امروز تصميم ميگيرم زماني را به تميز كردن كتابخانهام اختصاص بدهم. جلوي كتابخانه ميايستم و كتابها را بيرون ميآورم و تميز ميكنم. حين تميز كردن ورقي هم ميزنم و چند سطري ميخوانم. داستان و موضوع بعضي از كتابها را اصلاً يادم نيست. با خودم عهد ميكنم كه آنها را دوباره بخوانم. بعد از پايان گردگيري كتابخانه، كمي عقبتر ميايستم و به كتابهاي داخل قفسه نگاه ميكنم. با خودم فكر ميكنم آخرين كتابي كه خريدم كي و چه بود؟ هرچه فكر ميكنم يادم نميآيد كه چه زماني و كدام كتاب آخرين كتابي است كه خريدهام. به حال خودم تأسف ميخورم كه آنقدر درگير موضوعات مختلف زندگي شدهام كه از دوستداشتنيترين لذت دنيا دور ماندهام. من، كسي كه عاشق كتاب و كتابخواني بودم اكنون گرفتار روزمرگي شدهام و فقط به گردگيري كتابهاي كتابخانه ميانديشم. تصميم ميگيرم در اولين فرصت سري به كتابفروشيها بزنم و حتماً كتابي بخرم.
خوردن پيتزا به جاي خريد كتاب!آمارها خبر از پايين بودن سرانه كتابخواني در كشور ميدهد. چرا مردم كتاب را در سبد خريد خود قرار نميدهند؟ شايد يكي از دلايل آن بالا بودن قيمت كتابها باشد. با بالا رفتن تورم در كشور، مردم درگير رفع نيازها و مايحتاج زندگي خود هستند و اصلاً به خريد كالاهاي فرهنگي فكر هم نميكنند. وقتي قيمت يك كتاب با قيمت گوشت و مرغ برابري ميكند طبيعي است كه مردم خوراك جسم را به خوراك روح ترجيح ميدهند. در واقع به نفع كالاهاي مصرفي مادي، دست به حذف كالاي فرهنگي از سبد زندگي زدهايم. وقتي گلايه از بالا بودن قيمت كتابها ميشود صداي ناشران بالا ميرود كه «قيمت كاغذ بالا رفته است، ارز گران شده است، اين گراني دست ما نيست و...» البته، آمار كتابخواني و نشر در كشور ما شايد هيچگاه وضعيت مطلوبي نداشته اما اكنون بيش از پيش در سراشيبي سقوط قرار گرفته است.
پايين بودن سرانه مطالعه در يك جامعه ميتواند تهديدي براي فرهنگ آن جامعه باشد. بر كسي پوشيده نيست كه يكي از راههاي داشتن فرهنگ مفيد و مناسب ترويج كتاب و كتابخواني بين مردم بهخصوص قشر نوجوان و جوان است و همچنين كتاب نقش سازندهاي در پيشرفت كشور و رشد حيات اجتماعي و... دارد، بنابراين به اعتقاد كارشناسان مسائل فرهنگي از شاخصهاي مهم توسعهيافتگي هر جامعه سرانه مطالعه، ميزان توليد و مصرف اطلاعات و كالاهاي فرهنگي آن جامعه است. مردم يك جامعه از طريق مطالعه، آموزشهاي فرهنگي براي داشتن يك جامعه سالم را ميبينند. درواقع از طريق مطالعه بسياري از موضوعات زندگي فردي و اجتماعي به انسان آموزش داده ميشود. آداب زندگي اجتماعي و روشهاي بهتر زيستن ميتواند از موارد كليدي باشد كه افراد يك جامعه تنها از طريق مطالعه پيرامون موضوعات مختلف ميتوانند كسب كنند. وقتي افراد يك جامعه دچار بيماري بيسوادي و بيرغبتي به مطالعه باشند، چون آموزههاي اساسي زندگي اجتماعي را از طريق مطالعه نياموختهاند آمار بزه و فساد در آن جامعه بالا ميرود. بنابراين مطالعه ميتواند روش و سبك زندگي افراد يك جامعه را مشخص كند، در حالي كه اگر اينگونه نباشد تقليدهاي كوركورانه از سبكهاي بيگانه ميتواند فرهنگ و هويت يك جامعه را به قهقرا ببرد.
مسئولان فرهنگي هر جامعهاي بايد بر اين نكته اذعان داشته باشند كه تأثيرپذيري يك ملت و فرهنگ عقبمانده و بياطلاع و بيسواد، از فرهنگ بيگانه بيشتر و پرهزينهتر است از ملت و فرهنگي كه اهل مطالعه و تحقيق و پژوهش است. تهاجم فرهنگي مصداق كامل اين موضوع است. هميشه نگران هجوم فرهنگ بيگانه در كشور هستيم. در حالي كه فرهنگ غربي در حال احاطه كردن جامعه كنوني ماست. وقتي افراد يك جامعه به شنيدن و تماشا كردن عادت كردهاند و تمام نيازهاي خود را از همين طريق رفع ميكنند و هيچ تحقيق و مطالعهاي پيرامون آن نياز انجام نميدهند و اصلاً به درست و غلط بودن آنچه دريافت كردهاند هم فكر نميكنند ديگر انتظار زيادي است كه جامعه دچار بيسوادي نشود. تمام جوامعي كه آمار سرانهمطالعه در آنها پايين است، بهترين بستر براي اشاعهفرهنگ بيگانه است. وقتي كتابفروشيها به پيتزافروشي تبديل ميشوند و مردم حاضرند مبالغي را بابت سيركردن جسم بدهند نه سير كردن عقل و روح، سبك زندگي ايراني دچار دگرگوني و بيهويتي ميشود. كاش مردم ميدانستند مبلغي كه بابت خريد كتاب ميپردازند به مراتب پايينتر از هزينههايي است كه در آينده بابت نخواندن آن پرداخت خواهند كرد !
كتابخواني ديجيتال، راهي نوين و مؤثر
در سالهاي اخير با هجوم شبكههاي اجتماعي و دست به دست شدن مطالب و موضوعات مختلف تصور ميشود كه مطالعه مردم بيشتر شده است و بعضي از افراد از بالا رفتن سرانه مطالعه با وجود اين شبكهها ابراز خوشحالي ميكنند، در حالي كه واقعاً اينگونه نيست. اين شبكهها هيچ تأثيري روي آمار مطالعه در كشور نداشته و بيشتر جنبه سرگرمي دارد و فقط مطالب روانشناسي كه همگي حكايت از خوب زيستن و شاد زيستن دارد دست به دست ميشود بدون آنكه حتي كمي در باب آنها تأمل و تفكر شود. در يك دهه اخير در دنيا سبك و روش مطالعه به يمن حضور وسايل ديجيتالي دچار دگرگوني شده است. هرچند كه هنوز در جوامع پيشرفته چاپ كتاب، روزنامه و مجلات به قوت خود باقي است ولي حضور سايتهاي خبري، دنياي مطالعه را دگرگون كرده است.
كشور ما هم در چند سال اخير مستثني از حضور اين تكنولوژي نبوده است. چند سالي است كه برخي از مجموعههاي دولتي يا خصوصي كار خود را در اين عرصه آغاز كردهاند و به دنبال ايجاد اين تغيير بزرگ در ايران نيز هستند. تغييري كه با وجود مزاياي گسترده اين شيوه عرضه كتاب، دوري ما از اين روش را اشتباهي بزرگ نشان ميدهد، مزايايي مانند حذف هزينه كاغذ و چاپ، حذف هزينه توزيع كتاب، توزيع گسترده و سراسري، سرعت انتشار و توزيع بالا، سازگاري با محيط زيست، قابليت مطالعه روي رايانه، تبلت، موبايل و در كل دسترسي راحتتر به محتوا. انتشارات الكترونيكي مثل طاقچه، فراكتاب، فيديبو، خطخوان و... توانستهاند قدمهاي مثبتي در ترويج فرهنگ كتابخواني و علاقهمند كردن جوانان و نوجوانان به كتاب و كتابخواني بردارند.
كتابخواني ديجيتال تا حدودي توانسته مشكلات نشر كاغذي را كم كند، ولي به علت رعايت نشدن قانون حق كپيرايت در كشور بسياري از نويسندگان را به مخاطره انداخته است. هرچند تعدادي از انتشارات الكترونيكي با رعايت حق كپي رايت امانتدارهاي خوبي در اين زمينه هستند. اما آيا مطالعه به صورت ديجيتال در كشور ما در آمار سرانه مطالعه به حساب ميآيد؟ به گفته كارشناسان كتابخانه، گشتزنيهاي اينترنتي جزو سرانه مطالعه محسوب نميشود زيرا اين گشتزنيها به منظور سرگرمي و پيدا كردن موضوعات جالب است درحاليكه كتابخواني با يك هدف مشخص و معين انجام ميشود. اگر دقت كنيد در تمام وسايل نقليه و در تمام خانوادهها همه سرها در گوشي موبايل است ولي واقعاً چند درصد از اين افراد موبايل به دست در حال مطالعه كتابي هستند كه دانلود كردهاند. با اين حال ميتوان اميد داشت كه با كمك نرمافزارهاي كتابخواني، جوانان و نوجوانان كشور ما هرچه بيشتر جذب كتاب و مطالعه شوند و به مدد اين اپليكيشنها و رعايت امانتداري، سرانه مطالعه در كشور سير صعودي پيدا كند.