کد خبر: 812672
تاریخ انتشار: ۳۱ شهريور ۱۳۹۵ - ۲۱:۰۰
زرنگ كسي است كه كار نمي‌كند!
اغلب افراد بسته به هوش و تكامل يافتگي شخصيت‌شان، در مقطعي از زندگي خود به اين نتيجه مي‌رسند كه...
مصطفي هاشمي‌نسب *
اغلب افراد بسته به هوش و تكامل يافتگي شخصيت‌شان، در مقطعي از زندگي خود به اين نتيجه مي‌رسند كه اگر در عرصه‌هاي مختلف علمي، اقتصادي، اجتماعي و... تلاش بيشتري مي‌كردند، حتماً امروز در موقعيت بهتري قرار داشتند. معمولاً ذهن بيشتر ما پر است از اگرهايي كه اگر به واقعيت مي‌پيوست، الان حال و روز ديگري داشتيم، اگر بيشتر درس مي‌خواندم، اگر بيشتر كار مي‌كردم، اگر بيشتر فكر مي‌كردم و...  اگر نگوييم علت همه اين اگر‌ها در يك واژه خلاصه شده «تنبلي‌» است، اما مي‌توانيم بگوييم كه بيشتر نا‌كامي‌هاي افراد با شرايط متفاوت ريشه در همين يك كلمه دارد.  براي روشن‌تر شدن مسئله كافي است به عرصه‌هاي مختلف اجتماعي‌مان سر بزنيم.

در خانواده‌هاي امروزي اغلب پدر و مادر‌ها از تنبلي فرزندان به ويژه نوجوانانشان گلايه دارند و پس از كلي سر و كله زدن و ايجاد تنش، عطاي كار كردن و اثر‌گذار بودن فرزندشان در خانه را به لقايش مي‌بخشند و بي‌خيالش مي‌شوند.



به نهاد‌هاي آموزشي‌مان نگاهي بيندازيم. در مدارس و دانشگاها هم تنبلي به شكل‌هاي مختلف نمود دارد. از درس نخواندن دانش‌آموزان بگيريد تا عدم مشاركتشان در فعاليت‌هاي كلاسي. اوضاع در دانشگاه‌ها بسيار بدتر هم مي‌شود. دانشجويان از اول ترم به‌دنبال آنند تا كتاب معرفي شده به عنوان منبع درسي را تبديل به جزوه كنند، بعد با خواهش و التماس از استاد مي‌خواهند تا بيست نمونه سؤال بدهد و از بين آنها هم ده سؤال مهم را جدا كند تا دانشجويان براي امتحان پايان ترم راحت‌تر باشند.


در روز امتحان هم خيلي‌ها را مي‌بيني كه همان ده سؤال را در برگه‌هايي كوچك و به اصطلاح رايج اوراق كمك امتحاني همراه خود آورده‌اند تا بتوانند به‌راحتي و بدون زحمت نمره قبولي بگيرند. تازه درهمان دانشگاه‌هايمان هم اگر قرار باشد روزي قانون سه شانزدهم غيبت به درستي اجرا شود، كلي از دانشجويان به امتحانات پايان ترم هم نخواهند رسيد، چراكه تنبلي مانع از حضور منظم و مستمرشان در كلاس‌ها شده است.


از فضاهاي آموزشي خارج و وارد عرصه كار و اشتغال شويم. در اداراتمان كه وضعيت معلوم است. در بهترين حالت و با كلي اغماض ساعات كاري مفيد كمتر از دو ساعت تخمين زده مي‌شود. در بخش خصوصي و بازار هم اوضاع چندان تعريفي ندارد؛ بسياري از استادكارهاي قديمي و كارفرمايان جديد از كاري نبودن شاگردان و كارگرانشان شكايت دارند.


بگذاريد در كنار اين مصاديق عيني، دلايل ديگري هم براي ادعايمان بياوريم. به‌نظر شما ميزان بالاي استفاده از تلويزيون و اين روزها ساير رسانه‌هاي ديجيتال، پايين بودن مفرط سرانه كتابخواني، تمايل فراوان به مشاغل دولتي و مشخصاً پشت‌ميز‌نشيني، بي‌تمايلي به كسب تخصص و مهارت‌هاي كاري، نداشتن فرهنگ عمومي كار‌آفريني، وجود تعطيلات فراوان و بسياري موارد ديگر كه اگر شما هم دست به قلم شويد حتماً حساب و كتاب فهرستش از دستتان در مي‌رود، ريشه در چيزي غير از تنبلي دارد؟


به‌راستي چه اتفاقي افتاده كه وضع امروز ما به گونه‌اي‌ است كه تنبلي به ويژه از نوع اجتماعي‌اش تبديل به خصيصه جدايي‌ناپذير ما ايراني‌ها شده است؟ آيا اين تنبلي ارثيه‌اي تاريخي است كه نسل به نسل در ما و جامعه‌مان رواج و جريان داشته است؟ دلايل بروز و گسترش تنبلي اجتماعي در جامعه ما چيست؟ چرا وضعيت تنبلي در جامعه ايراني طي دهه‌هاي اخير بدتر هم شده است؟ چرا بنا بر آمار اعلام شده، ما پس از اعراب و آفريقايي‌ها جايگاه سوم تنبلي در جهان را به خود اختصاص داده‌ايم؟


مرور پيشينه جامعه ايراني و مراجعه به منابع


فرهنگي - تاريخي‌مان مي‌تواند تا حدودي راهگشا باشد و پاسخ برخي سؤالات ما را بدهد. مطالعه‌ تاريخ ايرانيان چه پيش از اسلام و چه پس از ظهور و گسترش آن، نشان مي‌دهد همواره و در همه برهه‌هاي تاريخي كار و تلاش به عنوان ارزش و هنجاري همه‌گير و پسنديده مطرح بوده است. رفتار و همچنين توصيه‌هاي فراوان پيشوايان ما به اهميت كار و تلاش و پرهيز از تنبلي و كاهلي نيز مؤيد همين مطلب است؛ پس در پيشينه تاريخي و فرهنگي ما بر خلاف آنچه امروز ديده مي‌شود هيچ‌گاه تنبلي به عنوان ارزش و هنجار اجتماعي مطرح نبوده است.



در گذشته نه چندان دور، جامعه ما آن كسي را زرنگ مي‌دانست كه بيشتر كار مي‌كرد و زحمت مي‌كشيد، اما امروزه و بر اثر جابه‌جايي هنجارها هر كس كمتر كار كند و با توسل به انواع حيله‌ها و زير پا گذاشتن ارزش‌هاي اخلاقي جامعه سود بيشتري به‌دست آورد زرنگ است.



اگر بخواهيم زمينه‌ها و دلايل ديگر رواج تنبلي درجامعه را به‌طور واقعي بررسي كنيم، نمي‌توانيم بر ضعف نظارت در جامعه‌مان چشم بپوشيم. ما درجامعه امروزمان چه در بعد اجتماعي و چه در بعد قانوني نظارت درست و مناسبي بر عملكرد افراد در نقش‌ها و موقعيت‌هاي مختلف نداريم. البته بايد نداشتن نظام ارزشيابي كار‌آمد در عرصه‌هاي مختلف كشور را نيز به آن اضافه كنيم.


با چنين وضعي وقتي يك كارمند يا كارگر كارا و كوشا مي‌بيند كه تفاوت چنداني بين او و همكار تنبلش نيست و اساساً ارزشيابي درستي از ميزان كارايي افراد صورت نمي‌گيرد، طبيعي است كه ديگر انگيزه‌اي براي تلاش و كار بيشتر و افزايش كيفيت محصولش نداشته باشد و كم‌كم به جرگه‌ تنبل‌ها بپيوندد. به همين خاطر است كه جامعه‌شناسان معتقدند تنبلي يك بيماري اجتماعي آن هم از نوع مسري است و وقتي در جامعه‌اي فراگير مي‌شود روز‌به‌روز افراد بيشتري را مبتلا خواهد كرد.


همانگونه كه گفته شد امروزه تنبلي در جامعه ايران اگر ارزش محسوب نشود، هرگز ضد‌ارزش هم نيست. طبيعي است وقتي تلقي يك جامعه نسبت به پديده‌اي منفي نباشد نمي‌توان براي كنترل و مهار آن روي قدرت نظارت و كنترل اجتماعي حساب باز كرد. در كنار اين موارد و شايد مهم‌تر از اينها، تصور كنشگر از اعمال وكنش‌هاي خود است. بسياري از رفتارها و كنش‌هاي ما با اينكه از مصاديق روشن تنبلي است اما خودمان چنين تصوري درباره آنها نداريم؛ در چنين حالتي حتي اگر تنبلي از ارزش بودن تبديل به ضد‌ارزش هم شود، باز هم از فراواني و تكرار ارتكاب آن در سطح جامعه كاسته نخواهد شد.


يكي ديگر از دلايل تنبل شدن ما رواج فراوان تقدير‌گرايي درجامعه است؛ جالب است بدانيد كه تنبلي رابطه مستقيمي با تقدير‌گرايي دارد. شخصي كه تقدير‌گرايي در وجود او پررنگ است براساس آموزه‌هاي دريافتي معتقد است چه بكوشد و چه نكوشد، نمي‌تواند تغييري در سرنوشت خود ايجاد كند. او بيشتر از اينكه كار و تلاش را درآينده خود مؤثر بداند، بخت و اقبال، قضا و قدر، قسمت و... را تأثيرگذار مي‌داند. در چنين حالتي فرد فاقد انگيزه لازم براي تلاش و كوشش بيشتر است.



در كنار اين موارد حاكم بودن روابط به جاي ضوابط در تعاملات اجتماعي ما و عدم اجراي قوانين و ضعف در قانون مندي در سطح جامعه هم در تنبل‌پروري تأثيرگذار بوده و اين روند را تسريع و تشديد نموده است. وقتي فردي مي‌بيند كه هرچه سعي و تلاش كند، تا رابطه وآشنايي نداشته باشد راه به جايي نمي‌برد، نااميد از همه جا تلاش خود را به جاي صرف در كار، معطوف به يافتن آشنا و پارتي مي‌كند.



همانطور كه اشاره شد مجموعه‌اي از علل و عوامل مختلف كه هم ريشه در فرد و هم در ساختار جامعه دارد و ما تنها به مواردي از آن كه براي آحاد جامعه قابل فهم و مشاهده است اشاره كرديم، دست به دست هم داده تا جامعه امروز ما در يك كلام واجد صفت تنبلي باشد؛ صفتي كه بسياري ديگر از صفات نا‌مطلوب و ناپسند جامعه يا ناشي از آنند يا با آن ارتباط مستقيم دارند.
خسارت‌ها و عوارض سوء اين خصيصه نامطلوب اجتماعي در دنيايي كه يكي از ويژگي‌هاي بارزش سرعت در تغييرات و تحولات است مي‌تواند چند برابر باشد.


ما به عنوان افراد جامعه ايراني اگر خواهان پيشرفت و تحقق اهداف آن در سرزمين‌مان هستيم بايد تنبلي را كنار بگذاريم و نقش فعالانه‌تري در عرصه‌هاي مختلف ايفا كنيم وگرنه روز‌به‌روز بر فاصله ما و جوامع پيشرفته افزوده خواهد شد و اين افزايش فاصله‌ها موجبات وابستگي روز‌افزونمان را فراهم خواهد كرد.


* كارشناس ارشد جامعه‌شناسي

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها