خبرگزاري رويترز از جلسه مشترك باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا، با مشاوران ارشد سياسي و نظامياش در روز جمعه ميگويد كه با آنها در مورد سوريه و اعمال گزينه نظامي در اين كشور مشورت شده است. يك مقام مسئول امريكايي به اين خبرگزاري گفته كه برخي از سرفصلهاي مهم اين جلسه عبارت از اقدام نظامي مستقيم امريكا عليه مواضع ارتش سوريه است كه ميتواند پايگاههاي نظامي، انبارهاي سلاح، رادارها يا پايگاههاي ضد هوايي سوريه را شامل بشود. اين علاوه بر بررسي كمكهاي تسليحاتي موثر به گروههاي مسلح مخالف در سوريه است تا توان اين گروهها در مقابل حملات ارتش و متحدانش تقويت بشود اما تحويل موشكهاي ضد هوايي دوشپرتاب از اين مقوله مستثنا شده چرا كه به گفته مقامات امريكايي، اين نگراني وجود دارد كه حتي مخالفان به اصطلاح ميانهرو هم از اين موشكها عليه هواپيماهاي غربي استفاده كنند.
اين اولين بار نيست كه رو آوردن امريكا به مداخله مستقيم در سوريه مطرح شده است. سه سال قبل اين موضوع با تبليغات گسترده غرب در مورد تسليحات شيميايي سوريه، به صورت جدي طرح شد اما اوباما در لحظه آخر پا پس كشيد. از آن موقع چنين به نظر ميرسيد كه رئيسجمهور امريكا خواهان دنبال كردن اين گزينه است و از اين بابت، انتقادهاي زيادي هم چه از سوي رقباي جمهوريخواه و چه از سوي برخي متحدان امريكا نظير عربستان متوجه او شد.
وقتي هم كه 51 ديپلمات امريكايي در ماه ژوئن نامهاي به اوباما نوشتند و از او درخواست مداخله نظامي «هدفمند» در سوريه كردند، باز جهتگيري اوباما به سمت عدم مداخله بود و همين سمت و سو باعث شده كه حالا هم مقامات نظامي امريكا به رويترز بگويند كه صدور دستور اوباما براي حمله هوايي به اهداف مربوط به دولت سوريه را بعيد ميدانند. عدم احتمال صدور چنين دستوري از يك جهت ديگر هم تقويت ميشود كه به مدت زمان كم تا پايان رياست جمهوري اوباما ارتباط دارد. او كمتر از سه ماه ديگر در كاخ سفيد خواهد ماند و تمركز اصلي او و همكاران دموكراتش بر انتخابات رياست جمهوري ماه آينده است تا هيلاري كلينتون در آن انتخابات پيروز شود و جايش را در كاخ سفيد بگيرد. به همين جهت است كه برخي تصور ميكنند او در اين شرايط به دنبال يك ماجراجويي تازه نيست تا هزينهاي را در شرايط حساس فعلي رقابت انتخاباتي به دموكراتها بار كند.
با وجود اين، نبايد خودداري اوباما از حمله به ارتش سوريه را چندان جدي گرفت و به دلايلي، بايد احتمال صدور دستور حمله از سوي او را مد نظر داشت. تبليغات گسترده غربيها در حلب و روسيهستيزي آنها در اين تبليغات چنان فضاي سنگيني را در كشورهاي غربي ايجاد كرده كه انتظار يك واكنش عملي از سوي امريكا را ايجاد كرده است. اين انتظار به خصوص در امريكا اهميت بيشتري براي اوباما دارد و شايد او نخواهد رياست جمهورياش را بدون پاسخ به اين انتظار تمام كند و با چند حمله به ارتش سوريه نقش مرد عمل را از خود به نمايش درآورد. حضور نظامي روسيه در سوريه و خط و نشانهاي روسها مثل استقرار سامانههاي اس300 و اس400 يكي از مشكلات اصلي امريكاييها است اما به نظر ميرسد كه واشنگتن در طرح مداخله نظامياش همان طرح هدفمند در نامه 51 ديپلمات را مد نظر دارد تا ميزان تحمل روسها را بيازمايد. بنابر اين، احتمال دارد كه اوباما دستور حملاتي مثل حمله 17 سپتامبر به مواضع ارتش سوريه در ديرالزور را صادر كند تا دريابد روسها به چه نحو واكنش نشان ميدهند و در صورت عدم واكنشي از سوي روسها، دامنه حملات به ارتش سوريه و متحدانش را تشديد كند.
اين به عهده روسها است كه با پاسخ محكم در اولين حمله امريكاييها به تعهد خود در قبال حمايت از متحدانش در سوريه عمل كرده و به امريكا و ديگر متحدان غربيشان اين درس را بدهند كه ميزان تحمل مسكو را آزمايش نكنند. استفاده از قدرت نظامي امريكا براي تأثير در انتخابات رياست جمهوري امريكا يك دليل ديگر براي تصميم اوباما جهت صدور دستور حمله به سوريه است. بر خلاف تصور عمومي، چنين استفادهاي ميتواند نظر برخي از رأيدهندگان حتي در ميان جمهوريخواهان را به سوي كانديداي دموكراتها جلب كند. جداي از اينكه هيلاري كلينتون سياست جنگطلبانهاي را در مورد سوريه مد نظر ميدهد و دستور اوباما براي حمله به سوريه ميتواند هديهاي به او باشد تا با ورود به كاخ سفيد ادامه كار را با طرحي گستردهتر براي مداخله نظامي مستقيم در سوريه دنبال كند. بنابر اين، نبايد به اين چند سال اكتفا كرد و گفت كه اوباما هنوز هم بيميل به مداخله مستقيم در سوريه است و بايد اين احتمال را جدي گرفت كه او در دقيقه 90 رويه خود را تغيير داده و رو به انجام آزمون خطرناكي در سوريه بياورد.