
بيشك بيان وقايع و اتفاقات يك رويداد تاريخي كه مبتني بر مشاهدات و شنيدههاي يك شاهد است فقط براي چاپ كتابهاي متعدد و مكرر و خاطرهنگاري محض و پر كردن قفسهها و نمايش در ويترينها نيست، بلكه اين بيانها و ثبت و ضبطها از يك سو براي ثبت در تاريخ و اطلاع و عبرت آيندگان است و از سوي ديگر مرجعي براي دستيابي به واقعيتهاي تاريخي. بنابراين، اين تاريخنگاريها از حساسيت فوقالعادهاي برخوردار است، زيرا ثبت و ضبط تاريخ شفاهي منشأ رسيدن به حقايق تلخ يا شيرين يك برهه زماني و دليلي است براي پرده برداشتن از ظلمهايي كه به ناحق به يك فرد يا گروه يا ملت و كشور تحميل شده است. به عبارتي تاريخ شفاهي مجموعه دلايلي است كه فقط بيانكننده يك اتفاق نيست، بلكه وسيلهاي براي اثبات حقايق نيز است، پس ميتوان بر آن عنوان ادله اثبات را حمل كرد. ادله اثبات همان اصطلاح حقوقي است كه در علم حقوق از آن نام برده شده و در عرف عبارت است از عامل اثبات حقيقت امري كه از آن بهره ميبرند و مطابق تعريفي كه در بين فقها و حقوقدانان آمده، عبارت است از راهنماي انديشه دادرس براي كشف حادثه و واقعهاي مادي كه به موجب قانون منشأ حق ميشود، به طريق و كيفيتي كه قانون تعيين و قانونگذار در قوانين مدني و آئين دادرسي مدني آنها را احصا كرده است و اصحاب دعوا مبتني بر آن به اثبات يا دفاع از دعوا به آن استناد ميكنند و قاضي نيز با استفاده از آنها علاوه بر كشف حقيقت به صدور رأي اقدام ميكند. بر اين اساس تاريخ شفاهي به عنوان مرجع براي بيان واقعيتها و اثبات حقايق و مجموعهاي از ادله براي اثبات حقايق واقعه تاريخي است و بر همين اساس در تنوير افكار محققان، نويسندگان و علاقهمندان تاريخ و وقايع آن مؤثر و حتي مرجعي براي استفاده در محافل و مجالس حقوقي براي اثبات وقايع است اهميت دارد. ما در اين مقاله ادله اثبات دعوا را كه در علم حقوق آمده است، برميشمريم و آنها را در تاريخ شفاهي انقلاب و دفاع مقدس مستندسازي ميكنيم و با ذكر نمونههايي به اين نتيجه خواهيم رسيد كه تاريخ شفاهي ادله اثبات است و همچنان كه در علم حقوق عواملي سبب عدم استماع ادله اثبات دعوا ميشود يا گاه همين ادله عاملي براي محكوميت مدعي است، در تاريخ شفاهي نيز بايد براي استماع و بهرهبرداري از آن شرايطي قائل بود تا اين تاريخنگاري از آسيب به دور باشد و حتي دستاويزي براي نقض ادعا يا به ضرر مدعي نباشد.
اقرار اقرار در لغت عبارت است از اعتراف كردن و اذعان كردن حقي براي صاحب آن كه قانونگذار ايران در ماده 1258 قانون مدني آن را از جمله ادله اثبات دعوا برشمرده و در تعريف آن در ماده 1259 و 1260 همين قانون آورده است: اقرار عبارت از اخبار حقي است براي غير بر ضرر خود كه به هر لفظي كه دلالت بر آن كند واقع ميشود.
با دقت در تاريخ شفاهي انقلاب و دفاع مقدس به وضوح ميبينيم. بخشي از بيان واقعيتهاي تاريخي كه به وسيله شاهدان بيان، نگاشته و چاپ شده است، در واقع حكم اقرار دارند. براي مثال در تاريخ شفاهي قبل از انقلاب ميتوان بيان خاطرات اعضاي جمعيت مؤتلفه اسلامي را در چگونگي ترور حسنعلي منصور به وسيله اعضاي اين گروه اقرار دانست كه اين اتفاق از نظر انقلاب و انقلابيون عملي لازم و گريزناپذير بوده، ولي بيان آن اقرار بر قتل نفس بدون حكم مرجع قانوني است. بنابراين مرجع قانوني به استناد همين اقرار به اعدام مبارزان حكم ميدهد و آنها را اعدام ميكند.
همينگونه است نمونههاي متعددي كه به عنوان خاطرات دفاع مقدس ثبت، ضبط و چاپ شده يا طي سالهاي دفاع مقدس به صورت نوارهاي كاست يا فيلم ضبط شده است. مثلاً ميتوان در فيلمهاي پخش شده در مستند روايت فتح كه بخشي از جنگ نفتكشها در خليجفارس را به تصوير كشيده است، نمونههايي از اقرار را به وضوح ديد. اينكه ما در مقام مقابله به مثل به كشتيهايي حمله كرده يا طي سالهاي دفاع مقدس براي بازداشتن دشمن از موشكباران شهرهاي كشورمان ما نيز اقدام مشابهي انجام دادهايم، در واقع اقرار به اعمالي است كه در عرف و حقوق بينالمللي پذيرفته نيست.
سندسند در لغت عبارت است از آنچه تكيهگاه واقع شود و بدان اعتماد كنند كه هم كتبي و هم شفاهي است و در ماده 1258 قانون مدني ايران دومين مورد از ادله اثبات دعواست كه قانونگذار در ماده 1284 همين قانون آورده كه سند عبارت است از هر نوشتهاي كه در مقام دعوا يا دفاع قابل استناد باشد.
در بررسي تاريخ شفاهي موجود از اسناد انقلاب و دفاع مقدس اسنادي را به وفور ميبينيم كه در اثبات يك واقعه به عنوان دليل استفاده ميشود، براي مثال مجموعه كتابهاي مركز اسناد انقلاب اسلامي كه پرونده شهيدان والامقام مؤثر در پيروزي انقلاب را بازخواني ميكند و حاوي اسناد ساواك رژيم منحوس پهلوي است، دليلي بر اثبات حقانيت شهيدان والامقام است. همچنين نقشهها و كالكهاي عملياتي دفاع مقدس و نوارهاي كاست حاوي مكالمات بيسيم فرماندهان و فيلمهاي مصاحبه موجود كه در مراكز معتبر نظامي نگهداري ميشوند، دفترچههاي خاطرات رزمندگان و دستنوشتههاي رد و بدل شده بين آنها طي سالهاي دفاع و حتي عكسهاي موجود نزد رزمندگان اسنادي هستند كه ميتوان از آنها بهره برد و اين اسناد سرنوشت يك ادعا را بهطور كلي تحت تأثير قرار ميدهد.
شهادت شهادت در لغت عبارت است از اظهارات اشخاصِ خارج از دعوا كه امر مورد اختلاف را ديده يا شنيدهاند و قانونگذار ايران در ماده 1258 قانون مدني به عنوان سومين دليل از آن نام برده است. شهادت در اصطلاح حقوقي اِخبار از واقعهاي به سود يكي از طرفين دعوا و به زيان ديگري است كه از سوي شخص ثالثي غير از اصحاب دعوا بيان ميشود.
تاريخ شفاهي انقلاب و خاطرات مبارزان انقلابي به وضوح مبين گواه و شهادت بر امري است كه اثباتكننده وقايع است، مانند خاطرات زندانيان سياسي دوران ستمشاهي كه بيانكننده اتفاقات داخل زندان و تعارضات بين گروههاي مبارز است يا خاطرات آزادگان سالهاي دفاع مقدس كه مبين وقايع داخل اسارتگاهها و خبرچيني بعضي از آزادگان است از دلايل شهادت به شمار ميرود. همچنين است خاطرات رزمندگان اسلام موجود در كتابهاي خاطرات. براي مثال فرازي از خاطرات فرماندهي كل سپاه، سردار جعفري در كتاب كالكهاي خاكي نمونهاي از شهادت و به شرح ذيل است:«سپاه حميديه مثل سپاه سوسنگرد فقر تسليحاتي و تجهيزاتي شديدي داشت، به همين سبب شهيد علي هاشمي، فرمانده وقت سپاه حميديه از هر راه مجاز و چه بسا غير مجاز براي تأمين نيازمنديهاي اين سپاه استفاده ميكرد. يكي از اين راهها تك زدن به زاغه مهمات لشكر 16 زرهي قزوين (ارتش) بود.»
اماره اماره در لغت به معناي علامت، نشان و نشانه است، چهارمين دليل از ادله اثبات دعواست كه در ماده 1258 قانون مدني آمده و قانونگذار در ماده 1321 در تعريف آن آورده اماره عبارت است از اوضاع و احوالي كه به حكم قانون يا در نظر قاضي دليل بر امري شناخته ميشود. اعتبار اماره مبتني بر قطع و يقين است كه به موجب آن براي دادرس علم به وجود حق حاصل ميشود.
بارزترين مثال براي وجود اماره در تاريخ شفاهي دفاع مقدس عقبنشيني متجاوزان بعثي است تا پشت مرزهاي بينالمللي در سال 1369 كه اين عقبنشيني امارهاي است بر حقانيت ايران در قرارداد 1975 الجزاير و متجاوز بودن دشمن. همچنين وجود انبوه مجروحان شيميايي امارهاي است بر حمله ناجوانمردانه دشمن و تسليح عراق به اين سلاح مرگبار به وسيله متحدان غربي ـ امريكايي وي و در عين حال امارهاي است بر نقض قطعنامه سازمان ملل متحد مبني بر عدم تسليح طرفين به وسيله كشورهاي ثالث در طول جنگ.
سوگند
سوگند مطابق ماده 1258 قانون مدني پنجمين دليل از ادله اثبات دعواست، مطابق تعريف ادله اثبات دعوا نميتواند از ادله اثبات باشد، زيرا سوگند حقيقت را كشف نميكند، بلكه دعوا را فيصله ميدهد و قاطع دعواست. بنابراين ما نيز به اين مورد نميپردازيم.
حال با توجه به اينكه مشخص شد تاريخ شفاهي به نوعي ادله اثبات است كه مانند ادله اثبات دعوا ميتواند در جهت اثبات حق و حقوق خود يا ديگري استفاده و بدان استناد شود، به اين مهم پي ميبريم كه تاريخ شفاهي انقلاب و دفاع مقدس اهميت و جايگاه ويژهاي دارد.
به سبب اهميت ادله اثبات دعوا و تأثيرگذاري آن در تصميم قاضي قانونگذار ايران براي استماع و پذيرش آن شرايط خاصي در نظر گرفته است كه مطابق قانون اگر دلايل مبتني بر آن شرايط نباشد محكمه دليل را نميپذيرد. بر همين اساس، بايد براي تاريخ شفاهي و آنان كه بيانكننده تاريخي هستند كه در حكم ادله اثبات است، شرايط و ضوابطي تعريف و تدوين كرد تا ضمن استحكامبخشي به آنچه ارائه ميشود، آن را از آسيبهايي كه سبب مخدوش شدن و از دست دادن قابليت استناد و بياعتبار كردن اين فصل از تاريخِ ايران سربلند ميشود، حفظ كرد. ما در اين مقاله تعدادي از مهمترين مواردي كه سبب آسيب ميشوند را بررسي ميكنيم تا متوليان امر ثبت تاريخ شفاهي انقلاب و دفاع مقدس با توجه به آن دستورالعملهاي خاصي تدوين كنند.
الف) عدم صداقت
اگر راوي در بيان مطالب خود صداقت نداشته باشد و خاطرات خود را با مطالبي غير واقعي درآميزد، چون مطالب بيان شده در حكم ادله اثبات ادعا هستند، نه تنها براي وي بلكه براي ديگر يا ديگران و حتي كشور و نظام عواقب بدي در پي خواهد داشت. صداقت يكي از اصول مهم در ماندگاري تاريخ شفاهي است و سبب ميشود تا مورخان، پژوهشگران و حتي علاقهمندان به مطالعه و مرور تاريخ به آن اعتماد كرده و از آن در عبرتآموزي استفاده كنند. همچنين برنامهنويسان به عنوان پشتوانه علمي به آن استناد ميكنند. مسلم است مصاحبهشونده بايد صادق باشد و از بيصداقتي بپرهيزد و مصاحبهكننده و ناقل نيز بايد بدان توجه كند.
ب) بدعت بدعت يعني كار نو و بيسابقه كه بيانگر نوعي حُسن و كمال فاعل است. همگان اذعان دارند در دوران دفاع مقدس نوآوريهاي قابل توجهي به وقوع پيوسته است كه بايد در كمال صداقت و بيكم و كاست بيان شوند، ولي بيان برخي مطالب و چاپ آنها بدعتهاي خطرناكي هستند كه نه تنها بر حقانيت انقلاب نميافزايد، بلكه قطعاً سبب وهن انقلاب، نظام، دفاع مقدس و رزمندگان آن خواهد بود، براي مثال ما در خاطرات گرفته شده از اسيران عراقي نمونههايي مثل فرمانده سفيدپوش يا سبزپوش اسبسوار ميبينيم. مهمترين آسيب بدعتها علاوه بر وهن بودن دستاويزي خواهد بود براي زير سؤال بردن و خدشه به شهامتها، شجاعتها و شهامتهاي دلاوران انقلاب و دفاع مقدس.
ج) غلو و اغراق بزرگنمايي آفت ديگري است كه سبب آسيبهاي جدي خواهد شد. مهمترين آسيب اين است كه ذهنهاي محاسبهگر با صغري يا كبري چيدن يك واقعه به درستي يا نادرستي آن پي ببرند و در نهايت اصل موضوع را زير سؤال برند و بر آن خدشه وارد سازند. بسياري در مطالعه تاريخ و داستانهاي مرتبط با رستم اصل وجود رستم را زير سؤال ميبرند و اين بدان جهت است كه راويان در بيان شخصيت وي چه از نظر فيزيك بدني و چه دلاوريها و رشادتهايش غلو كردهاند. در نتيجه ميبينيم رستم نه تنها اسوه نميشود، بلكه اسطورهاي دستنيافتني ميشود. در بيان اتفاقات انقلاب و دفاع مقدس بايد از غلو و اغراق پرهيز كرد. اينكه بعضي دشمن را آنقدر ضعيف معرفي ميكنند، به نحوي كه با يك اللهاكبر رزمندگان تا آن سوي مرزها ميگريختند، آفتي است كه مهمترين آسيب آن ايجاد ذهنيت براي مخالفان طولاني شدن جنگ و چرايي تعداد شهدا، مجروحان و آزادگان خواهد بود.
نتيجه چون تاريخ شفاهي حاوي نكاتي است كه بخشي اقرار، برخي سند، مواردي شهادت و قسمتي از آن اماره بوده است، اگر از روي صداقت بيان نشود يا با بدعت، غلو و اغراق بيان شود، اثرات سوئي به بار ميآورد و سبب تضييع حقوق افراد و حتي جامعه و نظام ميشود. بنابراين ضروري است ابتداي امر مصاحبهكنندگان و گردآورندگان آموزشهاي لازم را فرا گيرند تا مبتني بر آن خاطرات را جمعآوري و تدوين كنند. همچنين مراكز مشابه مركز اسناد انقلاب اسلامي تأسيس شود تا قبل از اينكه كتابهاي حاوي تاريخ شفاهي چاپ و توزيع شود مطالب آنها را بررسي و از ورود مطالب خلاف واقع در سطح عمومي جلوگيري كنند.
منبع:- جعفري، محمدعلي (1391)، كالكهاي خاكي؛ خاطرات شفاهي سرلشكر پاسدار محمدعلي (عزيز) جعفري، تهران: سوره مهر.