اثر تاريخي «نامههاي قزويني به تقيزاده» از جمله جمعآوريهاي تاريخي ايرج افشار است كه در سال 1354 و توسط انتشارات جاويدان به بازار نشر عرضه گشته و هماينك در عداد آثار ناياب به شمار ميرود. اين نامهها آئينهاي گويا براي شناخت افكار محمد قزويني است كه در دورهاي آن را براي سيدحسن تقيزاده واگويه كرده و در واقع او را محرم ذهنيتهاي خود دانسته است. ايرج افشار كه به شهادت مقدمهنگاري بر اين اثر و نيز مقالهاي كه در مجموعه «سواد و بياض» انتشار داده، از جمله ارادتمندان تقيزاده است، در مقدمه اين كتاب آورده است:
«روزگار آنها (تقيزاده و قزويني) را به فرنگستان كشانيد و در برخورد با شرقشناسان آن روزگار قرار داد و با مايه علمي محكم و قديم خود به تحقيقات ادبي و تاريخي پرداختند و روشهاي علمي مرسوم اروپا را كه براي اين امور ضروري است فراگرفتند و با شمّ انتقادي فطري و ذاتي كه در نهادشان وجود داشت توانستند پيشرو طريقي شوند كه اكنون بسياري از تحقيقات ايرانيان بر پايه آثار و رويه آن دو ركن استوار است. اين دو با هم دوستي پايداري داشتند. اين دوستي از دوران اقامت آن دو در انگلستان و حشر و نشر با پروفسور ادوارد براون آغاز شد. پس از آن سببش گام نهادن هر دو در ميدان سياست بود. بدين ترتيب كه قزويني پس از اقامت دو ساله در انگليس در سال 1324ق به پاريس رفت و تحقيق و تجسس علمي را آغاز كرد و تا اواخر سال 1332ق آنجا بود، ولي بروز جنگ جهاني اول موجب شد قزويني به پيشنهاد حسينقلي نواب در سال 1333ق به برلين بيايد. در اين زمان سيدحسن تقيزاده (قائد ايراني مبارزه با سياست روس و انگليس با جلب حمايت دولت آلمان) ايرانيان متفكري را كه در اروپا بودند به دور خود جمع كرد و مجله كاوه را انتشار داد.
قزويني مدت چهار سال و نيم با او بود. قزويني پس از اقامت چهار سال و نيمه در برلين به پاريس بازگشت. بعد از اين تاريخ در همه حال رابطه مكاتبه و ارسال مراسلات ميان قزويني و تقيزاده در مباحث شخصي و ادبي برقرار بود. خوشبختانه مقداري از نامههايي را كه قزويني به تقيزاده نوشته بود سركار خانم عطيه تقيزاده، همسر مرحوم تقيزاده به من لطف و تقديم كردند و خوشحالم توفيق انتشار آنها را يافتهام.»
ايرج افشار در اين مقدمهنگاري خويش، سعي كرده به يك سؤال مقدر نيز پاسخ گويد و آن هم اينكه «از چاپ مسائل خصوصي از قبيل خريدن دوا و جز اينها چه فايده عامي حاصل است؟»
«درج صورت كامل آنها را براي نشان دادن كيفيت روحي و نحوه تفكر قزويني لازم دانستم. از نامهها ضرورت فقط چند سطر حذف شده است. ظاهراً از سلسله اين نامهها تعدادي مفقود شدهاند. اگر بعدها نامهاي به دست آمد در چاپ ديگر در جاي خود چاپ خواهد شد.
افسوس كه جوابهاي تقيزاده به قزويني در دست و معلوم نيست خانواده قزويني با آنها چه كردهاند. قزويني مقداري انتقادات بر مقالات مجله كاوه نوشته است كه ضميمه نامههاي او به تقيزاده بود، ولي چون آنها كلاً جنبه علمي دارند لذا به صورت جلد يازدهم «يادداشتهاي قزويني» به چاپ خواهد رسيد.
همه نامههايي كه قزويني به عباس اقبال آشتياني، محمدعلي فروغي (ذكاءالملك)، مجتبي مينوي، ابراهيم پورداود، دكتر محمود افشار، سيدمحمدعلي جمالزاده، حبيب يغمايي و ديگر دوستان و معاشران خود نوشته مفيد و خواندني است. آنچه در مجلههاي يغما و آينده چاپ شده از اين قبيل است. عكسهايي كه از دوستان و همكاران قزويني و تقيزاده در اين كتاب آمده همه از مجموعه مرحوم تقيزاده است. از لطف سركارخانم عطيه تقيزاده كه آنها را براي چاپ در اختيار قرار دادند. تشكر ميكنم.»