي. بعد از يه مدت عادت ميكني!» بعد از گذشت مدتي به گفته همكارهاي ديگر بايد عادت ميكردم ولي عادت نكردم و هر بار سعي ميكردم نشنوم و برايم عادي نشود زيرا عادي شدن جملات و الفاظ ركيك نتيجه اخلاقي خوبي ندارد.
هميشه از گذشته تا به امروز طرز بيان و گويش زنان به نوعي همراه با ادب و متانت بوده است. بهكار بردن الفاظ ركيك مخصوص زنهايي از قشر خاص و مشخصي از جامعه بوده و هيچ يك از بانوان از اين گويش استفاده نميكردند زيرا حتماً به آنها برچسبهايي زده ميشد كه اصلاً خوشايند نبود. ولي در سالهاي اخير به كرات در محافل زنانه، در كوچه و خيابان و محل كار خانمهايي را ميبينيم كه از الفاظ زشت و ركيك با لحني زشتتر استفاده ميكنند. يك زماني وقتي خانمي بيپروا حرف ميزد ميگذاشتند پاي بيسوادي و بيفرهنگي او، ولي امروزه حتي برخي خانمهاي باسواد و تحصيلكرده چنان با افتخار از اين جملات استفاده ميكنند كه گويي جايزه نوبل دريافت كردهاند. شنيدن الفاظ زشت از زبان برخي مردها شايد به يك امر عادي در جامعه تبديل شده باشد كه البته اين نيز قابل توجيه نيست. در دعواهاي خياباني وقتي دو مرد در حال دعوا هستند انواع و اقسام فحشها و ناسزاها را ميشنويم ولي وقتي يك طرف دعوا خانم است شنيدن اين الفاظ بسيار شرمآورتر است. گويا اين گروه از خانمها قرار است بازنده اين ميدان جنگ نباشند، پس از الفاظ زشتتري استفاده ميكنند كه قدرت و برتري خود را ثابت كنند! آيا اينگونه صحبت كردن نشانهبرتري آنان نسبت به مردان است؟ آيا بايد با هركسي مثل خودش رفتار كرد؟ اگر اينطور است پس تكليف متانت و احترام زن چه ميشود؟ اگر قرار باشد زنها هم مردانه رفتار و صحبت كنند، پس ظرافت زنانه چه ميشود؟ آيا بايد تقصير را به گردن شرايط اقتصادي جامعه بيندازيم كه روح لطيف زنان جامعه را خشن كرده است؟
وقتي زنان پا به پاي مردان در جامعه فعاليت دارند و چرخ اقتصاد جامعه و خانواده خود را ميچرخانند، زنانگيهاي خود را نيز در لابهلاي اين چرخ گم كرده و فراموش ميكنند و شايد نبايد گلهمند باشيم وقتي زني در جامعه مردانه در حال كار و تلاش است براي حفاظت از خود به اجبار جلد مردانه به تن ميكند. پس بايد مردانه صحبت كردن و مردانه رفتار كردن را به او حق بدهيم؟! و شايد در اين مدل صحبت كردن حس خوشايند نزديكي و صميميت بيشتر فيمابين وجود دارد كه آنقدر بين خانمها باب شده است! اما هيچ كدام از اين دلايل و هزاران دليل ديگر نميتواند دليلي براي ركيك و بيپروا صحبت كردن خانمها باشد. اين دلايل تنها ميتواند بهانههايي براي پنهان كردن ضعفهاي شخصيتي باشد. ضعفهايي كه براي سرپوش گذاشتن روي آنها اينگونه صحبت كردن را انتخاب ميكنند. استفاده از واژههاي سخيف و ادا كردن آن با گويش و لحن خاص به يك عادت زشت تبديل شده است و گويا در جامعه هم در حال تبديل شدن به يك امر عادي است.
بدون شك ريختن قبح زشتيها عواقب بدي دارد. هنگامي كه قبح عمل گناه و رفتار زشتي ريخته ميشود انجام آن گناه و رفتار زشت عادي شده و ديگر ناهنجار و گناه تلقي نميشود. وقتي در خانوادهاي پدر خانواده بددهن است و مادر خانواده نيز براي اينكه از پدر خانواده عقب نماند بددهني ميكند، ديگر ركيك صحبت كردن و بددهني براي فرزندان خانواده زشت و قبيح محسوب نميشود. نتيجه اين رفتارها همين ميشود كه وقتي پاي صحبت دختران نوجوان امروزي مينشينيم با لحن عجيب و غريبي صحبت ميكنند كه فقط بايد سري از سر تأسف تكان داد. البته آنان نيز ظاهراً گناهي ندارند. قرار است كجا طرز بيان و شيوه صحيح صحبت كردن را ياد بگيرند؟ از والدين خود كه برخي از آنان مثل نقل و نبات از اين الفاظ استفاده ميكنند يا از جامعهاي كه اينگونه صحبت كردن را زشت و سخيف نميداند و حتي نشانه بزرگ بودن افراد ميداند؟
البته ناگفته نماند اكثريت زنان جامعه ما در مقابل اين گونه رفتار كردن و سخن گفتن ميايستند. ما زنان در تاريخ ثابت كردهايم كه شانههايمان زير سنگيني بار مشكلات خم نميشود. ما ثابت كردهايم با حفظ تمام زنانگيهايمان، زنانه از پس همه موانع زندگي برآمدهايم. بياييد زنانگيهايمان و گويش و لحن زيباي بيانمان را سپر ميدان جنگ زندگي نكنيم. ما زنان، تربيتكننده مادران و پدران آينده جامعه هستيم. شايد استفاده از الفاظ ركيك در مواقعي مشكل ما را حل كرده باشد ولي آيا به تأثير آن بر فرزندانمان هم توجه كردهايم؟ همه ما دوست داريم فرزنداني مؤدب داشته باشيم. آموزش و تربيت فرزندان ما منوط به رفتار ماست. آنها ما را به عنوان الگوي رفتاري خود قرار ميدهند و بزرگ ميشوند. بنابراين با درست رفتار كردن و زيبا و شيوا صحبت كردن الگوي خوبي براي فرزندانمان باشيم.