به گزارش خبرنگار ما، 22 اسفندماه 86 اعضاي خانوادهاي در جنوب تهران به پليس خبر دادند كه بابك، پسربچه 9 سالهشان گم شده است. مادر بابك گفت: پسرم مثل هر روز در كوچه بازي ميكرد. ساعتي قبل هم براي بازي به كوچه رفت، اما ديگر از او خبري نشد. به خانه همسايه و دوستانش هم سر زديم، اما كسي از او خبر نداشت.
بعد از مطرح شدن شكايت، تحقيقات پليس در اين باره به جريان افتاد تا اينكه چند روز بعد جسد پسربچهاي كنار ريل راهآهن در حاشيه شهر كشف شد. بررسيهاي اوليه حكايت از اين داشت كه پسرك با فشار بر عناصر حياتي گردنش فوت شده است.
آنجا بود كه مأموران پليس احتمال دادند كه جسد متعلق به بابك، همان پسربچهاي باشد كه خانوادهاش گم شدن او را گزارش دادهاند بنابراين خانواده بابك بعد از حضور در محل و ديدن جسد، هويت او را شناسايي و از عامل حادثه شكايت كردند. تحقيقات پليس اما براي شناسايي عامل حادثه ناكام ماند تا اينكه خانواده او پس از 9 سال با ارسال لايحهاي از دادستان درخواست كردند، ديه كودك از بيتالمال پرداخت شود. با موافقت دادستان پرونده براي رسيدگي به شعبه هفتم دادگاههاي كيفري استان تهران فرستاده شد. پدر بابك روز گذشته در جلسه رسيدگي به پرونده به قاضي گفت: بعد از قتل بچهام من و مادرش اميدوار بوديم قاتل پسرمان شناسايي و مجازات شود، اما اين اتفاق نيفتاد. او در شرح ماجرا گفت: صبح روز حادثه وقتي فهميدم كه بچهام گم شده نميدانستم با بيقراريهاي مادرش چكار كنم.
به خانه همه بستگان و هر جا كه فكرش را ميكردم، زنگ زدم و رفتم، اما از بابك خبري نبود. روي برگشت به خانه را نداشتم تا اينكه مأموران را در جريان گم شدن او قرار دادم. خانه ما نزديك ريل راهآهن در جنوب تهران است.
چند روز بعد از اينكه به كلانتري رفتم، صاحب يكي از مغازههاي اطراف متوجه جسدي روي ريل ميشود و با پليس تماس ميگيرد. وقتي مأموران به محل رسيدند با من تماس گرفتند تا بروم و جسد را شناسايي كنم. وقتي بالاي جنازه رسيدم، ديدم جسد مربوط به پسرم بابك است. پس از ختم جلسه، هيئت قضايي بنا به درخواست اولياي دم، دستور پرداخت ديه از بيتالمال را صادر كردند.