کد خبر: 820157
تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۳۹۵ - ۲۲:۰۷
سارقان مسلح طلافروشي:
سارقان مسلح كه دو سال قبل به يك طلافروشي در محله خاني‌آباد تهران دستبرد زده بودند، روز گذشته در شعبه هشتم دادگاه كيفري يك استان تهران محاكمه شدند.
به گزارش خبرنگار ما، نوزدهم مردادماه 94 مأموران كلانتري 152 خاني‌آباد از سرقت مسلحانه طلافروشي با خبر و در محل حاضر شدند. صاحب طلافروشي به مأموران گفت: من به همراه برادرم در مغازه بوديم كه سه مرد سياهپوش مسلح بعد از شليك گلوله وارد مغازه شدند.
 يك نفر از سارقان بيرون مغازه با تيراندازي هوايي مانع از نزديك شدن مردم مي‌شد و يك نفر هم مرا تهديد مي‌كرد. آنها بعد از سرقت طلا از داخل ويترين مغازه، سوار موتورسيكلت آپاچي سفيد رنگي شدند و از محل فرار كردند. مأموران با بررسي سوابق موتورسيكلت متوجه شدند موتورسيكلت از ميدان شهدا سرقت شده بود. كارآگاهان پليس آگاهي در تحقيقات خود 9 روز بعد از حادثه سه متهم - رامين 25 ساله، رضا 30 ساله و مهرداد 27 ساله - را در ويلايي اجاره‌اي در شمال كشور شناسايي و به همراه دو قبضه اسلحه جنگي كلاشنيكف دستگير كردند. سه متهم بعد از كامل شدن بررسي‌ها روز گذشته در شعبه هشتم دادگاه كيفري استان تهران به رياست قاضي اصغرزاده پاي ميز محاكمه حاضر شدند.
  
حرف‌هاي صاحب طلافروشي
صاحب طلافروشي در طرح شكايت خود گفت: در مغازه همراه برادرم مشغول كار بوديم كه متوجه شديم به شيشه مغازه شليك شد. بعد سارقان وارد شدند. يكي از سارقان مرا تهديد كرد ساكت باشم وگرنه مرا خواهد كشت. او گلوله‌اي شليك كرد كه از چند ميليمتري سرم عبور و به ديوار اصابت كرد. يكي از سارقان مسلح هم بيرون مغازه تيرهوايي شليك مي‌كرد تا مردم نزديك نشوند. سارق ديگر با سنگ و پتك شيشه ويترين را شكست. آنها حدود 3 كيلو طلا سرقت و فرار كردند. شاكي فيلم سرقت از مغازه را كه توسط دوربين مغازه ضبط شده بود، در اختيار دادگاه قرار داد.
  
نقشه سرقت
رامين متهم رديف اول وقتي در جايگاه قرار گرفت، گفت: بعد از فوت پدرم كمك خرج زندگي مادر و ديگر خواهر و برادرهايم بودم. وقتي ازدواج كردم و صاحب فرزند شدم با رانندگي در آژانس از عهده مخارج زندگي برنمي‌آمدم به همين دليل نقشه سرقت از اين مغازه را طراحي كردم. بعد ماجرا را با مهرداد و رضا كه از دوستانم بودند، مطرح كردم. گفتم كه در محله ما مغازه طلافروشي است كه اطراف آن خلوت است و موقعيت خوبي براي سرقت دارد كه قبول كردند. بعد با 2 ميليون و 600 هزار تومان اسلحه خريديم و نقشه را بارها مرور كرديم.
  
روز حادثه
متهم در توضيح روز حادثه گفت: آن روز من و مهرداد اسلحه داشتيم، ولي رضا قبول نكرد اسلحه دست بگيرد. به همين خاطر يك اسلحه قلابي برداشت. قرار شد هر مقدار طلا سرقت كرديم، بيشتر سهم براي من و مهرداد باشد و رضا 20 درصد را بردارد. وقتي جلوي در مغازه ايستاديم من با اسلحه به شيشه مغازه شليك كردم و مهرداد فروشنده را تهديد كرد كه اقدامي نكند. شيشه نشكن بود. هر طور بود آن را شكستيم. من مواظب بودم كسي از عابران جلو نيايد و اقدامي نكند. بعد از سرقت طلاها بلافاصله محل را ترك كرديم. دو نفر از ما سوار خودروي سمند شدند و من يك خودروي ال 90 را كه سرقت كرده بوديم، سوار شدم و كمي جلوتر رها و فرار كردم.
او درباره سرنوشت طلاهاي سرقتي گفت:‌بعد از سرقت، طلاها را توسط ترازويي كه از قبل خريده بوديم، وزن كرديم. خلاف ادعاي شاكي وزن آنها يك كيلو و 140 گرم بود. بعد طلاها را در شهرستان فروختيم و پول آن را تقسيم كرديم.

رضا دومين متهم در تأييد حرف‌هاي رامين گفت: من اسلحه قلابي داشتم و به خاطر بدهي به برادرم دست به سرقت زدم.
مهرداد، سومين متهم نيز با تأييد حرف‌هاي دو همدستش گفت: خلاف ادعاي شاكي داخل مغازه نرفتم و از دور صاحب مغازه را تهديد ‌كردم.
هر سه متهم بعد از دفاع وكلايشان در آخرين دفاع گفتند فقط اسلحه خريديم تا مردم و صاحب مغازه را بترسانيم. به خودمان قول داده بوديم، خوني ريخته نشود. از كارمان پشيمان هستيم. به خاطر شرايط سخت زندگي دست به دزدي زديم و مي‌خواستيم خوشبخت شويم ولي الان مشكلات بيشتري گريبانگيرمان شده است. از شاكي درخواست عفو و از دادگاه درخواست تخفيف مجازات را داريم. هيئت قضايي بعد از ختم جلسه وارد شور شد. 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار