
به نظر ميرسد كه جنگ در سوريه به ساعت صفر نزديك ميشود؛ ساعتي كه ديگر جنگ بين گروههاي رنگارنگ مسلح با ارتش سوريه و متحدانش نخواهد بود بلكه قدرتها به طور مستقيم وارد جنگ ميشوند كه اين موضوع باعث نگرانيهاي بروز جنگ جهاني سوم شده است. اين ژنرال جوزف دانفورد، رئيس ستاد مشترك ارتش امريكا بود كه در روزهاي اخير از احتمال وقوع يك جنگ جهاني سوم حرف زد اما منظور او طرح هيلاري كلينتون، نامزد دموكراتها در انتخابات رياست جمهوري امريكا، براي مداخله نظامي در سوريه بود كه به نظر اين ژنرال، اگر هيلاري به كاخ سفيد راه يابد و اين طرح را اجرا كند بايد منتظر جنگ جهاني سوم بود، چراكه روسيه در برابر اين طرح دست روي دست نخواهد گذاشت و امريكا مجبور به جنگي مستقيم با روسيه خواهد شد. با وجود اين، گزارش روز سهشنبه چهارم اكتبر واشنگتن پست در مورد جلسه مشترك مسئولان سيا، وزارت خارجه و ستاد كل نيروهاي مسلح امريكا در كاخ سفيد براي بررسي طرح حمله به نقاط كليدي ارتش سوريه و مواضع حساس آن، افشاي طرح ناتو براي حمله گسترده هوايي به مواضع ارتش سوريه و هماهنگي اين حمله با گروههاي تروريستي براي تصرف اين مواضع از سوي مركز پژوهشهاي آلماني فيريل و نشست وزراي خارجه امريكا، فرانسه، بريتانيا و ايتاليا در برلين آلمان از جمله نشانههايي هستند كه حساسيتهايي نسبت به بروز جنگ جهاني سوم خيلي زودتر از زمان مورد نظر دانفورد ايجاد كرده است. اين به معناي رسيدن به ساعت صفري در سوريه است كه نه تنها اين كشور يا خاورميانه، بلكه جهان را به ورطه جنگي ميكشاند كه عاقبت آن به هيچوجه قابل پيشبيني نخواهد بود.
شكست آتشبس
رسيدن به اين وضعيت حساس از شكست آتشبسي شروع شد كه با توافق بين سرگئي لاوروف و جان كري، وزراي خارجه روسيه و امريكا، در روز شنبه دهم سپتامبر به دست آمد و باعث شد تا سوريه بعد از پنج سال و نيم، يك هفتهاي روي آرامش ببيند. اين آرامش نتوانست دوامي پيدا كند، چراكه حمله هوايي امريكا به مواضع ارتش سوريه در ديرالزور و بعد، حمله به كاروان امدادي بشردوستانه در حومه حلب همه چيز را تغيير داد و نه تنها آتشبس به پايان كار خود رسيد و جنگ با شدت تمام در حلب از سر گرفته شد، بلكه نمايندگان روسيه و امريكا در شوراي امنيت به صورت بيسابقهاي به يكديگر تاختند و حملات لفظي آنها تا آنجا پيش رفت كه امريكا روابط خود با روسيه براي همكاري در سوريه را قطع كرد و روسيه هم در برابر يكي از توافقات استراتژيك هستهاي در مورد كاهش ميزان پلوتونيوم هر دو طرف را تعليق كرد. شايد بتوان گفت كه سردي روابط و تقابل روسيه و امريكا طي سه دهه گذشته و بعد از جنگ سرد تا اين حد نبوده كه بايد حمله امريكاييها به ديرالزور و كاروان امدادرساني را نقطه شروع اين دور از تقابل دو طرف دانست. از اين جهت، لازم است نگاهي به آن دو اتفاق انداخته شود.
جنگندههاي امريكايي روز شنبه هفدهم سپتامبر به مواضع ارتش سوريه در جبل الثرده در حومه ديرالزور حمله كردند كه واشنگتن بعد مدعي اشتباهي بودن اين حمله شد اما عذر و بهانههاي امريكا و ادعاي اشتباه نميتوانست عمدي بودن اين حمله را مخفي كند تا آنجا كه حتي وبگاه صهيونيستي دبكا فايل مرتبط با ارتش رژيم صهيونيستي هم تأييد كرد كه آن حمله تصادفي نبوده و بايد آن را عمدي دانست. اين ارزيابي دبكا فايل جداي از شنود مكالمات امريكاييها با داعش توسط ارتش سوريه است كه نشان ميدهد چگونه نيروهاي داعش هفت دقيقه بعد از آن حمله به مواضع مورد نظر ارتش سوريه حمله كردند. آن حمله را ميتوان در جهت شكست آتشبس از سوي امريكاييها ارزيابي كرد و اين موضوع بر خلاف توافقي بود كه كري با لاوروف بر سر آتشبس كرده بود. پروفسور گونتر ماير، رئيس مركز مطالعات عربي دانشگاه ماينتس آلمان، معتقد است كه كري نماينده جناحي در دولت امريكاست كه به دنبال آتشبس بودند اما ژنرالهاي پنتاگون مخالف توافق او با لاوروف بودند چون حاضر به مشاركت با روسها براي حمله به داعش و جبهه فتحالشام، جبهه النصره سابق، نبودند و آن حمله را به راه انداختند تا توافق و آتشبس شكسته شود. چه آن حمله نتيجه وزارت دفاع امريكا عليه وزارت خارجه اين كشور بود يا حاصل هماهنگي كامل در واشنگتن، بايد امريكا را عامل اصلي در شكست آتشبس دانست كه با آن حمله رسيدن به وضعيت فعلي را كليد زد. دو روز بعد از آن حمله بود كه كاروان امدادرساني به حلب مورد حمله قرار گرفت و رسانههاي غربي به سرعت انگشت اتهام را به سوي روسيه گرفتند در حالي كه نشانهاي از يك حمله هوايي ديده نميشد. اين اتهامزنيها تا كنون ادامه داشته در حالي كه اينار بيورگو، كارشناس بررسي تصاوير ماهوارهاي سازمان ملل، معتقد است با تحليل تصاوير ماهوارهاي بعد از حمله نميتوان نتيجهگيري قطعي كرد و بررسيهاي گروه مستقل بينالمللي حمايت از سوريه هم نشان ميدهد كه آثار به جا مانده از حمله دلالتي بر حمله هوايي ندارد بلكه آثار موجود نشان از يك صحنهسازي حمله براي مقاصد تبليغاتي دارد.
جنگ رسانهاي
از زمان حمله به كاروان امدادرساني جنگ رسانهاي غربيها عليه روسيه و جنگ در سوريه به خصوص حلب به شدت افزايش يافته است تا آنجا كه ديگر هيچ اشارهاي به حمله ديرالزور يا صحت و سقم ماجراي حمله به كاروان امدادرساني نميشود. اين جنگ رسانهاي با همكاري مستقيم عوامل داخل شرق حلب پيش ميرود كه با فرستادن تصاوير به روز با آن رسانهها همكاري ميكنند و حالا هم اسم دختري هفت ساله به نام بنا العابد بر سر زبانها افتاده كه تصاوير و پيامهاي توئيتي او دستمايه تبليغاتي آن رسانهها شده است. اين نحو تبليغات شبيه آن غوغايي است كه بر سر تصوير كودكي به نام عمران به راه افتاد و رسانههاي غربي از چهره خون و غبارگرفته او موجي به راه انداختند. اين موج دوباره و با بنا به راه افتاده در حالي كه همين رسانهها هيچ توجهي به اعدام يك نوجوان 13 ساله به نام رامي العمر السيجناوي در شهر خان شيخون واقع در استان ادلب ندارند كه به دست گروه تروريستي جندالاقصي انجام شد. تصاوير رامي توسط وبگاه ترور مانيتور منتشر شده و نشان ميدهد كه او قبل از اعدام توسط اين گروه تروريستي شكنجه شده بود. بيتوجهي رسانهاي به اعدام رامي بيسابقه نيست و اين رسانهها پيش از اين و در مورد تصاوير فجيع بريدن سر عبدالله عيسي، كودك 12 ساله به دست گروه تروريستي حركت نورالدين الزنكي در شمال حلب هم سكوت كردند. اين نوع رفتار تبليغات غربيها مسئله تازهاي نيست اما حجم بيسابقه فعلي در مورد حلب اين احتمال را تقويت ميكند كه موضوعي مهمتر از رويه قبل در كار است. اين موضوع ميتواند به آمادگي امريكا و ناتو براي حمله به ارتش سوريه مربوط باشد كه پروپاگانداي رسانهاي زمينه رواني اين حمله را آماده ميكند. مركز پژوهشهاي آلماني فيريل خبر از طرح ناتو براي حمله به ارتش سوريه با 800 جنگنده، مشاركت 14 كشور و حمايت مالي عربستان داده است. اين طرح مشابه طرح حمله به صربستان در دو دهه قبل است كه ناتو قبل از اين آماده كرده بود اما شرايط اجراي آن فراهم نبود تا اينكه شكست آتشبس و زمينهسازي رسانههاي غربي شرايط را براي اجراي اين طرح فراهم كرده است. از سوي ديگر، جلسه چهارشنبه گذشته كاخ سفيد با حضور مسئولان پنتاگون، سيا و وزارت خارجه حكايت از بررسي جدي دولت اوباما روي طرحي براي حمله به سوريه دارد. طرح ناتو و كاخ سفيد را ميتوان مكمل هم دانست تا در يك حجم وسيع از حملات هوايي، گروههاي تروريستي به مواضع آسيبديده ارتش سوريه حمله كنند و شرايط ميداني سوريه به نفع آنها تغيير كند.
آمادگي مقابل
روزنامه نيويورك تايمز چند روز قبل فايل صوتي 40 دقيقهاي از نشست محرمانه جان كري با تعدادي از مخالفان سوري در مقر هيئت هلند در سازمان ملل منتشر و اين تصور را ايجاد كرد كه امريكا در مورد آينده بشار اسد عقبنشيني كرده و حاضر است او در انتخابات رياست جمهوري شركت كند. با توجه به طرحهاي نظامي امريكا و ناتو در مورد سوريه، بايد گفت انتشار آن فايل صوتي تنها يك ترفند امريكايي براي فريب طرف مقابل بوده غافل از اينكه روسيه آن قدر امكان اطلاعاتي دارد كه از نيات نظامي آنها مطلع باشد. روسيه با آگاهي از قصد و نيت نظامي طرف مقابل خود را براي يك رودر رويي نظامي آماده كرده است و جداي از استقرار سامانه اس 300 در سوريه، ناوهاي مسلح به موشكهاي استراتژيك كاليبر را هم به سواحل سوريه فرستاده تا آماده مقابله مستقيم با هر گونه تهاجمي از سوي غربيها به سوريه باشد. همان گونه كه پروفسور ماير گفته، روسيه در مقابل غرب عقبنشيني ميكند و بعد از موفقيتهايش در يك سال اخير حاضر نميشود تا از نقش خود در سوريه صرفنظر كند. اين وضعيت به معناي رسيدن جنگ سوريه به ساعت صفر است كه بايد امريكا را به دليل حمله به ديرالزور و شكست آتشبس مسئول اين وضعيت دانست كه كار را به اينجا رسانده است. گفته ميشود دو طرف به توافقي براي پيشگيري از رويارويي مستقيم رسيدهاند اما اين توافق با اجراي طرح ناتو يا پنتاگون بينتيجه خواهد ماند، چراكه روسيه حاضر نميشود در برابر حمله غربيها به ارتش سوريه و متحدانش سكوت كند. حالا بايد ديد اين توافق پيشگيري از رويارويي موفق خواهد شد يا با كارشكني پنتاگون و ژنرالهاي جنگطلب امريكايي مثل آن توافق آتشبس محكوم به شكست خواهد بود كه در اين صورت، جنگي به پا خواهد شد كه نميتوان در مورد ابعاد و عواقب آن چيزي گفت.