
فوتبال ايران مهر ماه حساسي را پيشرو دارد و تيم ملي فوتبال روزهاي 15و 20 مهر در دو بازي حساس در راه جام جهاني روسيه به مصاف ازبكستان و كره جنوبي ميرود، دو مسابقهاي كه امتيازهاي آن ميتواند نقش زيادي در روند بازيهاي كشورمان در انتخابي جام جهاني داشته باشد. اهميت اين دو مسابقه سبب شده تا ليگ برتر فوتبال كشورمان به فاصله سه بازي بعد از يك تعطيلي چند هفتهاي، دوباره تعطيل شود. تعطيليهاي پي در پي ليگ در روزهاي آخر، جبهه موافقان و مخالفان را روبهروي هم قرار داده و سبب شد رسانههاي برخي مربيان ليگ برتري نسبت به تعطيلي دوباره ليگ موضع بگيرند و از آن انتقاد كنند.
هر چند در اينكه ليگ فوتبال كشورمان نبايد هر چند هفته يكبار به بهانهاي تعطيل شود، شكي نيست و اين به طور قطع آمادگي تيمهاي را تحتالشعاع قرار ميدهد و سبب ميشود تا باشگاهها نتوانند آن شرايط آرماني را در بازيهاي ليگ داشته باشند، به هر حال وقتي بعد از دو يا سه بازي ليگ با وقفه روبهرو ميشود، اين مسئله يك تيم براي اينكه شرايط آرمانياش را حفظ كند، دچار مشكل ميكند و بايد دورههاي مختلف بدنسازي را پشت سر بگذراند، البته در نقطه مقابل هم نگراني مربيان تيم ملي با توجه به مسابقات حساسي كه تيم ملي پيشرو دارد، را نيز نميتوان ناديده گرفت و كرش و همكارانش هم دلايل خودشان را براي برپايي اردوهاي بلندمدت پيش از بازيهاي انتخابي جام جهاني دارند. با اين وجود در اين مقال بحث بر محق بودن تيم ملي يا باشگاهها نيست.
نگاهي به اسامي منتقدان و موافقان تعطيليهاي پي در پي ليگ نشان از اين دارد، كه اين مسئله به دستآويزي براي زورآزمايي موافقان و مخالفان كارلوس كرش بدل شده است. ميشود گفت كه تعطيلي ليگ تنها يك بهانه و حربه شده است براي اينكه كساني كه يا در جبهه سرمربي پرتغالي هستند يا در جبهه مقابل اين مربي، مقابل هم قرار بگيرند و اين مسئله در پشت پرده حمايت از منافع ملي پنهان شده است. منتقدان ميگويند اين تعطيليها به ليگ ضربه ميزند و آنسو موافقان هم معتقدند با توجه به اهميت بازيهاي ملي، بايد با وقفهها كنار آمد. با وجود اين دلايل، اما همانطور كه اشاره شد وجود نامهايي چون امير قلعهنويي و برانكو در بين مخالفان تعطيليهاي ليگ و در مقابل عليرضا منصوريان در بين موافقان، به خوبي نشان ميدهد كه اين مسئله بيشتر از آنكه احساس خطر براي منافع ملي و باشگاهي در آن پنهان باشد، به ميداني براي رويارويي موافقان و مخالفان كرش بدل شده است كه با توجه به سوابق كه دو طرف دارند، كمتر ميشود، احساس خطر اين مربيان را براي منافع ملي باور كرد. هر چند نميتوان به افرادي كه جزو مخالفان شناسنامهدار كرش در ايران هستند، به خاطر اينكه نظرشان را درباره تعطيلي ليگ رسانهاي كردهاند، انتقادي وارد كرد اما نگاهي به مواضع قبلي اين مربيان درباره كرش و تيم ملي نشان از اين دارد كه اين انتقادها بيشتر از آنكه براي دلسوزي باشد، جنبه شخصي و تلافي جويانه دارد. به همين خاطر نكتهاي كه بايد بيشتر از هميشه مورد توجه دلسوزان فوتبال كشور قرار بگيرد، دوري از دخالت دادن اختلافات شخصي در انتقاداتشان است و اين ميتواند، انتقادي را كه ميشود، موجهتر نشان دهد.
با اين حال متأسفانه شاهد آن هستيم كه مخالفان كرش به بهانههاي مختلف سعي در زير سؤال بردن برنامههاي كرش براي تيم ملي دارند، موضوعي كه ميتواند منافع ملي را در فوتبال به خطر بيندازد و تيم ملي فوتبال كشورمان را كه در راه جام جهاني نيازمند آرامش است، با بحران و حاشيه روبهرو كند. اين در حالي است كه فوتبال ملي ايران با توجه به مسابقات حساسي كه پيش رو دارد، بيشتر از هر چيز نيازمند همبستگي و همدلي بين مربيان باشگاهي و ملي است. به همين خاطر بديهي است كه منتقدان كرش در صورتي كه دل در موفقيت تيم ملي دارند، با كنار گذاشتن اختلافات و مسائلي شخصي كه با سرمربي تيم ملي دارند، با عدم انتقادهاي مغرضانه، به تيم ملي براي صعود به جامجهاني كمك كنند.