کد خبر: 820489
تاریخ انتشار: ۱۲ آبان ۱۳۹۵ - ۱۲:۳۵
خود كنترل‌ها و مسئوليت‌گريزها را بشناسیم
مسئوليت‌پذيري به معناي موظف بودن يا متعهد بودن است. وظيفه يعني آن چيزي كه بر عهده يك شخص گذاشته مي‌شود...
دكتر فاطمه منفردپويا *
مسئوليت‌پذيري به معناي موظف بودن يا متعهد بودن است. وظيفه يعني آن چيزي كه بر عهده يك شخص گذاشته مي‌شود. انسان به علت داشتن قوه تعقل و شعور تنها موجودي است كه فكر مي‌كند و مي‌تواند انتخاب كند و زماني كه انتخاب مي‌كند مسئوليت پيامدهاي انتخاب‌هاي خود را مي‌پذيرد. در نظريه‌هاي روانشناسي بزرگ‌ترين مشكل انسان‌ها و ناهنجاري‌هاي آنها از مسئوليت گريزي آنهاست. زيرا آنها نمي‌توانند نيازهاي اساسي خود را بر اساس وضعيت صحيح انساني ارضا كنند. انسان‌هاي مسئوليت‌پذير همواره در پي كسب موفقيت‌هاي ارزنده‌تر هستند و اگر در كاري شكست بخورند يا دچاره اشتباه شوند به جاي مقصر دانستن ديگران به خود رجوع مي‌كنند و درصدد اصلاح آن بر مي‌آيند.
               
خودكنترلي موضوعي مهم در حوزه مسئوليت‌پذيري است. افراد از نظر خود كنترلي به دو دسته تقسيم مي‌شوند كه شامل خود كنترلي بالا و خود كنترلي پايين است. افراد با خود كنترلي بالا معتقدند كه ناكامي در رسيدن به اهداف يكي از ويژگي‌هاي طبيعي است، زيرا هميشه واقعيت با ما هماهنگ و همنوا نيست و در زماني كه اهدافي را برمي‌گزينند، براي رسيدن به آن تلاش مي‌كنند و وقتي با شكست روبه‌رو مي‌شوند، مسئوليت انتخاب خود را مي‌پذيرند و با انجام عمل مسئولانه به جست‌و‌جوي راه‌هاي مؤثر ديگر براي رسيدن به هدف مي‌پردازند و در مقابل افراد با خود كنترلي پايين در زمان ناكامي به جاي پذيرفتن مسئوليت، از مسئوليت‌گريزي استفاده مي‌كنند و ديگران را مسئول ناكامي خود مي‌دانند، چراكه منتظر هستند كه تمام واقعيت‌ها به نفع آنها شود. اين افراد در حقيقت به بلوغ كامل نرسيده‌اند.


در كودكي ما مسئوليتي در قبال رفتارها و ارضاي نيازهاي خود نداشتيم و والدين و ديگران مسئوليت رفتارهاي ما را مي‌پذيرفتند، البته با افزايش سن، خودكفايي و مسئوليت‌پذيري بيشتر شده اما آغاز يادگيري اين مهارت از همان كودكي است كه از تجارب مثبت و منفي خود در رفتار مسئولانه و مواجهه با مشكلات به دست مي‌آورند. زماني كه والدين پاسخگوي اعمال خود هستند، كودكان مسئوليت‌پذيري را ياد مي‌گيرند.


نوجوانان با مهارت‌آموزي مسئوليت‌پذيري ياد مي‌گيرند كه صرفنظر از تعداد شكست‌هاي زندگي مي‌توانند به موفقيت دست پيدا كنند. بنابراين بايد از پذيرش مسئوليت‌هاي كوچك و در حد نوجوان شروع كرد تا موفقيت‌ها و شكست‌ها را تجربه كند و بعد با انتخاب آگاهانه عواملي كه باعث شكست شده را كاهش و عواملي كه باعث موفقيت شده را افزايش دهد. دوره نوجواني يكي از ادوار مهم زندگي است، اين دوره بهترين فرصت براي رشد و شكوفايي توانمندي‌هاست. بحران هويت مهم‌ترين بحراني است كه در زندگي نوجوان اتفاق مي‌افتد و چنانچه راه‌حلي براي آن يافت نشود به آشفتگي هويت و پريشاني شخصيت مي‌انجامد. در اين دوره نوجوان شديداً آشفته و دچار اضطراب مي‌شود.


آموزش مسئوليت‌پذيري بهترين مقابله با اين بحران است و نوجوان با قبول مسئوليت و ارتباط مؤثر با ديگران و جامعه به رشد توانايي‌هاي خويش مي‌پردازد و براي ورود به زندگي بزرگسالي آماده مي‌شود. با آموزش مسئوليت‌پذيري مي‌توان انسان‌هايي انديشمند، خلاق، سرزنده و با نشاط تربيت كرد. انسان‌هايي كه در شناسايي و حل مشكلات موجود تلاش مي‌كنند و اگر در موردي شكست بخورند براي پيدا كردن راه‌حل مناسب مي‌كوشند و مأيوس و دلسرد نمي‌شوند و نوجواناني كه توانايي شناخت مشكل و انتخاب راه‌حل و پذيرش مسئوليت انتخاب خود و پيامدهاي آن را پيدا مي‌كنند، مي‌توانند بر اساس احتياجات خود و جامعه برنامه‌ريزي كنند.


مثلاً نوجواني كه مشغول درس خواندن است و پدر و مادر نيازهاي او را برآورده مي‌كنند، ممكن است سرحال و شاد و كارآمد باشد، چراكه مسئوليتي ندارد ولي اگر والدين دچار مشكل شوند، نوجوان در ارضاي نيازهاي خود ناكام و دچار سردرگمي و حتي افسردگي و اضطراب مي‌شود. حال اگر اين نوجوان مسئوليت‌پذيري را آموخته باشد با در نظر گرفتن واقعيت موجود مي‌پذيرد كه مشكل به وجود آمده و او بايد براي تأمين نيازهاي خود يك اقدام عملي انجام دهد. مثلاً كار كند و هزينه‌هاي خود را كاهش دهد ولي اگر مسئوليت‌گريز باشد با انكار واقعيت و مقصر دانستن زمين و زمان به سرزنش خود و ديگران مي‌پردازد.


يكي از ويژگي‌هاي شخصيت خود شيفته همين نپذيرفتن مسئوليت است زيرا هميشه همه را مسئول مي‌داند و همه دنيا هميشه مديون اينگونه افراد هستند. كساني كه داراي اختلال شخصيت هستند، معمولاً قانون‌گريز و مسئوليت‌گريز هستند و خود را موظف و متعهد در هيچ عملي نمي‌دانند و روابط انساني ناسالمي داشته و نسبت به احساس‌هاي ديگران توجه ندارند و به وعده‌هاي خود عمل نمي‌كنند و در كل بي‌اراده و اهمال كار هستند و همه چيز را به گردن ديگران مي‌اندازند و هميشه و همه جا اين ديگران هستند كه مقصرند.


مسئولانه عمل كردن اين است كه شخص نيازهاي خود را ارضا كند و اين كار را به شيوه‌اي انجام دهد كه ديگران را از توانايي براي ارضاي نيازهايشان محروم نسازد. شخص مسئول مي‌داند از زندگي چه مي‌خواهد. بنابراين خودش برنامه‌ريزي مي‌كند. زماني در روابط بين زوجين احساس آرامش و آسايش به وجود مي‌آيد كه هر كدام حس مسئوليت‌پذيري داشته باشند. يعني خود را در قبال حفظ ارزش‌هاي خانواده و جامعه متعهد كنند و هيچ كدام از زوجين به خود اجازه مسئوليت‌گريزي ندهد.


بنابراين اگر وجدان در فردي شكل گرفته باشد مسئوليت رفتار و اعمال خود را مي‌پذيرد. مسئول نبودن افراد يك جامعه يك چرخه معيوب ايجاد مي‌كند و هركس ديگري را مقصر جلوه مي‌دهد و در نهايت مسئوليت‌گريزي رواج پيدا مي‌كند كه اين خود باعث عقب‌ماندگي و درماندگي آن جامعه مي‌شود.


در آيات قرآن كريم نيز مرتباً تأكيد مي‌شود كه انسان را مختار آفريديم و براي اعمال نيك او پاداش و براي اعمال زشت او جزا تعيين كرديم. تمام موجودات از يك برنامه‌ريزي از قبل تعيين شده غريزي استفاده مي‌كنند و اعمال آنها از آغاز خلقتشان تا نهايت هيچ تغييري نمي‌كند ولي انسان با اراده آزاد خود در جهت تكاملش پيش مي‌رود. انسان در برابر خود، ديگران و محيط اجتماعي خود مسئوليت دارد. در نتيجه بايد منتظر عواقب و پيامدهاي مثبت و منفي اعمال خود باشد.


* روانشناس
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها