
به گزارش خبرنگار ما، ظهر روز 29 مردادماه سال 92 بود كه مأموران پليس تهران از حادثه خونين در محله فلاح با خبر و در محل حاضر شدند. بررسيها نشان داد كه داوود در جريان يك درگيري مجروح و بعد از انتقال به بيمارستان فوت شده است. يكي از دوستان مقتول گفت:داوود روز گذشته با يكي از دوستانش كه طاها نام دارد، درگير شد. در جريان آن درگيري طاها با چوب ضربهاي به سر داوود زد و فرار كرد. بعد از حضور بازپرس در بيمارستان و انتقال جسد به پزشكي قانوني، طاها به عنوان مظنون اصلي تحت تعقيب قرار گرفت و دستگير شد. او در جريان تحقيقات به جرمش اعتراف كرد و گفت: من و مقتول هر دو به مصرف مواد اعتياد داشتيم. او چند بار از من مواد گرفت، اما پولش را نميداد.
چند بار سر اين موضوع با هم دعوا كرديم تا اينكه حادثه اتفاق افتاد. بعد از كامل شدن تحقيقات، پرونده براي رسيدگي به شعبه دوم دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد و متهم صبح ديروز از زندان به جلسه دادگاه منتقل شد. از آنجا كه اولياي دم در جلسه دادگاه حاضر نشده بودند، هيئت قضايي رأي به تجديد جلسه دادند.
متهم در حاشيه جلسه دادگاه به خبرنگار ما گفت: آن روز من و داوود در منزل يكي از دوستان مشتركمان بوديم. داوود گفت بدنش درد ميكند و كمي مواد احتياج دارد. رفتم كمي مواد تهيه كردم و با هم كشيديم. از منزل كه بيرون رفتيم. از او پول مواد را خواستم، اما داوود گفت پول ندارم. از قبل هم به من بدهكار بود و ميدانستم نميخواهد بدهي مرا بدهد به همين دليل عصباني شدم و بر اثر مصرف مواد متوجه رفتارم نبودم. تكه چوبي را كه كنار خيابان افتاده بود، برداشتم و يك ضربه به سر او زدم. وقتي ديدم داوود خونين بر زمين افتاد از ترس فرار كردم، اما بعداً متوجه شدم دوستان كارتنخوابم كه در آن حوالي بودند، داوود را به بيمارستان بردند. متهم ادامه داد: مدتي متواري بودم تا اينكه به خاطر سرقت دستگير شدم و در زندان به قتل اعتراف كردم.