
قانون تحريمي10ساله ايالاتمتحده به پايان خود نزديك ميشود براي همين چند نفر از سناتورهاي ارشد دموكرات امريكا به صرافت افتادهاند تا بار ديگر با تمديد اين قانون در كنگره فشارهاي ناشي از تحريمهاي بينالمللي عليه كشورمان را حفظ كنند و اجازه ندهند جامعه ايراني روي آرامش را به خود ببيند.
«قانون تحريمهاي10ساله ايران» موسوم به «داماتو» در سال ۱۹۹۶، به پيشنهاد آلفونسو داماتو، سناتور جمهوريخواه در سناي امريكا تصويب و به امضاي بيل كلينتون رسيد و هر سال در نوامبر رؤساي جمهوري امريكا آن را براي حداقل يك سال تمديد كردهاند، حال كه 15ماه از تصويب برجام گذشته هفت نفر از سناتورهاي ارشد دموكرات امريكا به رهبري سناتور ريچارد بلومنتال در نامهاي به ميچ مككانل رهبر اكثريت جمهوريخواه سنا از وي خواستند تمديد قانون تحريمهاي ايران را اين بار براي ۱۰ سال ديگر در اولويت تصميمگيري سنا قرار دهد.
اين سناتورها از رهبر جمهوريخواه سنا خواستهاند بررسي اين تمديد را در نشست سنا پس از انتخابات امريكا برگزار كند چرا كه براساس اين قانون شركتهايي كه در يك سال بيش از 40 ميليون دلار در ايران سرمايهگذاري كنند، از دادوستد با دولت امريكا محروم خواهند شد و اين يعني آنكه يكي از موانع جدي توسعه سرمايهگذاري در كشورمان همچنان پابرجا خواهد بود. آنگونه كه در نامه اين هفت نفر آمده است«تصويب اين لايحه حياتي، نهايت اطمينان را براي ايالات متحده تضمين ميكند كه از مكانيسم اعمال تحريمها براي حفاظت از امنيت ملي كشور عليه ايران برخوردار است.»
اين تنها تلاش امريكاييها براي حفظ ايران زير چتر تحريمهاي بينالمللي نيست آنچنان كه پس از تصويب برجام تاكنون دهها طرح و لايحه در كنگره امريكا به اشتراك نظر گذاشته شده و بسياري از آن شكل قانون به خود گرفته است، البته در حال حاضر، دو طرح ديگر نيز از سوي دموكراتها و جمهوريخواهان سنا براي تمديد قانون تحريمهاي ايران به سنا پيشنهاد شده است و از سوي ديگر هنوز در امريكا تحريمها به بهانه نقض حقوق بشر و برنامه موشكي ايران ادامه دارد. از همه مهمتر اين مسئله است كه طرح اخير جمهوريخواهان با توجه به فعاليتهاي موشكهاي بالستيك ايران است كه براساس آن تلاش شده تحريمهاي تنبيهي گستردهتري عليه تهران به لايحه اضافه كنند.
تمام اينها در حالي است كه بلومبرگ نيز روز جمعه در گزارشي اعلام ميكند: «لغو تحريمها عليه ايران اگرچه سال گذشته به توافق رسيد اما بانكهاي برزيل همچنان به دليل ترس از جريمههاي امريكا نميتوانند مبادلات بانكي با ايران انجام دهند، بنابراين فعلاً امكان خريد 20 فروند هواپيما و 2هزارو700 دستگاه اتوبوس از برزيل وجود ندارد.»
چرا امريكاييها به تحريمهاي بيشتر علاقهمند شدهاند؟
تمركز بيش از پيش دموكراتها و جمهوريخواهان به همراه دولت اوباما به ويژه در 15ماه اخير نمايانگر اين نكته است كه محاسبات امريكا در اين جهت قرار گرفته است كه بهكارگيري هميشه ابزاري به نام«تحريم»ميتواند چند دستاورد مهم براي آنها به همراه داشته باشد:
1- براساس برخي از كنشهاي داخلي اين تلقي براي امريكاييها ايجاد شده كه تحريمها توانسته توان اقتصادي و نظامي جمهوري اسلامي ايران را تقليل دهد و رسيدگي به نوار مقاومت را دچار اختلالهاي جدي كند، به همين دليل اصرار امريكاييها به وضع و تصويب قوانين تحريمي جديد عليه كشور در 37 ماه اخير شكل فزاينده به خود گرفته است.
بعد از آنكه در همان روزهاي ابتداي مذاكرات هستهاي در دولت يازدهم بيان شد كه «خزانه كشور خالي است» و ايران براي بهبود شرايط بحراني كشور چارهاي جز مذاكره با طرف غربي ندارد، اينگونه اظهارات اين تصور را در ذهن امريكاييها ايجاد ميكرد كه بهكارگيري تحريم توانسته تمام اهداف مورد نظر غرب را تأمين و استمرار به كارگيري آن ميتواند اهداف اصلي امريكاييها را تأمين كند؛ اهدافي كه در گزارههايي مانند «براندازي جمهوري اسلامي ايران» و «تضعيف قدرت نظامي و توان دفاعي جمهوري اسلامي ايران» عينيت پيدا ميكند.
يكي ديگر از كنشهاي ديگري كه محاسبات امريكاييها رابراي استمرار تحريمها دچار تغييرات اساسي كرد عبارتي است كه محمدجواد ظريف در دانشگاه ظريف در همان كوران مذاكرات بيان ميكند مبني بر اينكه «چنانچه امريكاييها بخواهند تمام سيستم دفاعي ايران را با يك بمب منفجر خواهند كرد.»
اينگونه اظهارات طرف مقابل را براي توسعه و استمرار تحريمها در شكل و سطحهاي متفاوت ترغيب كرد و خروجياش آن است كه طي سه سال گذشته بيش از200طرح و لايحه ضدايراني در امريكا مورد مداقه قرار گرفته كه بخش قابل توجهي از آن به تصويب رسيده و شكل قانوني به خود گرفته است، آنگونه كه با يك بررسي ساده ميتوان تمركز بيش از پيش امريكاييها را در باب تحريم جمهوري اسلامي ايران در37 ماه گذشته به خوبي اثبات كرد.
2- «تحميل مذاكره به ايران در ساير موارد مناقشهبرانگيز» هدف ديگري است كه امريكاييها با تحريم بهدنبال تحقق آن هستند.
ايالات متحده از ابتداي رويارويي با جمهوري اسلامي ايران همراه با قطعنامههاي شوراي امنيت سازمان ملل، تحريمهاي يكجانبهاي را عليه كشورمان اعمال كرده كه ميتوان از آن تحت عنوان استراتژي «فشار- مذاكره» كه در بطن سياست اين كشور قراردارد ياد كرد و خروجي آن وادار كردن اين به انجام الزاماتي است كه ميتواند اهداف منطقهاي و فرامنطقهاي امريكا را تأمين كند.
به زعم امريكاييها مذاكرات با ايران بايد در زماني صورت گيرد كه فشارها و تحريمها در اوج خود هستند تا ايران را در شرايطي قرار دهد كه نتواند شروطي را بر مذاكرات تحميل كند. درخواست هفت سناتور امريكا نيز در اين راستا قابل توجيه است. اين بدان معناست كه در سطوح رهبري امريكا اختلافنظري در مورد برخورد با ايران وجود ندارد، آنچنانكه در اكثر طرحها يا لوايح تحريمي عليه كشورمان اكثر قريب به اتفاق نمايندگان جمهوريخواه و دموكرات به آن رأي دادهاند و اين به اين معناست كه «تشديد تحريمها و ساير تدابير سختتر عليه ايران» هدف مشتركي در بين دموكراتها و جمهوريخواهان است.
بر همين اساس در شرايطي كه امريكاييها در اكثر اهداف منطقهاي خود با موانع جدي روبهرو شدهاند و از دخالت در امور سوريه و عراق، لبنان و افغانستان بازماندهاند و هزينههاي سرسامآور آنها از دو جنبه مادي و معنوي بينتيجه مانده خواهان آن هستند تا با اهرم فشارهاي بينالمللي ايران را وادار به مذاكره در باب مسائل منطقهاي كنند و اهداف محقق نشده خود را از چنين پروسهاي احيا كرده و نفوذ گذشته خود در منطقه را به حالت سابق بازگردانند.
كارشناس امريكن اينترپرايز: تحريم براي ايران فرصت است
بايد تأكيد كرد كه هيچكدام از مقامات و مؤسسات تحقيقات امريكاييها نيز تصور آن را نداشتند كه تحريمها عليه ايران با واكنش توأم با خودكوچكبيني برخي از مقامات داخلي همراه باشد، واكنشهايي كه تغيير محاسبات امريكاييها را بهدنبال داشت و تمركز و اصرار آنها بر افزايش تحريمها را موجب شد.
اما برخلاف برخي جريانات داخلي كه تنها راه علاج كشور را رهاشدن از بند تحريمها آن هم بهواسطه مذاكرات يك طرف ميدانند، برخي تئوريسينهاي امريكايي معتقدند تحريم براي ايران يك فرصت است، به عنوان مثال در اواسط سال92 يكي از كارشناسان مسائل خاورميانه در انديشكده امريكن اينترپرايز بيان ميكند: «جمهوري اسلامي از تحريمهاي بينالمللي به عنوان يك فرصت سود ميبرد چراكه اين تحريمها ايران را مجبور كردهاند به سمت خودكفايي حركت كند. در حالي كه ايرانيها از يك سو تلاش ميكنند با صنايع بومي و امكانات طبيعي خودشان بر تحريمها فائق آيند، از سوي ديگر پيشنهاد ايران به عراق و پاكستان براي ساختن پالايشگاه، نشان ميدهد جمهوري اسلامي نيمنگاهي هم به بازارهاي پيراموني براي جبران نياز مبرم خود به ارزهاي معتبر دارد.»