
رئيسجمهور محترم در جلسه شوراي اداري قزوين ميگويد «خدانيامرزد كساني را كه تزريق يأس و نااميدي در قلوب مردم ميکنند، يأس کفران حق و نعمت خدا است...» شايد تصور كنيد منظور روحاني از اين نفرين، رسانههاي بيگانه است كه مدام درباره جمهوري اسلامي سياهنمايي ميكنند، اما او در جمله بعدي تكليف مصداقهاي جملهاش را معلوم ميكند؛ منظور او مشخصاً دولت خودش و منتقدان داخلياش است.
روحاني ادامه ميدهد كه «برخي از روزنامهها به نا اميدي ميپردازند، تضعيف و تخريب دولت شرعاً حرام است و براي تخريبگر هم حاصلي ندارد...»
اين البته اولينبار نيست كه رئيسجمهور در حمله به منتقدين داخلي خود از گزارهها و مؤلفههاي ديني بهره ميبرد؛ گرچه اين بار كار به نفرين عوامانه و فتواي مجتهدانه توأمان رسيده، اما پيشتر نيز او نقد برجام را كفران نعمت و موجب عذاب الهي دانسته و كوشيده بود برخلاف رويه قبلي در ناسزاگويي به منتقدان (كمسواد، بيشناسنامه، بزدل، تازه به دوران رسيده، عقبمانده، بيكار، متوهم، هوچي و كودك) و برخلاف آن باري كه منتقدان را مستقيم به جهنم رهنمون شده بود، اينبار براي به جهنم فرستادن آنان، چارچوبي شرعي تعريف کند.
حاميان حسن روحاني همانهايي هستند كه همواره از آنچه سوءاستفاده از گزارههاي ديني توسط اهل سياست ميناميدند، گلهمند هستند، اما اين روزها تيترهايشان همين گزارههاي ديني است كه اينبار چون از زبان رئيس دولت متبوعشان ايراد شده، نه تنها مورد انتقاد نيست، بلكه استقبال هم ميكنند. چرا سخنرانيهاي حسن روحاني بهجاي استدلال راه به سمت و سوي ناسزاگوييهاي قبلي و نفرين و فتواهاي سياسي كنوني ميگشايد؟
هفتهنامه آبزرور مينويسد: «از زمان امضاي توافق هستهاي مسائل زيادي در ايران تغيير کرده است. به نظر ميرسد آنچه به عنوان پيروزي بزرگ ديپلماتيک براي دولت بود اکنون به مسئوليت و بدهي براي دولت حسن روحاني تبديل شده است... اعمال تحريمهاي جديد کنگره عليه ايران و باقي ماندن تحريمهاي مرتبط با ادعاهاي غرب در زمينه حمايت ايران از تروريسم، تحقق وعدههاي توافق هستهاي را زير سؤال برده است. موضوعي که خبر خوبي براي روحاني و تيمش نيست.» اين حرف را فقط هفتهنامه آبزرور نميگويد، واقعيت اين است كه هرچه زمان از اجراي برجام ميگذرد، بيفرجامي آن عيانتر ميشود و در فضايي كه دست مدافعان برجام از استدلال خالي است و تأثيري از برجام در فضاي سياسي و اقتصادي ايران ديده نميشود، با چه زباني جز نفرين ميتوان با منتقدان سخن گفت؟ رئيسجمهور و حاميانش آنقدر همه اقدامات دولت را در نگاه مردم بزرگ كردند كه حال در آخرين سال دولت يازدهم و در اوج تحقق نيافتن شعارهاي اصلي دولت در بهبود معيشت مردم و پر بودن چنته منتقدين از استدلال و منطق، ناچار به نفرين روي خواهند آورد.
طلب عدم آمرزش براي منتقدان دولت و صدور فتواي شرعي حرمت تخريب (بخوانيد انتقاد از) دولت يعني خالي بودن دستي كه قرار است چند ماه ديگر مردم را دعوت كند كه به او رأي بدهند. وگرنه ميشود بهجاي «چرا شكر نميكنيد؟» و «خدا نيامرزد» و «حرام شرعي است» نقاط قوت دولت را بيان كرد؛ همان چيزهايي كه روحاني اعتقاد دارد واقعيتهايي است كه بزرگان كشور و رسانهها به مردم نميگويند، اما خود نيز بهجاي آن واقعيتهاي ادعا شده، راه نفرين و فتوا را باز كرده است، گزارههايي كه نميتواند جايگزين استدلال شود و جزيي از استدلال به شمار نميرود.