
فدراسيون فوتبال در طول سالهاي گذشته همواره در مواقع حساس منفعلانه عمل کرده است. پيش از هر چيزي بايد اذعان داشت که با ادبيات سخيف از سوي هر فردي، به ويژه اينکه گوينده آن سرمربي تيم ملي و آن هم يک مربي شناخته شده بينالمللي باشد به شدت مخالف هستيم. با اين حال نميتوانيم درباره دلايل نارضايتيهاي سرمربي تيم ملي قضاوت کرد، چراکه اطلاعاتي در دسترس عموم قرار دارد به هيچ وجه براي قضاوت کردن در اين باره کافي نيست. در اين باره بايد از مديران فدراسيون و مدير سازمان تيمهاي ملي سؤال کرد که چه عوامل و کمبودهايي باعث شده است تا سرمربي تيم ملي معترض شود. در ماههاي گذشته اقداماتي از سوي فدراسيون در زمينه تأمين لباسهاي جديد و همچنين اختصاص پروازهاي چارتر براي تيم ملي انجام شده ولي بايد ديد که کمبودها و نارضايتيها چه بودهاند که بار ديگر صداي اعتراض سرمربي بلند شده است. فدراسيون فوتبال در دوره هشت ساله گذشته و همچنين در طول چند ماهي که از عمر رياست جديد آن ميگذرد، در مواقع حساس، منفعلانه عمل کرده است.
زماني که سعوديها با فشار موضع محکمي درباره بازي نکردن در ايران گرفتند و از حضور در ايران سرباز زدند، فدراسيون فوتبال موضع منفعلانهاي گرفت در حالي که بايد محکم ميايستاديم. فدراسيون فوتبال حتي برابر اعتراضاتي که در خصوص زمان بازي ايران و کره جنوبي انجام ميشد نيز تأکيد ميکرد که اعتراضها خطاب به وزارت ورزش است و نه فدراسيون فوتبال و تلاش داشت خود را کنار بکشد. متأسفانه در اين چند وقت سرمربي تيم ملي درگيريهاي شخصي زيادي داشته، اما در روزهاي اخير نيز مشخص نيست که چرا فدراسيون فوتبال حاضر است توهينهاي سرمربي تيم ملي به مديران خود را به جان بپذيرد ولي سکوت کند؟ اين سؤال جدي وجود دارد که چه چيزي اين قدر ارزش دارد که فدراسيون فوتبال ترور شخصيتي و فرهنگي ميشود، ولي باز هم از کارلوس کرش حمايت ميکند؟