از سال 1368 مقام عظماي ولايت، حضرت آيتالله امام خامنهاي مدظله العالي از تهاجم فرهنگي، تهديد فرهنگي، جنگ نرم، ناتوي فرهنگي و تهديد نرم به عنوان مهندسي فرهنگي دشمن براي تضعيف اركان خانواده در جامعه اسلامي نام بردند و همواره با تعابيري همچون شبيخون فرهنگي، رخنه فرهنگي و هجوم فرهنگي به تهديدات جبهه دشمن براي انحراف سبك زندگي اسلامي - ايراني به سوي زندگي غربي به عنوان دومين تهديد ياد كردند.
متأسفانه از آن تاريخ نخبگان علوم انساني و صاحبنظران علوم اجتماعي به دامنه خطرات موجود به طور جدي توجه نكردهاند و اگر هم تلاشي كردهاند، در قالب و اندازه گستردگي هجوم دشمن نبوده و بيشتر جوانب نظري را مورد توجه قرار دادند. نفوذ به جامعه اسلامي كه نتيجه شومي به عنوان خطر تهي شدن پايههاي جامعه و تضعيف ساختار آن دارد، همواره اجرا ميشده و ابزار اين تهاجم در غالب شبكههاي ماهوارهاي و فضاي مجازي همواره در نقش توپخانه فرهنگي دشمن ايفاي نقش كردهاند. آمار جوانان مجرد و آماده ازدواج وقتي با ميزان افزايش آمار طلاق، خانوادههاي زن سرپرست و بيسرپرست و آمار بيوههاي جوان كنار يكديگر قرار گرفتند، پازل شوم جبهه دشمن را تكميل كردند.
عدمتوجه به خانواده به عنوان اصليترين واحد اجتماعي و جامعه و همچنين محور اساسي هويت اسلامي و ملي نه تنها مورد توجه قرار نگرفته بلكه خطر آنچنان نزديك و جدي به نظر رسيد كه معظمله بارها و بارها مثل آنچه در سخنراني ايشان در خراسانجنوبي بيان شد، واقعيت تلخ نفوذ جريان مدرنيته را بيان كردند و خانواده و ارزشهاي مرتبط با آن و همچنين جايگاه اساسي آن در رشد و تعالي فرهنگي مورد توجه ايشان قرار گرفت.
يكسري آسيبهايي كه خانواده را مورد تهديد و هجوم قرار ميداده و هنوز هم با شدت ادامه دارد، مواردي همچون طلاق عاطفي، زندگي بدون تعهد (ازدواج سفيد)، كمرنگ شدن ارزشهاي عاطفي و روابط مرتبط با آن است كه آنچنان جدي و پررنگ شد كه هر فرد دلسوزي را به انديشه و تكاپو وادار كرد. كاهش آمار خانوادههاي متكامل و متعارف و افزايش آمار خانوادههاي متزلزل، توانمندي خانواده را به عنوان يك مجموعه متعهد از بين برده و در اين شرايط هيچ يك از اعضاي خانواده از سالمندان گرفته تا پدر و مادر و كودكان، در جايگاه واقعي خود واقع نشدهاند.
خانوادههاي فرزندسالار، كودكان كليددار (بچههايي كه در غيبت والدين كليد منزل را در دست دارند و به خانه ميآيند)، خطر جدي در برابر خانوادهها قرار گرفتهاند و طلاق به عنوان عامل ايجاد تزلزل در نهاد خانواده، زشتي خود را از دست داد. ضعف حمايت از زنان سرپرست خانوار همراه با افزايش آمار آنها باعث شد تا كيان خانوادههاي ديگر نيز در معرض گردباد خطر قرار گيرد. در همين جا فقدان سازوكارهاي مناسب براي تكريم سالمندان و فقدان سياستهاي حمايتي از آنها در جهت حفظ و ارتقاي سلامتي آنها نه تنها مورد غفلت واقع شد بلكه سپردن سالمندان به مراكز نگهداري به عنوان يك رفتار امروزي مورد توجه و عمل قرار گرفت.
دولتها به جاي تقويت و تشويق خانوادهها در پيشبرد اهداف و برنامههاي كشور در همه عرصههاي فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي برنامه معيني در اين زمينه ارائه ندادند. تمام اين دلايل و آسيبها باعث شد سياستهاي كلي خانواده توسط رهبر معظم و معزز انقلاب اسلامي ترسيم و ارائه شود تا ضمن تبيين جايگاه خانواده و هدايت آن به مقام واقعي و ارزشمند خود، همچنين با اجراي آنها جامعه در مقابل هجومهاي فرهنگي مسلح و بيمه شود.
در خاتمه بايد به موضوع همسرگزيني مناسب، ازدواج آسان و ترويج و تسهيل آن همسو با ارتقاي سرمايههاي اجتماعي مانند اعتماد اجتماعي و مشاركتهاي اجتماعي اشاره كرد. در اين زمينه خانوادهها، دولت و نهادهاي متولي به طور جدي بايد وارد ميدان شوند و اجازه ندهند تا جوانان پاكدامن و ارزشمدار ايراني به انحراف كشيده شوند. با ابلاغ سياستهاي خانواده ديگر حجت بر دولت و نخبگان و نظريهپردازان اجتماعي تمام شده و از اين جا به بعد هر گونه غفلت يا قصوري بايد با شدت مورد مؤاخذه قرار گيرد چراكه چالشها و آسيبها در ابعاد فرهنگي به مرز هشدار رسيده و هيچكس را در امنيت قرار نداده است.
* رفتارشناس و آسيبشناس اجتماعي