
در روزهايي كه خلبانان هوانيروز بنا به دانش، تخصص و مهارتشان از طرف كشورهاي ديگر پيشنهادهايي براي كار و زندگي داشتند در وطنشان ماندند و براي حفظ و شكلگيري انقلاب نوپاي اسلامي تلاش بسياري كردند اين نيروها پيش از شروع جنگ و در ناآراميهاي كردستان نقش مهمي ايفا كردند و اولين شهيدشان را در همين ايام تقديم انقلاب كردند.
به گزارش «جوان» به محمدرضا وجداني لقب نخستين شهيد هوانيروز را دادهاند. او كه از همان دوران كودكي علاقه زيادي به پرواز و خلباني داشت، پس از اخذ ديپلم در آزمون دانشكده خلباني هوانيروز شركت كرد و پس از قبولي در آزمون علمي، از بين چندين نفر داوطلب خلباني، تمامي مراحل را با موفقيت پشت سر گذاشت و در تست مقاومت جسماني موفق به كسب حداكثر امتيازات شد. با اينكه در آزمون سراسري كنكور در رشته مهندسي و كارشناسي قبول شده بود ولي عشق به خلباني سبب شد او جهت طي دوره تخصصي، عازم اصفهان شود.
آن زمان امريكاييها مسئول آموزش دانشجويان خلباني بودند و رفتار خوبي با دانشجويان ايراني نداشتند. همين نوع رفتار و نگاه دليلي شد تا محمدرضا نگاه مثبتي نسبت به آنها نداشته باشد. با تمام اين اعتقاد قلبياي كه در دل داشت، به دليل تيزهوشي و تسلط كامل بر زبان انگليسي سعي ميكرد بيشترين بهرهبرداري علمي را از استادان بنمايد.
اعتقاد شهيد بر اين بود كه بايد از نظر علمي آنقدر خودكفا شويم كه ديگر نياز به مستشاران امريكايي نداشته باشيم. چون حضور هر استاد امريكايي هزينههاي زيادي را بر كشور تحميل ميكرد. در ضمن استادان امريكايي با توجه به مأموريتي كه داشتند سعي ميكردند دانشجويان را از نظر فرهنگي خودباخته و از نظر معنوي از درون تهي نمايند. شهيد وجداني پس از طي دوره عمومي خلباني، دوره تخصصي خلباني 214 را با موفقيت طي كرد و پس از اخذ «وينگ پرواز» به درجه ستوان دومي مفتخر و به پايگاه رزمي مسجد سليمان مأمور شد. در آن مقطع زماني گروه رزمي مسجد سليمان و گروه رزمي كرمان در همان شهر اصفهان مستقر بودند.
محمدرضا كه به دليل بافت مذهبي خانوادگي و اعتقادات قلبياش دل خوشي از رژيم پهلوي نداشت به اتفاق تعدادي از پرسنل فني و هوايي به فعاليتهاي زيرزميني عليه حكومت وقت پرداخت و ارتباط پيوسته و تنگاتنگي با روحانيون انقلابي اصفهان برقرار كرد. فعاليتهاي سياسي وي به حدي بود كه اعلاميههاي حضرت امام را دريافت و بين كاركنان انقلابي پايگاه توزيع ميكرد. همچنين وقايع و رويدادهايي كه در آن مقطع زماني در سطح كشور به وقوع ميپيوست را به صورت بولتن تهيه ميكردند و مخفيانه در اختيار انقلابيون پايگاه قرار ميدادند.
اوج بصيرت و فعاليت سياسي شهيد وجداني در شهريور 1357 خودش را نشان داد. پس از جمعه خونين 17 شهريور ميدان ژاله، شهيد وجداني و تعدادي از دوستان فني و خلبان، تصميم گرفتند كه در سبزه ميدان با لباس، در راهپيمايي عليه حكومت شاهنشاهي شركت نمايند. اقدامي كه براي آنها بدون هزينه نبود. ساواك تعدادي از نيروها را شناسايي و دستگير كرد و به زندان انداخت. با پيروزي انقلاب اسلامي، محمدرضا و ساير همرزمان انقلابياش بيش از پيش احساس مسئوليت كرده و به منظور حفظ و حراست از وسايل پرنده و اموال و تجهيزات ارزنده پروازي و نگه داشتن آنها از دستبرد سارقين و ضد انقلاب، شبانهروز از پايگاه به آن وسعت، حفاظت ميكردند. با شروع غائله كردستان و فرمان تاريخي امام در بيست و هشتم فروردين ماه 1358 نيروهاي انقلابي عازم كردستان شدند.
در يكي از عملياتها كه نيروهاي انقلابي مثل دكتر چمران و حاج احمد متوسليان و صياد شيرازي در محاصره ضد انقلاب گير افتاده بودند شهيد وجداني با حضورش نيروها و مجروحان را سوار هليكوپتر ميكند و از مهلكه نجات ميدهد. همين كه هليكوپترشان از زمين بلند ميشود، نيروهاي ضدانقلاب محمدرضا و كمك خلبانش را ميزنند. شهيد چمران بعد از شهادت محمدرضا وجداني خيلي گريه ميكرد و هنگام ديدار با پدر و مادر شهيد ميگويد: من زنده بودنم را مديون رشادتهاي محمدرضا هستم.
سرانجام هنگامي كه محمدرضا و خلبان مهدوي در حال پرواز براي حمل مجروحان و شهدا بودند، مورد هدف گلولههاي ضد انقلاب قرار گرفتند و در حالي كه با زبان روزه پرواز ميكردند، هليكوپترشان سقوط كرد و در روز قدس 25/5/58 كه مصادف با سالروز تولد محمدرضا وجداني بود، به شهادت رسيدند. ضدانقلاب در نهايت كينهاي كه از اين خلبان شجاع به دل داشت را عملي كرد و زهر خودش را ريخت. در اين حادثه، همه مجروحين نيز به فيض شهادت نائل شدند تا در كنار آنها نام نخستين شهيد هوانيروز هم براي هميشه در تاريخ جاودانه شود.